برگردان به زبان ساده
همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر
یکیکارد همی سنبل یکی بارد همی عنبر
هوش مصنوعی: دو زلف دلبر بر روی گل و نسرین همیشه مانند چاقویی عمل میکند و عطر سنبل و عنبر نیز به محیط میپاشد.
به سان چنبر و چوگان خمیدستند هر ساعت
یکی بر مه زند چوگان یکی برگل کشد چنبر
هوش مصنوعی: هر ساعت افرادی در حال بازی و سرگرمی هستند، مانند بازی چوگان که در آن یک توپ (ماه) را به سمت جلو میزنند، و افرادی هم هستند که چنبرهای از گل را دور میکشند. این تصویر نشاندهندهی حرکات و فعالیتهای مداوم در زندگی است.
ز روی و بوی آن دلبر دو برهان است عالم را
یکی بر ملت تازی یکی بر مذهب آزر
هوش مصنوعی: در زیبایی و عطر آن معشوق، دو دلیل برای جهانیان وجود دارد: یکی متعلق به پیروان دین اسلام و دیگری مربوط به مذهب زرتشتی.
نه ایمان است و نهکفرست روی و موی او لیکن
یکی شد حجت مؤمن یکی شد حجتکافر
هوش مصنوعی: حاشیهای از ایمان و کفر در مورد چهره و ظاهر او وجود ندارد، اما او به نوعی برای مؤمنان و کافران دلیل و برهانی شده است.
منم زان ماه بیبهرهکه او را در لب و چهره
یکی را طعم چون شکر یکی را نور چون آذر
هوش مصنوعی: من همان ماهیام که از زیباییها بیبهرهام، چرا که او در لب و چهرهاش طعمی شیرین مانند شکر و نوری مانند آتش دارد.
دم و عیشی مرا دادست عشقش تلخی و سردی
یکی را سردی از آذر یکی را تلخی از شکر
هوش مصنوعی: عشق به من زندگی و شادابی بخشیده است، اما در عین حال آن را با تلخی و سردی همراه کرده است. یکی از این تلخیها ناشی از شعلهٔ آتش است و دیگری تلخیای است که از شیرینیِ شکر برمیخیزد.
به یک روز اندرون صد بار چشم او و روی من
یکی رنگ آرد از سیم و یکی گردد به رنگ زر
هوش مصنوعی: در یک روز، چهرهی من و چشمان او به قدری به هم شبیه میشوند که یکی از آنها رنگ نقرهای و دیگری رنگ طلا به خود خواهد گرفت.
خمار عشق و رنگ عشق او هستند می گویی
یکی در چشم او ساحر یکی بر روی من زرگر
هوش مصنوعی: عشق و جذابیتش باعث شده که او مانند یک ساحر به نظر برسد و من هم به خاطر زیباییاش حس میکنم که زرق و برق طلا را دارم.
بود در حسن ناز او، بود در عشق صبر من
یکی هر ساعتی افزون یکی هر لحظهای کمتر
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز او باعث میشود که عشق من بیوقفه در حال افزایش باشد، اما در هر لحظه صبر من کمتر میشود.
دو دست خویشتن دارم چو رنجوران و مظلومان
یکی از عشق او بر دل یکی از جور او بر سر
هوش مصنوعی: در من دو حس وجود دارد؛ یکی به خاطر عشق او که در دل دارم و دیگری به خاطر ظلمی که از او میکشم.
اگرچه عارض جانان سرشک و روی من دارد
یکی چون شاخ آذرگون یکی چون برگ نیلوفر
هوش مصنوعی: هرچند چهره محبوبم با اشک و زیبایی من هم به گونهای خاص است، یکی از آنها مانند شاخهای قرمز و دیگری مانند برگ نیلوفر زیباست.
مرا بر تو دل و جان است و هر دو وقف کرده استم
یکی بر عارض جانان یکی بر طلعت دلبر
هوش مصنوعی: دل و جانم را به تو اختصاص دادهام. یکی را به زیبایی روی تو و دیگری را به چهره محبوبم سپردهام.
اگرچه خوش غزل گویم بود هم لفظ و هم معنی
یکی با وصف او زیبا یکی با نعت او درخور
هوش مصنوعی: هرچند من در سرودن شعر خوب هستم و هم کلمات و هم معناهایم یکی هستند، اما توصیف زیبایی و ویژگیهای او، خود داستان دیگری دارد.
