غزل شمارهٔ ۱۸۸
انوری
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۱۸۸
دل از خوبان دیگر برگرفتم
ز دل نو باز عشقی درگرفتم
ندانستم که اصل عاشقی چیست
چو دانستم رهی دیگر گرفتم
فکندم دفتر و جستم ز طامات
خراباتی شدم ساغر گرفتم
عتاب دوستان یکسو گرفتم
کتاب عاشقی را برگرفتم
ز بهر عشق تو در بتپرستی
طریق مانی و آزر گرفتم
غزل شمارهٔ ۱۸۷: آخر در زهد و توبه دربستم
غزل شمارهٔ ۱۸۹: ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل از خوبان دیگر برگرفتم
ز دل نو باز عشقی درگرفتم
هوش مصنوعی: از دل دیگران که ویژگیهای خوب داشتند فاصله گرفتم و عشق تازهای را در دل خود جا دادم.
ندانستم که اصل عاشقی چیست
چو دانستم رهی دیگر گرفتم
هوش مصنوعی: نمیدانستم که عشق واقعی چه معنایی دارد، اما وقتی فهمیدم، مسیر دیگری را انتخاب کردم.
فکندم دفتر و جستم ز طامات
خراباتی شدم ساغر گرفتم
هوش مصنوعی: کتابم را رها کردم و از پیچیدگیهای زندگی دور شدم. حالا در حال نوشیدن هستم و به لذتهای زندگی مشغولم.
عتاب دوستان یکسو گرفتم
کتاب عاشقی را برگرفتم
هوش مصنوعی: دوستیهای پرتنش و یکنواخت را کنار گذاشتم و به عشق و احساسات خود پرداختم.
ز بهر عشق تو در بتپرستی
طریق مانی و آزر گرفتم
هوش مصنوعی: برای عشق تو، من به پرستش بتها روی آوردم و راه مانی و آزر را انتخاب کردم.