برگردان به زبان ساده
عاشق آنمکه عنابش همی بارد شکر
فتنهٔ آنمکه سنجابش همی پوشد حجر
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که میوهاش شیرین و خوشمزه است و با هر بار برداشت او، طعم لذت و خوشی را احساس میکنم. همچنین به دلخواه کسی دیگر نیز دل میسپارم که زیبایی و جذابیتش را در ظاهری خیرهکننده پنهان کرده است.
خستهٔ آنم که ازگل توده دارد بر سمن
بستهٔ آنمکه از شب حلقه دارد بر قمر
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که از گل، غم و اندوهی دارم و به خاطر آن دلتنگی در سمن قرار گرفتهام. همچنین، من کسی هستم که از تاریکی شب، گرههایی به دور قمر دارم.
از شرر هرگز جدا آتش نگردد پس چرا
بر رخ او آتش است و جسم من بارد شرر
هوش مصنوعی: آتش هرگز از شرر جدا نمیشود، پس چرا بر چهره او آتش وجود دارد و وجود من پر از شرر است؟
مویمن بنگر چوخواهی عاشقی سیمین سرشک
موی او بنگر چو خواهی دلبری زرینکمر
هوش مصنوعی: به موهای من نگاه کن اگر میخواهی عاشق شوی، و به اشکهای زیبای او توجه کن اگر دلبری از او میخواهی.
تا ببینی زر او در دلبری بر روی سیم
تا ببینی سیم من در عاشقی برروی زر
هوش مصنوعی: ببین چطور زیبایی و جذابیت او مانند طلاست و چطور عشق من به او به اندازه نقره میدرخشد.
ای بت زیبا و شیرین سخت غایب گشته ای
راست گویی حور بودت مادر و یوسف پدر
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا و دلانگیز، به شدت دور از منی. آیا راست میگویی که مادر تو حوری و پدر تو یوسف بودهاند؟
حور باید مادر و یوسف پدر تا در جهان
چون تویی آید به زیبایی و شیرینی پسر
هوش مصنوعی: برای اینکه کسی به زیبایی و شیرینی تو در این دنیا بیاید، باید مادرش از حوریان باشد و پدرش از یوسفها.
زلف مشکینت ز بیشرمی و بیآبی که هست
هر زمان بر عارضت پیدا کند لِعبی دگر
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو به دلیل شرم و کمبود آب، هر لحظه بر چهرهات نمایان میشود و حسی متفاوت را به وجود میآورد.
گه ز سنبل خوشهای سازد به گرد نسترن
گه ز عنبر چنبری سازد بهگِرد مُعصَفر
هوش مصنوعی: گاهی سنبل خوشبو به دور نسترن میپیچد و گاهی عطر عنبر به گرد مُعصفر مینشیند.
گه ز بیشرمی نهد بر سوسن آزاد پای
گه ز بی آبی نهد بر لالهٔ سیراب سر
هوش مصنوعی: گاهی بر روی سوسنهای آزاد با بیشرمی گام مینهد و گاهی بر روی لالههای آبدار با بیآبی قدم میگذارد.
گه ز مشک و غالیه بر سیم سازد ساحری
همچو کلک تاج ملک شهریار دادگر
هوش مصنوعی: گاهی ساحری مانند کلک (قلم) تاج پادشاهی عدل، با عطر و بوی خوش، زیباییای میآفریند.
صدر دنیا بوالغنایم کز سعادتهای چرخ
سوی درگاهش غنیمتهای فتح است و ظفر
هوش مصنوعی: در صدر دنیا، من به لطف و احسانش نگاه میکنم، چرا که موفقیتها و خوشیهای زندگی، به سوی درگاه او همچون دستاوردهای رزمی و پیروزی است.
قوتی دارد ز رایش زان بلند آمد فلک
نسبتی دارد ز لفظش زان عزیز آمدگهر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از قدرت و عظمت چهرهاش، آسمان و زمین بالا آمدهاند و از واژههای او، فرزندی گرانقدر متولد شده است.