غزل جفت ثنا بایدکه هر دو سخت خوب آید
یکی با یار نوشین لب یکی بر میر نیک اختر
هوش مصنوعی: غزل دارای دو جز است که هر دو باید بسیار زیبا باشند. یکی از آنها دربارهی معشوقی با لبهای شیرین و دیگری دربارهی دلاوری نیکوکار است.
سر احرار بوجعفر که دارد بخشش و دانش
یکی چون دانش صاحب یکی چون بخشش جعفر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سرور آزادیخواهان، جعفر، دارای دانش و generosity است. او، هم مانند صاحب علم است و هم مانند کسی که بخشش دارد. به عبارت دیگر، جعفر ترکیبی از علم و بخشندگی را نمایان میسازد.
امیری کاو ضیاء و مخلص از دولت لقب دارد
یکی در ملک شاهنشه یکی چون کوشش حیدر
هوش مصنوعی: شخصی که در دربار شاهنشاه مقام و جایگاهی والا دارد و به نور و روشنی معروف است، همچون کوششی که حیدر در کارهایش انجام میدهد، در خدمت ملت و کشور خود است.
ریاست را کمال آمد امارت را جمال آمد
یکی چون بُرج را کوکب یکی چون دُرج را گوهر
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و شایستگی ریاست و امارت اشاره شده است. ریاست به کمال و کامل بودن خود رسیده و امارت نیز با زیبایی خود درخشیده است. همچنین یک نفر به مانند ستارهای در آسمان میدرخشد و نفر دیگر به مانند جواهری با ارزش و نادر به نظر میرسد. به طور کلی، این بیت تمجید از مقام و شخصیتهایی است که هم از نظر جذابیت ظاهری و هم از نظر شایستگی در جایگاه خود قرار دارند.
خورنقوار عدل او زمین و آب میهن را
یکی شد روضهٔ رضوان یکی شد چشمهٔ کوثر
هوش مصنوعی: عدل او مانند خورنق، زمین و آب وطن را تبدیل به باغی از نعمتها کرده است. اینجا بهشتی همانند روضهٔ رضوان و چشمهای مثل کوثر ایجاد شده است.
جهان بی دولت و ملت همیشه با رضای او
یکی دریاست بی کشتی یکی کشتی است بی لنگر
هوش مصنوعی: جهان بدون حکومت و ملت، همیشه با اراده و خواست او مانند دریایی است که بدون کشتی و لنگر میباشد.
ز بهر او همی سازند بخت و دولت عالی
یکی از آسمان رایت یکی از اختران لشکر
هوش مصنوعی: به خاطر او، خوشبختی و زندگی مرفه را میسازند؛ یکی از آسمان به عنوان پرچم و دیگری همچون ستارهها در سپاه او خواهد بود.
دو چشمه در دو گیتی از دو دست او پدید آمد
یکی شد چشمهٔ زمزم یکی شد چشمهٔ کوثر
هوش مصنوعی: دو چشمه در دو جهان به وسیلهٔ دو دست او به وجود آمد؛ یکی چشمهٔ زمزم و دیگری چشمهٔ کوثر.
مبارک رای و عالی همتش هستند بر گردون
یکی عیوق را تاج و یکی خورشید را افسر
هوش مصنوعی: فکر و اراده بلندش برتر از دیگران است، مانند تاجی که بر گردونهای قرار دارد و مانند افسر (پادشاهی) که بر خورشید میدرخشد.
تمام است احتشام او درست است اعتقاد او
یکی در ملک شاهنشه یکی در دین پیغمبر
هوش مصنوعی: احترام و وقار او به طور کامل وجود دارد و اعتقاداتش هم بر اساس یکسانی است؛ او در حاکمیت شاهنشاهی و در دین پیامبر به یک نظر و رویکرد مینگرد.
ضمیر و کلک او موجود گردانند هر ساعت
یکی افزایش دولت یکی آرایش کشور
هوش مصنوعی: هر لحظه او با ترفندهایش، ضمیر و شخصیت مردم را شکل میدهد و همچنان هر بار یک پیشرفت در زندگی و یک زیبایی در کشور به وجود میآورد.
چو ابر آمد سر کلکش چو بحر آمد کف رادش
یکی ابرگهر بار و یکی بحر سخاگستر
هوش مصنوعی: وقتی که ابر بر سر کوه ظاهر میشود، مشابه زمانی است که دریا به سراغ خوبیها میآید. یکی از آنها مانند ابر، زیبا و با ارزش است و دیگری مانند دریا، سخاوتمند و بخشنده.
