برگردان به زبان ساده
فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست
والا عضد دولت نزدیک مجیرست
هوش مصنوعی: ملک فرخ در مشرق، میهمان وزیر است وگرنه، پشتیبانی دولت در نزد مجیر قرار دارد.
ماه است وزیر و ملک مشرق خورشید
خورشید فروزنده بر ماه منیرست
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی و روشنایی ماه اشاره شده که مانند وزیر و سرپرست است و خورشید به عنوان پادشاه اساسی در سمت مشرق درخشان است. در واقع، ماه به عنوان نوری در میان ظلمتها میدرخشد و روشنایی خاصی دارد که به آن زیبایی و جلوه میبخشد.
ابرست وزیر و عضدالدوله دریاست
دریای گهر بخش بر ابر مطیرست
هوش مصنوعی: ابر مانند وزیر و عضدالدوله چون دریا است، که دریای گوهر، بر ابر باران میبارد.
آن در هنر و مردی بییار و همال است
وین درکرم و رادی بیمثل و نظیرست
هوش مصنوعی: یکی در هنر و مردانگی تنها و بدون همپیمان است، و دیگری در سخاوت و نیکی بینظیر و بیهمتاست.
آنگاه شجاعت به همه فخر مشار است
وین وقت کفایت به همه خیر مشیرست
هوش مصنوعی: در آن زمان، شجاعت به عنوان نقطه قوت همه نمایان میشود و در این لحظه، توانمندی به عنوان بهترین راهنما برای خیر و نیکی دیده میشود.
با دانش پیرست آن هر چند جوان است
با بخت جوان است این، هر چند که پیرست
هوش مصنوعی: هر کسی که دانش و تجربه دارد، حتی اگر سنش کم باشد، از جوانی برتر است. و در عوض، کسی که به ظاهر جوان است اما تجربه و دانش کمتری دارد، اگرچه سنش بیشتر باشد، از جوانی واقعی بهرهای ندارد.
همواره وزیرست به اقبال ملک شاد
پیوسته ملک شاد به تدبیر وزیرست
هوش مصنوعی: وزیر همیشه در خوشبختی و موفقیت پادشاه نقش دارد و پادشاه نیز به خاطر تدبیر و تدبیر وزیر است که خوشحال و موفق است.
خصمان چو تَذَروند و ملک باز سفیدست
شاهان چو غدیرند و ملک بحر قعیرست
هوش مصنوعی: دشمنان زمانی که در حال آسیب زدن هستند، اما کشور و سرزمین همچنان با عظمت و پاک باقی میماند. پادشاهان مانند رودخانهای بزرگ و پر آب هستند، در حالی که حکومتها و سرزمینهای دیگر، شبیه دریاهایی عمیق و بینهایت به نظر میرسند.
با باز کجا پرد جایی که تذروست
با بحر کجا کوشد جایی که غدیرست
هوش مصنوعی: با پرندهای که در آسمان آزاد است، چرا به جایی بروی که پرندهای دیگر وجود دارد؟ و با دریا که جاری است، چرا به جایی برسی که فقط در آن جویبار وجود دارد؟
دولت ز بَرِ ناصر دین دور نگردد
تا ناصر دین را ملکالعرش نصیرست
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت از ناصر دین دور نخواهد شد، تا زمانی که او در کنار خود حمایتی چون ملکالعرش دارد.
شاهی است که بر تخت جهانداری و شاهی
چون جد و پدر نیکدل و پاکضمیرست
هوش مصنوعی: امپراتوری بر تخت سلطنت نشسته است که مانند پدر و جدش، دلنیک و روحی پاک دارد.
اندیشه نداند که شعار هنرش چند
کاندیشه قلیل است و هنرهاش کثیرست
هوش مصنوعی: اندیشه نمیداند که نماد هنر آن چقدر کم فکر است، در حالی که هنرهای او بسیار زیاد است.
برگ شجر و قطرهٔ باران بهاری
هنگام شمار از هنرش عُشرِ عشیرست
هوش مصنوعی: برگ درخت و قطرههای باران بهاری نشان از زیبایی و هنر طبیعت دارند و در حقیقت، اینها نمادهای خاصی از محبت و دوستی هستند.
