برگردان به زبان ساده
ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرین
وز هنرهای تو خشنود ایزد جانآفرین
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر مقام و سلطنت و شاهیات سزاوار ستایش هستی و خالق جانآفرین از هنرهایت راضی و خشنود است.
گرچه هستند آسمان را اختران نوربخش
رشک باشد بر زمینش تا تو باشی بر زمین
هوش مصنوعی: اگرچه ستارههای درخشان آسمان به زمین حسادت میکنند، ولی زمین تنها با وجود تو زیبایی و ارزش دارد.
در همه کاری دل تو راستی خواهد همی
راستی خواهد دل صاحبقران راستین
هوش مصنوعی: در هر کاری، دل تو به راستی تمایل دارد و همانطور که دل کسی که قرآن واقعی را درک کرده، به صداقت و راستگویی گرایش دارد.
نسختی از لوح محفوظ است گویی خاطرت
کاندرو بینی و دانی بودنیها بر یقین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این زندگی و سرنوشت آدمی مانند نوشتهای از سرنوشت است که از قبل تعیین شده، و گویی در حال تماشای آن هستی و میدانی که چه چیزهایی قرار است برایت اتفاق بیفتد.
زین قبل شاید که خوانندت حکیمان جهان
شهریار نیک دان و پادشاه دور بین
هوش مصنوعی: شاید قبل از این، حکیمان جهان تو را ستوده و مورد احترام قرار دادهاند، چون تو شهریار با حکمت و پادشاهی دوراندیش هستی.
نور تو تابنده بود از پشت آدم در ازل
ور بران نور اوفتادی چشم ابلیس لعین
هوش مصنوعی: نور تو در ازل از پشت آدم تابیده بود و اگر آن نور بر زمین میافتاد، چشمان شیطان لعنتی را کور میکرد.
سجده کردی و نگفتی کادم از طین است و من
آتشم، وآتس چرا سجدهکند در بیش طین
هوش مصنوعی: تو در حال سجدهای و نمیگویی که من از خاک ساخته شدهام و تو از آتش هستی. چگونه آتش میتواند در برابر خاک سجده کند؟
در جهانداری تو داری یار و همره تیغ تیز
گر سلیمان داشت مهری نقش کرده بر نگین
هوش مصنوعی: در حاکمیتی چون تو، یار و همراهی همچون تیغ تیز داری، درست مثل سلیمان که رد محبتش بر نگینش حک شده بود.
یار و همره تیغ باید در جهانداری نه مهر
در جهانداری به از مهری چنان تیغی چنین
هوش مصنوعی: برای رهبری و مدیریت در جهان، باید همراه و یاری مثل تیغ داشته باشی، زیرا مهربانی در این زمینه کفایت نمیکند و یک تیغ برشنده و قاطع بهتر از هر نوع محبت و دوستی است.
جود تو چون آب حیوان جان فزاید روز مهر
خشم تو چون زهر افعی جان رباید روزکین
هوش مصنوعی: بخشش و سخاوت تو مانند آب حیاتبخش است که جان انسان را سیراب میکند، اما در مقابل، خشم تو همچون زهر افعی کشنده است و میتواند جان را بگیرد.
پست گردد قد جَبّاران چو بِفزایی کمان
سست گردد دست مکاران چو بگشایی کمین
هوش مصنوعی: قد و قامت زورمندان به مرور زمان کوتاه میشود، و دستهای نیرنگبازان ضعیف میگردد وقتی که تو اقدامات لازم را انجام دهی و فریب آنها را افشا کنی.
بر سرینگور و چشم آهو اندر شعرها
شاعران معنی همیگویند چون دُرّ ثمین
هوش مصنوعی: در شعرهای شاعران، همچون مرواریدهای باارزش، مفهومی عمیق و زیبا نهفته است که بر سر گوری به شکل یک درخت سرسبز و چشمهای زیبای آهوی لطیف نمایان است.
زان شرفکز نُوکِ پیکانت همی روز شکار
زخم یابند آهوان بر چشم و گوران بر سرین
هوش مصنوعی: به خاطر شرافت تو از نیکی و زیباییات، روزها شکارچیان بر چشمان آهوان زخم میزنند و بر سر گورها میگذرانند.
با تنکوه است و چون با دست فَرّخ مرکبت
کوه تن دیدی که باشد بادْتگْ در زیر زین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی انسان با یک کوه یا سدّی بزرگ و سخت روبرو میشود، باید با تلاش و اراده قوی به جلو برود و از آن موانع عبور کند. در واقع، این تصویر به ما میآموزد که با وجود دشواریها و چالشها، با کوشش و تحمل میتوان بر آنها غلبه کرد.
نعل او درکوه و دشت آتش فشاند گاهگاه
زان نیارد دیدن آتش دیدهٔ شیر عرین
هوش مصنوعی: گاهی اوقات نعل او در کوه و دشت شعلههای آتش به راه میاندازد، اما گویی چشمان شیر جنگل نمیتوانند آن آتش را ببینند.