خلاف و کین او هستند گویی در دل اعدا
یکی سوزانتر از آتش یکی بُرّان تر از خنجر
هوش مصنوعی: در دل دشمنان، حس حسادت و کینه وجود دارد، به گونهای که این احساسات به شدت قدرتمند و دلاورانهاند؛ مانند آتشی که میسوزاند و مانند خنجری که تیز و برنده است.
نفس در حلق بدگویش بصر در چشم بدخواهش
یکی گشته است چون سوزن یکی گشته است چون نشتر
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که نفس و آنچه در دل داریم به بدگویی و دشمنی تبدیل شده است. همچنین اشاره شده که این بدخواهی و بدگویی به هم پیوستهاند و مانند سوزن و نشتر، هر کدام به تنهایی درد ایجاد میکنند و به هم متصلند. به عبارت دیگر، سخن زشت و دشمنی درون انسان به هم وابسته و یکپارچه شده است و مانند ابزارهایی که زخم میزنند، عمل میکنند.
اجلگر با اَمل ضدست ایزد کرد پنداری
یکی در خشم او مُدغَم یکی در جود او مضمر
هوش مصنوعی: اگر مرگ با آرزو مخالف است، خداوند باعث میشود که یکی در خشم او پنهان باشد و دیگری در سخاوت و generosity او نهفته است.
چو خشم و جود او بینند حاسد را و مادح را
یکی گوید که لاتأمن یکی گوید که لاتحذر
هوش مصنوعی: وقتی حاسد و ستایشگر، خشم و generosity او را میبینند، یکی به دیگری میگوید که به او اعتماد نکن و دیگری هشدار میدهد که از او حذر کن.
ز جود او بر مادح، ز حلم او بر حاسد
یکی در بزمگه نعمت یکی در رزمگهکیفر
هوش مصنوعی: به خاطر بخشش او، ستایندگانش را نعمت میدهد و به خاطر بردباریاش، حسودان را مجازات میکند. یکی در میخانه نعمت و دیگری در میدان کیفر.
به روز رزم بود او را دو کار اندر صف هیجا
یکی یازیدن نیزه یکی آهختن حنجر
هوش مصنوعی: در روز جنگ، او دو کار در صف مقدم داشت: یکی به هدف قرار دادن با نیزه و دیگری آماده کردن صدا برای فریاد زدن.
چو او با نیزه و خنجر به جنگ خصم و دشمن شد
یکی را سفته شد دیده یکی را خسته شد حنجر
هوش مصنوعی: وقتی او با نیزه و خنجر به نبرد با دشمنان رفت، یکی از آنها چشمانش از ترس گرد شد و دیگری نیز به خاطر وحشت به سختی نفس میکشید.
حسودش بود چون دریا و خصمش بود چون آتش
یکی پرموج و پرشورش یکی پردود و پراخگر
هوش مصنوعی: حسود مانند دریا است که آرامش و طغیانش همیشه در حال نوسان است، در حالی که دشمنش مانند آتش میسوزد و خشم هایش را میفروزد. یکی پر از موج و شور است و دیگری پر از دود و سوزش.
چو رای او مجهز گشت و عزم او مصمم شد
یکی را کرد شورستان یکی را کرد خاکستر
هوش مصنوعی: وقتی که تصمیم او قاطع شد و فکرش آمادگی یافت، یکی از افراد را به شورش وادار کرد و دیگری را به حالتی از نابودی درآورد.
جوانمردا جوانبختا تو داری حشمت و دولت
یکی در اصل تا آدم یکی در نسل تا محشر
هوش مصنوعی: ای جوانمردان و خوشبختان! شما دارای قدرت و ثروت هستید، که این ویژگیها از آغاز خلقت آدم بر نسل تا قیامت ادامه دارد.
جهان از طلعت و از طالعت نازد که جاویدان
یکی شد بر زمین معجز یکی شد بر فلک مفخر
هوش مصنوعی: جهان به زیبایی و سرنوشت تو افتخار میکند؛ زیرا بر روی زمین یک معجزه و در آسمان یک افتخار به وجود آمد.
کف و کلک تو شایسته است احسان و کفایت را
یکی چون بُرج را کوکب یکی چون دُرج را گوهر
هوش مصنوعی: وجود و جمال تو به قدری ارزشمند و شایسته است که احسان و سخاوت را به خود جذب میکند، همانطور که ستارهای در آسمان به برجی میدرخشد و نگین درون یک دُرج (جواهر) میدرخشد.