ای شاه تویی دیدهٔ دین و دل و دولت
آنکیستکه او را ز دل و دیده گزیرست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو مرشد و راهنمای دین و روح و قدرت هستی. چه کسی میتواند از قلب و دیدگان تو فرار کند؟
ازتاج وسریرست شهان را شرف و فخر
وز فر تو فخر و شرف تاج و سریرست
هوش مصنوعی: عظمت و افتخار پادشاهان به تاج و تخت آنهاست، اما این تاج و تخت به خاطر وجود توست که شرف و افتخار پیدا کردهاند.
با قدر تو عَیّوق برابر نبود زانک
قدر تو عظیم آمد و عیوق حقیرست
هوش مصنوعی: عظمت و ارزش تو به قدری بالاست که هیچ چیز نمیتواند با تو مقایسه شود؛ زیرا ارزش تو بسیار بزرگ و با اهمیت است، در حالی که عیوق (مخلوق یا چیزی کم ارزش) در برابر تو ناچیز و کوچک به نظر میرسد.
تا نام تو بنوشت دبیر از بر منشور
سیاره غلام قلم و دست دبیرست
هوش مصنوعی: وقتی که نام تو بر روی ورق نوشته میشود، قلم و دست نویسنده برای این کار خدمتگزار هستند.
گر چرخ تورا مال دهد درخور همت
گردد غنی از همت تو هرکه فقیرست
هوش مصنوعی: اگر زندگی به تو ثروت بدهد، به اندازه تلاش و همت تو موفق میشوی. هر کسی که فقیر است، نتیجه عدم همت خودش است.
در چشم هنر خاک قدمهای تو سرمهاست
در مغز ظفر خاک سوارانت عبیرست
هوش مصنوعی: در چشم هنر، رد پاهای تو به مانند سرمهای زیباست و در ذهن پیروزی، خاک سواران تو معطری دلانگیز است.
عفو تو نگه مهر توابی ز بهشت است
خشم تو نگه کینه عذابی ز سعیرست
هوش مصنوعی: بخشش و رحمت تو مانند آبی است که از بهشت سرازیر میشود، اما خشم و کینهات همچون عذاب آتشین است.
گر پیش حسودت سعر از آهن و سنگ است
با نوک سنان تو پرندست و حریرست
هوش مصنوعی: اگر حسود تو را با چیزهای بیارزش مانند آهن و سنگ بسنجد، باید بداند که با ترفندهای تو همچون پر و حریر ارزشمندتر از آن چیزی است که میپندارد.
در روی زمین نیست تو را هیچ مخالف
ور هست چنان دان کهگرفتار و اسیرست
هوش مصنوعی: هیچ دشمنی بر روی زمین وجود ندارد که با تو مخالفت کند، پس بدان که مثل کسی هستی که در بند و اسیر است.
حقا که هنوز از فَزَع روز مصافت
در خانهٔ خان ناله و فریاد و نفیرست
هوش مصنوعی: واقعاً باید گفت که هنوز صدای ناله و فریاد و همهمهای از ترس روز سفر در خانهٔ آقای خان به گوش میرسد.
از خنجر تو بر لب جیحون و به توران
خاک و رخ اعدا چو طبرخون و زریرست
هوش مصنوعی: خنجر تو بر لب جیحون قرار دارد و خاک توران را پوشانده است، چهره دشمنان مانند خون بر زمین افتاده و زریر نیز در این بین حاضر است.
در عالم اگر چرخ اثیرست فرو تر
تیغت به اثر چیرهتر از چرخ اثیرست
هوش مصنوعی: اگر در جهان نیرویی برتر وجود دارد، شمشیرت میتواند بیشتر از آن نیرو تأثیرگذار باشد.
هر جا که کشی رایت و هر جا که نهی روی
تیغ تو میان ظفر و فتح سفیرست
هوش مصنوعی: هر کجا که پرچمت را برافرازی و هر جا که با تیغ خود ضربه زنی، در آنجا پیروزی و موفقیت تو بر قرار است.
بیش از پدر بهمن و بیش از پسر زال
اندر سپهت حاجب و سالار و امیرست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در این سپاه، مقام و اعتبار فرد بیشتر از پدر بهمن و همچنین بیشتر از پسر زال است. او در این سپاه هم مقام حاجب و هم سالاری و فرماندهی را دارد.