با لقای او بصر تفضیل دارد بر زبان
با ثنای او زبان تقدیم دارد بر بصر
هوش مصنوعی: دیدن خالق و عشق او برای انسان ارزش بیشتری دارد نسبت به سخن گفتن از او. همچنین زبان از روی محبت و ستایش او، به دیدن او ارجحیت مییابد.
آب دریا قطرهقطره لؤلؤ مکنون شدی
گر به دریا بر خیال همتش کردی گذر
هوش مصنوعی: اگر شما قطرهقطره به عمق دریا توجه کنید، میبینید که چقدر گرانبها و با ارزش است. پس اگر به عمق دریا و امکانات آن فکر کنید، میتوانید به دستاوردهای بزرگ و ارزشی برسید.
باغ را هرگز نبودی آفت از باد خزان
گر ز ابر جود او بر باغ باریدی مطر
هوش مصنوعی: هرگز به باغ آسیب و ضرری از وزش بادهای پاییزی نمیرسد، اگر باران رحمت پروردگار بر آن زمین ببارد.
ملک همچون طالع است و رای او چون مشتری
اینت نیکو طالعی کز مشتری دارد نظر
هوش مصنوعی: پادشاهی مانند سرنوشت است و اندیشه او مانند سیاره مشتری است. هر کسی که سرشار از خوبی و صلاحیت باشد، از نظر او بهرهمند خواهد شد.
رادمردان را سپر شد تیر پیک کلک او
دیدهای تیری که باشد رادمردان را سپر
هوش مصنوعی: عزتمندی و شجاعت مردان بزرگ باعث میشود که از تیرهای زخمزننده کلام و نوشتهها در امان باشند. در واقع، قدرت و اراده آنها بهگونهای است که میتوانند از خود دفاع کنند و آسیبهای ناشی از سخنان دیگران را به راحتی تحمل کنند.
ای ز لفظ تو جهانی پرمعانی یک سخن
وی ز سهم تو سپهری پرمعالی یک اثر
هوش مصنوعی: تو با کلمات خود جهانی پُر از معنا ایجاد کردهای و یک سخن سادهات به اندازهای ارزشمند است که مثل آسمانی از فضایل و زیباییهاست.
سایهٔ بخت تو دارد هر چه سعدست از نجوم
مایهٔ عقل تو دارد هر چه جودست از صور
هوش مصنوعی: سایهٔ خوشبختی تو به هر چیزی که از ستارهها نیکوست وابسته است و خرد تو به هر چیزی که از بخشندگیها و زیباییها نشأت میگیرد.
بخشش تو در مروت هست احسان و کرم
دانش تو در کفایت هست برهان هنر
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو ناشی از بزرگواری و راستیات است، و علم و دانشت نشانهای از کفایت و استدلال تو محسوب میشود، همینطور هنر و مهارتت دلیلی بر توانمندیات است.
پیش سلطان هست جاهت بیشتر هر ساعتی
لاجرم در ملک و دولت هست جایت پیشتر
هوش مصنوعی: در نزد سلطنت مقام و ارج تو هر لحظه بیشتر است و به همین دلیل، در عرصه ملک و اداره کشور، موقعیت تو نیز پیشرفتهتر و بالاتر خواهد بود.
خانهٔ محروس و فرزند عزیز شاه را
کدخدای نامداری و وزیر نامور
هوش مصنوعی: کدخدای معروف و وزیر بزرگ، خانهای محفوظ و فرزندی گرانقدر از شاه را به خوبی نگهداری میکنند.
از جلال تو سه حضرت را جلال است و شرف
وز جمال تو سه دیوان را جمال است و خطر
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت تو باعث شده که سه شخصیت بزرگ، عزت و شرف داشته باشند و زیبایی تو به سه شاعر بزرگ، جمال و خطر ببخشد.
تا قلمگشته است در دست تو مفتاح فتوح
هست هر سال نوی این شاه را فتحی دگر
هوش مصنوعی: هر زمان که قلم در دستان تو باشد، کلید پیروزی در دست تو خواهد بود و هر سال برای این پادشاه، فتح و دستاوردی جدید به ارمغان میآورد.
