برگردان به زبان ساده
آخر در زهد و توبه دربستم
وز بند قبول آن و این رستم
هوش مصنوعی: در نهایت، با ترک دنیا و بازگشت به خودم، خود را از پذیرش دوگانگیها رها کردهام و به یک تصمیم قطعی رسیدهام.
بر پردهٔ چنگ پرده بدریدم
وز بادهٔ ناب توبه بشکستم
هوش مصنوعی: من پردهٔ موسیقی را پاره کردم و از شراب ناب توبهام را شکستم.
با آن بت کمزن مقامر دل
در کنج قمارخانه بنشستم
هوش مصنوعی: با آن معشوق، دل را در بازی قمار میزنم و در گوشهای از قمارخانه نشستهام.
چون نوبت حسن پنج کرد آن بت
زنار چهارگانه بربستم
هوش مصنوعی: زمانی که نوبت زیبایی و لطف فرا رسید، من آن زن زیبای با زنجیرهای چهارگانه را رها کردم.
از رخصت عشق رخنهای جستم
وز عادت مادر و پدر جستم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، از محدودیتهای زندگی فرار کردم و از عادات پدر و مادر خود رها شدم.
چون پای بلا به جور بگشادم
بیباده مباد یک نفس دستم
هوش مصنوعی: زمانی که در برابر مصیبتها و مشکلات قرار گرفتم، امیدوارم که حتی برای یک لحظه هم از رنج و درد دور نشوم.
در بتکده گاه موئمن گبرم
در مصطبه گاه عاقل مستم
هوش مصنوعی: در مکانی که بت پرستها گرد هم آمدهاند، من مانند یک مؤمن مینشینم و در جایگاه عاقلان، حالت مستی را تجربه میکنم.
دستم ز زبان خصم کوته شد
کامروز چنان که گویدم هستم
هوش مصنوعی: امروز به گونهای صحبت کردم که زبان حریفم بسته شد و نتوانست چیزی بگوید، همانطور که من پیشتر بیان کرده بودم.