برگردان به زبان ساده
از هیبت و نهیب تو ای خسرو جهان
گشتند دشمنان بیجان تو و بیروان
هوش مصنوعی: از قدرت و ترس تو، ای شاه جهان، دشمنانت بیروح و بیجان شدهاند.
رُمحِ همه قلم شد و فَرقِ همه قَدَم
روی همه قفا شد و سود همه زیان
هوش مصنوعی: تمامی اسلحهها و ابزارها به قلم تبدیل شدهاند و هر نوع قدرت و سلطه به زیر پا گذاشته شده است. در این وضعیت، همه چیز به عقب رفته و به نوعی تمامی سودهایی که ممکن بود کسب شود، به زیان تبدیل شده است.
بر پایشان چو کُندهٔ پولاد شد رکاب
بر دستشان چو حلقهٔ زنجیر شد عنان
هوش مصنوعی: آنها ایستادهاند مانند تیرکهای فولادی و پاهایشان محکم و استوار است. در دستهایشان نیز گویا حلقههای زنجیر را محکم گرفتهاند. این تصویر نشاندهندهی قدرت و استواری آنهاست.
شمشیر در نهاده چو خصمان بهٔکدگر
آن بدسگال این شده این بدسگال آن
هوش مصنوعی: وقتی دو دشمن با شمشیر به جان هم میافتند، در واقع هرکدام از آنها به دنبال نابودی دیگری هستند و در این شرایط، رفتارهای ناپسند هر یک به همدیگر انتقال مییابد.
زین سان وزین نهاد گریزند سربهسر
آسیمه در ولایت و آشفته در جهان
هوش مصنوعی: به این صورت: به این شکل و با این وضع، همگی به صورت آشفته و در هم ریخته در سرزمینها و در جهان از هم دور میشوند.
گه گوید این که شعلهٔ تیغ آمد الحذر
گه گوید آنکه نامهٔ عفو آمد اَلْاَمان
هوش مصنوعی: گاهی میگوید که مراقب باش، چون تیغ کشیده شده است و گاهی میگوید که نامهٔ عفو و بخشش آمده، پس آرامش باش.
دل باید و خزانه و تیغ و سپاه و تخت
تا بر مراد خویش بود مرد کامران
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خواستهها و آرزوهای خود، انسان به عواطف (دل)، امکانات مادی (خزانه)، قدرت (تیغ و سپاه) و جایگاه اجتماعی (تخت) نیاز دارد تا بتواند به موفقیت دست یابد.
یعقوب را چو زین همه عُدَّت یکی نبود
بیهوده قصد ملک چرا کرد رایگان
هوش مصنوعی: یعقوب زمانی که تمامی وسایل و ابزار در اختیارش نبود، چرا بدون دلیل به سمت پادشاهی رفت؟
از پیش لاف زدکه منم مردکارزار
چون وقت حمله بود شد از بیم تو نهان
هوش مصنوعی: او از قبل ادعای شجاعت و دلاوری کرده بود، اما وقتی زمان نبرد فرا رسید، به خاطر ترسش پنهان شد.
بس کسکهگاه حمله چو میشی بودضعیف
هرچند گاه لاف چو شیری بود ژیان
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در مواقعی شجاعت و قدرت نمایی میکنند، اما در واقعیت ضعیف هستند. آنها ممکن است گاهی خود را مانند شیر قوی نشان دهند، ولی در باطن همچون میش آسیبپذیرند.
بگریخت زین ولایت و شد باز جای خویش
چون یافت از علامت و مَنجوق تو نشان
هوش مصنوعی: او از این سرزمین فرار کرد و به سرزمین خود بازگشت، چون نشانهای از تو، به شکل علامت و مَنجوق، پیدا کرد.
آری چو بانگ جُلجُل باز آید از هوا
دُرّاج زود بازگریزد در آشیان
هوش مصنوعی: زمانی که صدای جُلجُل در آسمان شنیده شود، جوجهپرندگان به سرعت به لانههای خود پناه میبرند.