چو بیند روی تو زایر چو گوید مدح تو شاعر
یکی گردد جوان دولت یکی گردد بلند اختر
هوش مصنوعی: وقتی کسی چهرهی تو را میبیند، زائر میشود و شاعر دربارهی تو شعر میخواند. در این لحظه، جوانی که در اوج خود است، به وضعیت عالی دست مییابد و ستارهاش در آسمان میدرخشد.
تو هم زیبی معالی را، تو هم شمسی رئیسان را
یکی زیبی هنرپرور یکی شمسی سخاگستر
هوش مصنوعی: تو هم مانند زیبایی معالی، و تو هم همچون خورشید رئیسان هستی. یکی از زیباییها برای پرورش هنر و دیگری از خورشید برای گسترش بخشش برخوردار است.
دبیر توست در دیوان، ندیم توست در ایوان
یکیکافیتر از صاحب یکی مُعطی تر از جعفر
هوش مصنوعی: نویسندهات در دفترت مشغول است و همراهت در کاخ نیز حضور دارد. یکی از ایشان از صاحبنظران و داناتر از دیگری است.
نگهکن در دل حاسد گذر کن بر در دشمن
یکی را داغ بردل نه یکی را مُهر نه بر در
هوش مصنوعی: در دل حسودان و دشمنان نگاهی بینداز و متوجه شو که یکی از آنها در دلش زخم و داغی دارد، نه اینکه تنها یک نشان یا علامت بر درش باشد.
پر از مدح تو دارم دل، پر از شکر تو دارم جان
یکی اندر صفت بیحد یکی اندر عدد بیمر
هوش مصنوعی: دل من پر از ستایش تو است و جانم پر از قدردانی برای تو. تو در وصف خود بینهایت هستی و در تعداد نیز بیمرز.
چو شکر و مدح تو بر دفتر و دیوان نگارم من
یکی باشد سر دیوان یکی باشد سر دفتر
هوش مصنوعی: وقتی که من تو را ستایش میکنم و زیباییهایت را در نوشتههایم میآورم، به گونهای است که این نوشتهها با شکر و محبت تو یکی شدهاند. برای من، نوشتههای تو با تمام زیباییهایش، همانند سرآغاز یک دفتر و دیوان است که همگی در نزد من ارزشمند و یکسان هستند.
الا تا در جهان گاهی بهار و گه خزان باشد
یکی از ماه فروردین یکی از ماه شهریور
هوش مصنوعی: بگذار در این دنیا گاهی بهار و گاهی خزان باشد، یکی از ماههای فروردین و دیگری از ماههای شهریور.
یکی ماند به هم توفیق و هم تایید یزدانی
اتورا همراه و همسایه تورا همدوش و همبستر
هوش مصنوعی: یک نفر همیشه با توست که هم در موفقیت و هم در تأیید الهی همراه تو باشد و همچون همسایه، در کنارت زندگی کند و در تمام مراحل، کنارت باشد.
همیشه تا که خورشیدست و ناهیدست برگردون
یکی دارا و فرمانده یکی معشوق و خنیاگر
هوش مصنوعی: همیشه که خورشید و سیاره ناهید در آسمان هستند، یکی از آنها قوی و حاکم است و دیگری محبوب و آوازخوان.
غبارِ اسبِ تو بادا و خاک آستان تو
یکی ناهید راگرزن یکی خورشید را افسر
هوش مصنوعی: غبار اسب تو و خاک زیر پای تو یکی هستند. ناهید (سیاره زهره) را میزند و خورشید را تاجی میسازد.
همه ساله همی بادا به بهروزی و پیروزی
یکی رای تو را خادم یکی بخت تو را چاکر
هوش مصنوعی: هر سال، باد خوشبختی و موفقیت برای تو میوزد و کسی به خدمت تو آماده است، در حالی که شانس تو نیز همیشه به دنبال توست.
همیشه رای تو روشن همیشه عزم تو محکم
یکی چون جام کیخسرو یکی چون سد اسکندر
هوش مصنوعی: همیشه تصمیم و نظر تو واضح و روشن است و ارادهات قوی و استوار. تو مانند جام کیخسرو و همچون سد اسکندر، جایگاه و قدرت ویژهای داری.
دو چیز اندر دو دست تو بهگاه عشرت و شادی
یکی جام می صافی یکی زلف بت دلبر
هوش مصنوعی: دو چیز در دستان تو در زمان خوشی و شادی وجود دارد: یکی جام شراب صاف و دیگری زلفهای معشوق.