گاه جوش لشکرش در شام و در انطاکیه
گاه گرد مرکبش در خَلّخ و در کاشغر
هوش مصنوعی: گاهی سپاه او در شام و انطاکیه به حرکت درمیآید و گاهی نشانههای قدرتش در خَلّخ و کاشغر نمایان میشود.
قهرمان ملک او شد رای تو در شرق و غرب
ترجمان تیغ او شد کلک تو در بحر و بر
هوش مصنوعی: قهرمان سرزمین تو به حماسهات در شرق و غرب تبدیل شد و تیرگیهای موجود در دریا و خشکی به قلم تو روشن شد.
خسروان را خانه و گنج و پسر باشد عزیز
شاه را هستی تو تاج خانه و گنج و پسر
هوش مصنوعی: به بزرگان و پادشاهان این دنیا، خانه، ثروت و فرزندانی عزیز و محترم میبخشند، اما برای تو، ای شاه، وجود تو خود به منزله تاج و ثروت و فرزندانی است که هیچ چیز نمیتواند با آن برابر باشد.
روزگار تو، پدر را و پسر را درخورست
هم پسر نازد همی از روزگارت هم پدر
هوش مصنوعی: زندگی بر هر دو نسل، پدر و پسر تأثیر میگذارد و هم پسرها به خاطر شرایط زمانه ناز پروده میشوند و هم پدران.
تا کفایتهای تو در ملک و دین پیدا شدست
سوی خاطرها ز معنیها همی آید حشر
هوش مصنوعی: وقتی که ویژگیهای تو در امور دینی و دنیوی نمایان میشود، معانی و مفهومهای عمیق به ذهنها و دلها منتقل میشود.
رای تو مانند گردون است کز تاثیر اوست
هم بدین اندر عجایب هم به ملک اندر عِبَر
هوش مصنوعی: نظر و اندیشه تو مانند آسمان است، زیرا که هم تأثیرات شگفتانگیزی بر این دنیا دارد و هم در حکمت و عبرتگیری در زندگی باعث میشود.
کی رسد بر مایهٔ قدر تو وهم شاعران
زانکه وهم شاعران زیرست و قدر تو زبر
هوش مصنوعی: کی کسی میتواند به عمق ارزش تو برسد، در حالیکه خیال شاعران پایینتر از این عمق است و ارزش تو بالاتر است؟
طبع من از شاعری باغی شکفته است و بدیع
تا در آن باغ از مدیح تو نشاندستم شجر
هوش مصنوعی: وجود من همچون باغی سرسبز و تازه است که در آن، درختانی از مدح و ستایش تو را پرورش دادهام.
بیشترگردد همی هر ساعت او را بیخ و شاخ
تازهترگردد همی هر ساعت او را برگ و بر
هوش مصنوعی: هر لحظه بیشتر میشود و ریشه و شاخههای تازهتری میزند، و برگ و میوههای جدیدی هم میآورد.
عنبر و مشک است گویی برگ و شاخش یک به یک
لؤلؤ و لعل است گویی برگ و بارش سر به سر
هوش مصنوعی: درختی به نظر میرسد که به جای برگ و شاخههایش، عطر و زیبایی خاصی دارد و هر یک از میوههایش مانند لؤلؤ و لعل میدرخشند و به زیبایی آن افزودهاند.
تا ملک در عالم کبری همی دارد مقام
تا بشر در عالم صغری همی سازد مقر
هوش مصنوعی: تا زمانی که ملک در جهان بزرگ جایگاه دارد، انسان نیز در این دنیای کوچک میتواند به ساختن و ایجاد دستاوردها بپردازد.
از نحوست هر زمانی دشمنانت را نفیر
وز سعادت هر زمانی دوستانت را نقر
هوش مصنوعی: هر زمان که بدبختی از سوی دشمنان به تو نزدیک میشود، فریاد آنها را بشنو و از طرفی، در زمان خوشبختی، دوستانت را حمایت کن و به آنها کمک کن.
از نظرهای تو خرم روزگار کارساز
وز هنرهای تو شاکر شهریار دادگر
هوش مصنوعی: زندگی در سایه نگاه تو خوش و پرثمر است و من به خاطر هنرهای تو، پادشاه عادل و خوب به تو سپاسگزارم.