کاسان و اوزگندو سمرقند پیش ازین
بودست گنجخانهٔ چندین تکین و خان
هوش مصنوعی: سمرقند در گذشته محل نگهداری گنجینههای زیادی بوده و دارای ثروت و امکانات فراوانی بوده است.
بیآنکه در نبرد فروزنده شد حُسام
بیآنکه در مصاف درخشنده شد سنان
هوش مصنوعی: بدون اینکه در جنگ و نبرد درخشان و برجسته شود، حسام به میدان آمده است و بدون اینکه در مبارزهی شجاعانه و دلیرانه بدرخشد، سنان نیز در عرصه حضور دارد.
بیآنکه شد کشیده یکی خنجر از نیام
بیآنکه شدگشاده یکی ناوک از کمان
هوش مصنوعی: بدون اینکه کسی خنجری از غلاف بیرون بکشد یا تیری از کمان رها کند، جنگ و درگیری به وقوع نمیپیوندد.
بگشادی این سه قلعه که هر قلعه را سزد
کس مهرکوتوال بود ماه پاسبان
هوش مصنوعی: این سه قلعه را باز کردند و هر کدام باید یک نگهبان مهربان و ماهرو داشته باشد.
از اوزگند تا به فَرَب بستدی ز خصم
بستی میان و فتنه برونکردی از میان
هوش مصنوعی: از اوزگند تا به فَرَب، تو در میانه نبرد به خوبی دشمن را کنترل کردی و توانستی هرگونه مشکل و آشوب را از میان برداری.
هرگز که یافته است چنین طالعی قوی
هرگز که داشته است چنین دولتی جوان
هوش مصنوعی: هرگز کسی چنین بخت و اقبال قوی و چنین سلطنت جوان و پرقدرتی را تجربه نکرده است.
از مُعتَصَم گذشته کرا بود جز تو را
این ملک و این خزانه و این لشکرگران
هوش مصنوعی: جز تو هیچکس در این کشور، با این داراییها و این نیروی نظامی، به قدرتی چون معتَصَم دست نیافته است.
از ترک و دیلم و عرب و روم عالمی
جز تو به اوزگَند که آورد زاصفهان
هوش مصنوعی: از همه ملل و اقوام مانند ترکها، دیلمیها، عربها و رومیها، هیچکس به زیبایی تو نیست که از اصفهان آمده است.
جز تو حصار و خانهٔ خاقانیان که کرد
جای امیر و حاجب و سالار و پهلوان
هوش مصنوعی: برای من هیچ چیز جز تو ارزش ندارد؛ حتی حصار و کاخهای پادشاهان که جایگاه امیران، مقامات و قهرمانان است.
اخبار و قصهٔ تو ز بس گونهگون شگفت
منسوخ کرد قصه و اخبار باستان
هوش مصنوعی: داستان و خبرهای تو به قدری متنوع و جذاب است که باعث شده داستانها و اخبار قدیمی دیگر جذابیت خود را از دست بدهند.
آنچ از تو دیدهایم و بخواهیم نیز دید
نشنیدهایم در کتب از هیچ داستان
هوش مصنوعی: ما آنچه را که از تو مشاهده کردهایم و خواهان دیدن آن هستیم، در هیچ داستان و کتابی نشنیدهایم.
از دولت تو هر چه گمان بود شد یقین
وز دشمن تو هر چه یقین بود شدگمان
هوش مصنوعی: از لطف و نعمت تو آنچه که در ابتدا به آن گمان میبردم، حالا به واقعیت تبدیل شده است و از طرف دیگر، آنچه که از دشمنی تو مطمئن بودم، اکنون به تردید و گمان تبدیل شده است.
آن کیست کاو به ملک کند با تو همسری
از روم تا به هند و ز چین تا به قیروان
هوش مصنوعی: این شخص کیست که در دنیای گسترده، از روم تا هند و از چین تا قیروان، بتواند با تو همراهی کند و همسفر باشد؟
تو ایدری و از فَزَعِ جنگیان توست
درکاشغر مصیبت و اندر خُتن فغان
هوش مصنوعی: تو از دلیران و شجاعترین جنگجویان هستی، در جایی که مردم با مصیبت و درد و فریاد مواجهاند.
