برگردان به زبان ساده
هر آن عاقلکه او بندد دل اندر طاعت یزدان
نشایدکاو نپیوندد دل اندر خدمت سلطان
هوش مصنوعی: هر شخص عاقلی که دل خود را به فرمانبری از خداوند وابسته کند، نباید دلش را به خدمت سلطان ببندد.
سلامت باد آنکس کاو بهم پیوندد و بندد
تن اندر خدمت سلطان دل اندر طاعت یزدان
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که به دیگران پیوسته و جسمش در خدمت شاهزادگان و دلش در اطاعت از خداوند باشد.
همه شاهان همی نیکاختری جویند از این خدمت
چه در مشرق چه درمغرب چه در توران چه در ایران
هوش مصنوعی: تمام پادشاهان در هر نقطهای از جهان، چه در شرق و چه در غرب، چه در توران و چه در ایران، به دنبال نیکی و خوشبختی هستند و خدمت به دیگران را راهی برای رسیدن به این هدف میدانند.
چنین سلطان نبودست و نخواهد بود در عالم
جمال دودهٔ جُغری پناه دودهٔ خاقان
هوش مصنوعی: در دنیا، چنین پادشاهی نه وجود داشته و نه خواهد داشت که همچون پادشاهی از خانوادهٔ جغری، پناه و حمایتگر باشد.
همی فرمان برند او را دو فرمانبر بهدوکشور
یکی فرمانده غزنین یکی فرمانده توران
هوش مصنوعی: او را دو فرمانبر وجود دارد که هر کدام بر یک کشور فرمان میراند؛ یکی بر غزنین و دیگری بر توران.
یکیرا برمراد او سر اندر چنبر طاعت
یکی را بر وفای او دل اندر عهدهٔ پیمان
هوش مصنوعی: یکی از افراد در اطاعت، سرش را در حلقهی اطاعت قرار داده است و دیگری به خاطر وفای به او، دلش را در پیمان نگه داشته است.
چنین فرمان ز سلطانان کرا بودست در عالم
چنین دولت ز جباران کرا بودست درکیهان
هوش مصنوعی: این دنیا و حکومتهای آن، از کجا به دست آمدهاند؟ چه کسی میتواند قدرت و سلطه را به این شکل توجیه کند؟
هر آنکس کاو ازین فرمان و این دولت خبر داد
تعجب را همیگوید زهی دولت زهی فرمان
هوش مصنوعی: هر کسی که از این فرمان و این حکومت آگاه باشد، با شگفتی میگوید چه دولت و فرمانی شگفتانگیزی!
کجا خشمش رسد تیمارگیرد خانهها یک سر
کجا سهمش رسد دشوارگردد کارها یکسان
هوش مصنوعی: سر و صدای خشم تو نمیتواند زندگیها را درمان کند. در کجا میتواند به یک اندازه مشکلساز باشد و کارها را دشوار کند؟
ولیکن چون کند رحمت زمهر و عفو اوگردد
همه تیمارها شادی همه دشوارها آسان
هوش مصنوعی: اما هنگامی که رحمت و بخشش او شامل حال کسی شود، تمام نگرانیها به شادمانی تبدیل میشود و تمامی سختیها آسان میگردند.
همهبیگانگان را عفو و احساناست از این خسرو
برادر باشد اولیتر به این عفو و به این احسان
هوش مصنوعی: همهی بیگانگان مستحق عفو و مهربانی هستند و از آنجایی که این خشم و بخشش برادر خسرو است، او باید برادرش را بیشتر از دیگران ببخشد و به او احسان کند.
چو راضی گشت از او سلطان و راضی شد به این خدمت
سلامت یافت تا محشر سعادت یافت جاویدان
هوش مصنوعی: زمانی که سلطان از او راضی شد و به خدمات او رضایت داد، او به سلامت رسید و تا روز قیامت به خوشبختی دست یافت و جاودانه شد.
جه بهتر زانکه نزدیک چنین شاهی چنین میری
نماید مدتی شاهی و باشد مدتی مهمان
هوش مصنوعی: این خوبتر است که در حضور چنین پادشاهی، چنین فرمانروایی مدتی به سلطنت بپردازد و مدتی دیگر مهمان او باشد.
چه خوشتر زانکه از یک اصل باشد تازه و خرم
دو گلبن در یکی باغ و دو سرو اندر یکی بستان
هوش مصنوعی: چه زیباست که از یک منبع، دو گل سرخ و شاداب در یک باغ و دو سرو در یک بستان بروید.