در ملک مسیرست به نصرت سپهت را
چندانکه کواکب را بر چرخ مسیرست
هوش مصنوعی: در سرزمین تو، راهی به سوی پیروزی وجود دارد، به اندازهای که ستارهها در آسمان در حرکت هستند.
چون مدت ایام طویل است تو را عمر
وز عمر تو دست بد ایام قصیرست
هوش مصنوعی: به دلیل طولانی بودن زمان، عمر تو طولانی است، اما دست روزگار بر عمر تو تاثیر میگذارد و آن را کوتاه میکند.
از دولت پیروز به اقبال تو هر روز
در روضهٔ رضوان پدرت مژدهپذیرست
هوش مصنوعی: هر روز از خوشحالی و موفقیت تو، در بهشت پدرت خبرها و نویدهای خوبی میرسد.
او بر لب جوی می و شیرست به شادی
تا با تو جهان ساخته همچون می و شیرست
هوش مصنوعی: او در کنار جوی شیر و شراب است و از شادی میخندد، زیرا با تو جهانی را آفریده که مانند شراب و شیر شیرین و دلپذیر است.
ای پادشه عصر طرب کن به چنین وقت
کایّام طرب کردن و هنگام عصیرست
هوش مصنوعی: ای پادشاه عصر، در این زمان شادمانی کن، زیرا وقتی برای شادی و خوشگذرانی است.
بر نالهٔ زیر ازکف ساقی بستان می
کز بیم تو اعدای تو را نالهٔ زیرست
هوش مصنوعی: ساقی در حال ناله است و صدای او نالهای عمیق و زیر برای توست، زیرا از ترس تو این ناله را سر میدهد. این ناله به خاطر تو و به دلیل احساساتی که در وجود تو ایجاد کرده، به وجود آمده است.
بر قیر گره گیر قدح گیر شب و روز
کز هیبت تو روز بداندیش چو قیرست
هوش مصنوعی: بر روی قیر نشسته و جام بگیر، چرا که اثر وجود تو، روزهای بداندیش را همچون قیر تاریک و بیروح کرده است.
می نوش بر اشعار لطیف از قبل آنک
در مجلس تو ناقد اشعار بصیرست
هوش مصنوعی: نوشیدنی بخور و از شعرهای زیبا لذت ببر، زیرا در مجلس تو شخص دانایی وجود دارد که اشعار را خوب میشناسد.
مداح تورا هست خطر پیش بزرگان
تا خاطر مدّاح به مدح تو خطیرست
هوش مصنوعی: شما برای بزرگترها مهم هستید و به همین دلیل، بیان ستایشهای شما به خاطر اینکه ممکن است موجبات خطر و نگرانی شود، دارای اهمیت و حساسیت بالایی است.
تا تیر دبیری کند و زهره زند رود
تا ماهی و خوشه شرف زهره و تیرست
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباط میان سیارات و تأثیر آنها بر زندگی و سرنوشت انسان اشاره دارد. به این معناست که تیر، که نماد سیارهی پیکر است، به دبیری و هدایت میپردازد و زهره که نماد زیبایی و نعمت است، مثل رودی جاری و مفید میشود. در نهایت، این عناصر طبیعی به همان خوبی و زیبایی که در زندگی انسانها وجود دارد، اشاره دارند.
از خم چو کمان باد مر اعدای تو را پشت
کز راستی اَحباب تو را پشت چو تیرست
هوش مصنوعی: از خمیدگی مانند کمان باد، دشمنان تو را مورد هدف قرار میدهد؛ زیرا دوستان تو به راستی مانند تیر به هدف میزنند.
از مهر تو در ناز و طرب باد نکوخواه
کز کین تو بدخواه در اندوه و زَحیرست
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو باعث شادابی و سرور من است، در حالی که دشمنی تو باعث اندوه و غم دیگران شده است.
از دولت تو باد قرار دل دستور
کز طلعت تو دیدهٔ دستور قریرست
هوش مصنوعی: از نعمت وجود تو، دل نرمی و آرامش دارد، چون چهرهٔ تو باعث خوشحالی و روشنی چشمها است.