شکرگوی عفو و روزی خوارهٔ جود تواند
هرچه اندر ترک خاقان است و خان است و تکین
هوش مصنوعی: شکرگزار عفو و بخشش خداوند و روزیدهندهٔ عظیم، میتواند هر آنچه که در دل و جان پادشاهان بزرگ و قدرتمندان است را به دست آورد.
هر یکی را دیدهای چون بندگان چاکران
پیش درگاه تو مالیده به خاک اندر جبین
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را میبیند، مانند بندگان که در برابرت خم میشوند و خاک پای تو را میبوسند، سر به زمین میساید و نشان از بندگی و محبتش را بر پیشانی خود میگذارد.
آنچه تو در نوزده سال از جهان بگرفتهای
شرح آن تا حَشْر تاریخ شُهورست و سِنین
هوش مصنوعی: آنچه که در نوزده سال زندگیات به دست آوردهای و تجربه کردهای، داستان و روایت آن تا قیامت در تاریخ ثبت خواهد شد.
از پدر بگذشتهای در ملک و گیتی داشتن
حجت آن هست نزدیک خردمندان مبین
هوش مصنوعی: تو از پدر خود در دنیا و زمین فراتر رفتهای و دلیل این موضوع نزد افراد با خرد و فرزانه مشخص و روشن است.
بود ملک او ز جیحون و فرات و ملک توست
از لب دریای مغرب تا لب دریای چین
هوش مصنوعی: ملک و سرزمین او از نهر جیحون و فرات شروع میشود، اما سرزمین تو از ساحل دریای مغرب تا دریای چین است.
تهنیتگوید همی از عدل او بغداد را
جان عباس و بنیعباس در خُلد برین
هوش مصنوعی: بغداد به خاطر عدالت او شاد و خوشحال است و جان عباس و خاندان او در بهشت به سر میبرد.
آرزو ناید همی بغداد را با چون تو شاه
روزگار مُعتَصَم یا روزگار مُستَعین
هوش مصنوعی: آرزو نمیشود که بغداد صاحب شاهی از نوع معتصد یا مستعین شود.
عِزَّ ایمان در بقای توست و عزّ مؤمنان
زان لوای نو فرستادت امیرالمؤمنین
هوش مصنوعی: عزت و افتخار ایمان به پابرجایی تو بستگی دارد و بزرگمنشی مؤمنان نیز از پرچم و نشانهای است که تو به عنوان پیشوای مؤمنان فرستادهای.
زان قِبَل نام و خطابت بر لوا فرمود نقش
تا طَراز آن لوا باشد طراز ملک و دین
هوش مصنوعی: پرچم تو باید به گونهای باشد که نام و دعوت تو بر آن نقش بسته باشد، تا نشاندهنده قدرت و سلطنت دین و ملتی باشد.
او تورا دارد یمین وزیُمن باشد جاودان
بر یمین آن خلیفه کاو تو را دارد یمین
هوش مصنوعی: او تو را به چپ و راست در کنار خود دارد و همیشه در کنار آن حاکم خواهد بود که تو را در آغوش گرفته است.
تا بیاراید به فروردینِ فرخ باغ و راغ
از گل و از لاله و از سوسن و از یاسمین
هوش مصنوعی: برای زیباسازی باغ و فضای سبز در فصل بهار، از گلها و گیاهان مختلفی همچون گل و لاله و سوسن و یاسمین استفاده میشود.
عاشقان سازند با خوبان بهر جایی قرار
بلبلان با صُلصُلانگردند هر جایی قرین
هوش مصنوعی: عاشقها با معشوقان برای خود جایی پیدا میکنند، در حالی که بلبلها با پرندگان دیگر به هر جا که میروند، همراه میشوند.
باد تخت تو سپهر و تو برو شمس منیر
باد بزم تو بهشت و می در آن ماء مَعین
هوش مصنوعی: باد، آسمان را به عنوان تخت تو میداند و تو را همچون خورشیدی درخشان میبیند. مجالس تو بهشتی است و شراب در آن همچون آب زلال و گواراست.
در نشاط آواز داده سوی تو بخت بلند
در ظفر پرواز کرده گِرد تو روحالامین
هوش مصنوعی: در شادابی و خوشحالی، بخت بلند تو را به سوی خود میخواند و در پیروزی، روحالامین دور تو پرواز میکند.
از تو بر کردارهای خوب تو هر ساعتی
پیش یزدان شکرها گفته کِرامالکاتبین
هوش مصنوعی: با هر ساعتی که میگذرد، از تو برای اعمال نیکی که انجام دادهای، نزد خداوند متعال سپاسگزاری میشود و فرشتگان نویسنده، این اعمال را ثبت میکنند.