ز شادُروان این حضرت یکی بوی بهشت آید
کسی باید که بنشیند بر این فرخنده شادروان
هوش مصنوعی: کسی که از خوشبختی و بزرگی این شخص بویی از بهشت را استشمام کند، باید بر این خوشقدم و خوشبخت بنشیند و از او بهرهمند شود.
کرا باشد شکیبایی ز دیدار چنین شاهی
که از دیدار او در تن همی شادی فزاید جان
هوش مصنوعی: کسی که بتواند در برابر دیدار چنین پادشاهی صبر و شکیبایی داشته باشد، باید بداند که دیدن او به شادی و نشاط جان میافزاید و انسان را در تن نیز شادتر میکند.
چنین گفته است پیغمبر که دیدار شه عالم
بود طاعت وزان طاعت فزاید قُوَّت ایمان
هوش مصنوعی: پیامبر فرمودهاند که دیدار با ولی خدا، باعث افزایش قدرت ایمان میشود و اطاعت از او نیز به همین قوت میافزاید.
به ملک اندر چنین باید شه عادل که از عدلش
همی در عالم عِلْوی بنازد جان نوشِرْوان
هوش مصنوعی: برای یک پادشاه عادل، شایسته است که جوهر عدالتش به اندازهای باشد که روح نوشیروان در آسمانها بر او ببالد و افتخار کند.
به هر روزی که نو گردد ببخشد کشور دیگر
نه جودش را بود غایت نه ملکش را بود پایان
هوش مصنوعی: هر روزی که تازه میشود، کشور دیگری را به سوی خود جلب میکند. نه ثروتش نهایتی دارد و نه سلطنتش پایانی.
دراین معنیکه منگفتم چو خورشیدست پنداری
که بخشد نور و هرگز ناید اندر نور او نقصان
هوش مصنوعی: منظور این است که سخنان من مانند خورشید است؛ یعنی روشن و مملو از نور است و هرگز در روشنیاش کمبودی وجود ندارد.
دو ابرند ای عجبگوییکف و تیغ جهانگیرش
یکی در بزم زرافشان یکی در رزم خونافشان
هوش مصنوعی: در اینجا به دو ابر اشاره شده که ویژگیهای خاصی دارند. یکی از آنها در مجالس شاد و خوشی ظاهر میشود و دیگری در موقعیتهای جنگ و نبرد. این دو ابر به نوعی نماد دو حالت متفاوت زندگی هستند؛ یکی برای شادی و دیگری برای جنگ و جدل.
یکی اندر سبب چون معجز عیسیّبِنْ مریم
یکی اندر صفت چون معجز موسی بن عمران
هوش مصنوعی: یکی در دلیل و سبب، مانند معجزه عیسی بن مریم است و دیگری در ویژگی و صفت، همانند معجزه موسی بن عمران.
شهنشاها جهاندارا به میدان فتوح اندر
تو داری گوی پیروزی گرفته در خم چوگان
هوش مصنوعی: ای پادشاهان جهان! در میدان پیروزی، تو مانند گوی پیروزی در دست داری و به راحتی بر دشمنان چیره میشوی.
هر آن چیزیکه از اقبال موجودست در عالم
به معنی چون یکی نامه است و نام تو بر او عنوان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد و خوشبختی به همراه میآورد، مانند نامهای است که نام تو روی آن نوشته شده است.
همیشه تاز تقدیر و قضای خالقاکبر
همی باشد زمین ساکن همی باشد فلکگردان
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت خالق بزرگ همیشه تازه و نو است. در این میان، زمین ثابت و ساکن است، در حالی که آسمان و فلک در حال چرخش و تغییر هستند.
زمین را بیرضای تو مبادا ساعتی تسکین
فلک را بیمراد تو مبادا لحظهای دَوْران
هوش مصنوعی: زمین بدون رضایت تو هرگز آرام نگیرد و فلک بدون خواسته تو حتی برای لحظهای نچرخد.
نظام دین تازی را همیشه عزم تو حجت
صلاح ملک باقی را همیشه تیغ تو برهان
هوش مصنوعی: تلاش تو برای استحکام دین اسلام همواره دلیل و مدرکی برای حفظ و ماندگاری کشور است و شمشیر تو همیشه نشانهای از قوت و دفاع از آن محسوب میشود.