سیماب شد تن چِگِلی ازنهیب سر
طَبطاب شد دل خُتَنی از نهیبِ جان
هوش مصنوعی: بدن چگلی از شدت احساس به شوق و هیجان تبدیل شده و دل ختن که دلی عاشقانه و لطیف است، به خاطر ندا و ندای وجود خود دچار تحولی عمیق شده است.
نیل است و زعفران حسد تو که حاسدت
در دیده نیل دارد و بر چهره ارغوان
هوش مصنوعی: نیل و زعفران نماد زیبایی و غنا هستند و حسادت تو، که بر چهرهات نمایان شده، به گونهای است که گویا دیگران به زیبایی و رنگهای زنده حسادت میورزند.
خون در رگ از نهیب تو چون ژاله بفسرد
و اخگر شود ز بیم تو مغز اندر استخوان
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که تأثیر و قدرت وجود تو باعث میشود که خون در رگها مانند اشکهای باران تبخیر شود و از ترس تو، مغز در استخوانها به شعله تبدیل گردد. به طور کلی، این تصویر نشاندهنده شدت و تاثیرگذاری یک شخصیت قوی است که احساسات و انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
از رشک روی توست زبان حاسدِ بَصَر
وز رشک نام توست بصر دشمن زبان
هوش مصنوعی: زبان حسودان به خاطر زیبایی تو زخم میزند و به خاطر شهرت خوب تو، چشم دشمن به زبان میآید.
همواره آسمان و زمین تابع تواند
تا یار تو خدای زمین است و آسمان
هوش مصنوعی: آسمان و زمین همیشه در خدمت تو هستند، چون یار تو خدایی است که آسمان و زمین را زیر سلطه خود دارد.
ای شاه کار خویش به ایزد سپار و بس
کایزد چنانکه باید سازد همی چنان
هوش مصنوعی: ای خالق بزرگ، آنچه را که ساختهای به خدا بسپار و بدان که او هر آنچه را که لازم باشد، به بهترین نحو به انجام میرساند.
تو شاکری زخالق و خلق از تو شاکرند
تو شادمان و دولت و ملک از تو شادمان
هوش مصنوعی: تو شکرگزار خالق هستی و مردم هم از تو سپاسگزاری میکنند. تو خوشحالی و نعمت و سرزمین هم به خاطر تو خوشحالند.
زودا که باز گردی زایدر سوی عراق
با بندگان بُراق سعادت به زیر ران
هوش مصنوعی: ای کاش که دوباره به سوی عراق برگردی و با بندگان پاک سرشت، خوشبختی را تجربه کنی.
دشمن به دام و کار به کام و فلک غلام
دولت نگاهدار و سعادت نگاهبان
هوش مصنوعی: دشمن در تله افتاده و کار به نفع ما پیش میرود، آسمان نیز خدمتگزار دولت است و سعادت ما را محافظت میکند.
در کاشغر ز حضرت تو شحنه و عمید
واندر ختن ز دست تو والی و مرزبان
هوش مصنوعی: در کاشغر، از جانب تو فرمانده و مقامات عالیرتبه وجود دارند و در ختن نیز مسئولان و مرزبانان از دستان تو منصوب شدهاند.
از فرّ تو رسیده سعادت بهر وطن
وز فتح تو رسیده سلامت بهر مکان
هوش مصنوعی: از زیبایی و شایستگی تو، خوشبختی برای کشور ما حاصل شده و از پیروزی تو، امنیت و سلامت برای هر مکان منتقل شده است.
افتاده دشمنان تو درکندهٔ سقر
وآسوده دوستان تو در روضهٔ جنان
هوش مصنوعی: دشمنان تو در عذاب و مجازات قرار دارند و دوستان تو در آرامش و خوشبختی زندگی میکنند.