برگردان به زبان ساده
خدای هر چه دهد بنده را ز فتح و ظفر
بهدین پاک دهد یا به عقل یا به هنر
هوش مصنوعی: خداوند هرچه به بندگانش میدهد، اعم از پیروزی و موفقیت، به واسطهی دین پاک، عقل یا هنری که دارند، به آنها میبخشد.
چو دین و عقل و هنر داد شاه عالم را
به عالم اندر از او تازه کرد فتح و ظفر
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه جهان به عالم بخشش و دانش و هنر داد، این دنیا را به تازگی زینت بخشید و پیروزیها و موفقیتها را به ارمغان آورد.
ببین که از ظفر و فتح او بهشرق و بهغرب
هزار گونه دلیل است و صد هزار اثر
هوش مصنوعی: ببین که پیروزی و موفقیت او در شرق و غرب، نشانهها و آثار فراوانی دارد.
بهروم و مغرب پیرار تیغ او آن کرد
کهگر کنم صفتش کس نداردم باور
هوش مصنوعی: به شرق و غرب دنیا، تیغ او (شمشیرش) کاری کرده است که اگر من بخواهم او را توصیف کنم، هیچ کس این توصیف را باور نخواهد کرد.
چو بازگشت به فارغدلی ز مغرب و روز
به سوی مشرق و چین عزمکرد سال دگر
هوش مصنوعی: وقتی که پس از مدتی آرامش و خوشحالی به سرزمین خود برمیگردد و روز به سوی سمت شرق و چین عزم سفر میکند برای سال آینده.
مرادش آنکه بیابد به قهر خانهٔ خان
چنانکه قصر به شمشیر بستد از قیصر
هوش مصنوعی: مراد این است که شخصی به قدرت و با قهر، به خانهی خان دست پیدا کند، همانطور که قصر را با شمشیر از قیصر میگیرند.
به فال فرخ لشکرکشید تا لب آب
سعادتش شده همراه و دولتش رهبر
هوش مصنوعی: به شگون نیک لشکری به سوی سرزمین خوشبختیاش روانه شد و در کنار آب خوشبختیاش، خوشی و رونق، راهنمای او شدند.
به فتح روی بهتوران زمین نهاد و نشست
چو آتش از بر آب و بر آب کرد گذر
هوش مصنوعی: او با چهرهای گشوده و خوشحال به سرزمین توران رفت و همچون آتش که بر روی آب میرقصد، نشت و بر آب گذشت.
چو ز آب جیحون بگذشت روزگار نبرد
کشید تا به سمرقند رایت و لشکر
هوش مصنوعی: زمانی که دوران نبرد از کنار آب جیحون سپری شد، پرچم و سربازان به سمت سمرقند حرکت کردند.
گشاده کرد سمرقند را به روز نخست
به چشم عدل سوی خاص و عام کرد نظر
هوش مصنوعی: در روز نخست، سمرقند را بهگونهای گسترانید که همه، چه خاص و چه عام، با نگاه عدالت به آن نگریستند.
کجا خطیب سمرقند خطبه کرد برو
سعادت آمد و بوسید پایهٔ منبر
هوش مصنوعی: در سمرقند، کجا که خطیب خطبه میخواند، خوشبختی و خوششانسی حاضر شد و پایههای منبر را بوسید.
چو دید خصمکه دادند شهر و آمد شاه
گرفت راه حصار و ز شاه کرد حذر
هوش مصنوعی: وقتی دشمن مشاهده کرد که شهر را تسلیم کردند و شاه به راه قلعه رفت، از شاه احتیاط کرد.
حصار و خانه همه پرسپاه و نعمت کرد
تهی نکرد همی سر ز کبر و دل ز بطر
هوش مصنوعی: دیوار و خانه در اختیار نیروهای متفکر و نعمتهاست، اما این افراد به خاطر غرور و تکبرشان، خود را از آن نعمتها بیبهره کردهاند.
ز بهر او سپهی بر حصار جمع شدند
همه سپهر تن و کوه صبر و خاره جگر
هوش مصنوعی: برای او، گروهی از سربازان دور قلعه گرد آمدند، همه اینها نماد صبر و استقامت هستند و نشاندهندهی سختی و فشاری است که بر دل و جان آنها وارد شده است.
همه کمانکش و رزم آزمای و تیرانداز
همه مبارز و جوشن گذار و آتش در
هوش مصنوعی: تمامی افراد در زمینهی تیراندازی و جنگآوری ماهر هستند و در نبردها با استفاده از سلاحها و تجهیزات خود، شجاعانه میجنگند و آتش و شور و هیجان را به میان میآورند.
همه ز طبع برآمیخته عداوت و شور
همه ز مغز برانگیخته خصومت و شر
هوش مصنوعی: همه از طبیعت خود پر از دشمنی و هیجان هستند و همه از عمق وجودشان پر از خصومت و فساد.
همه فکنده تن اندر مغاکهای هلاک
همه نهاده دل اندر نشانههای خطر
هوش مصنوعی: همه در آفتها و خطرها افتادهاند و همه دلها به نشانههای خطر سپرده شده است.
اگرچه پیش سپاه شه اینچنین سپهی
نداشتند همی ذرهای محل و خطر
هوش مصنوعی: اگرچه در پیشروی سپاه شاه، چنین نیرویی نداشتند، اما حتی یک ذره از اهمیت و خطر را نباید دستکم گرفت.
خدایگان جهان حزم کرد هم بر عزم
که حزم باید ناچار عزم را هم بر
هوش مصنوعی: خداوند جهان تصمیم گرفت که باید با دقت و احتیاط عمل کند، زیرا برای رسیدن به خواستهها و اهداف، احتیاط لازم است و این احتیاط باید همواره در برنامهریزیها وجود داشته باشد.
سپاه خویش پراکنده کردگرد حصار
روانه گشت ز هر سو مبارزی دیگر
هوش مصنوعی: نیروهای خود را در اطراف حصار پخش کردند و از هر طرف، جنگجوی دیگری به سمت آنجا حرکت کرد.
همه زمین مُعَسکَر شد آهنینگفتی
زدرع و جوشن و تیغ و سنان و تیر و تبر
هوش مصنوعی: تمام زمین پر از جنگافزار و آلات جنگی شده است، گویی که همه جا پر از تجهیزات نظامی مانند زره، شمشیر، نیزه و تبر است.
زمین توگفتی زآهن همی برآرد بال
هوا توگفتی زآتش همی برآرد پر
هوش مصنوعی: زمین به تو گفت که از آهن نیز میتواند بالهای هوا را بسازد و همچنین از آتش میتواند پرهای پرواز را به وجود آورد.
زگَرد گُردان گردون شده به لون زمین
زنعل اسبان هامون شده به شکل قمر
هوش مصنوعی: به گرد و غبار بالا رفته از زمین، رنگ و حالی شبیه به رنگ اسبهای در حال دویدن بر روی هامون (تلی از خاک یا برهوت) و نیز به شکل ماه روشن شده است.
زتیغگشته هوا همچو میغ آتشبار
ز نیزه گشته زمین همچو ماغ آهنبر
هوش مصنوعی: در اینجا توصیف میشود که هوای گرم و آتشین مانند شمشیری تیز است و زمین نیز به شکلی سخت و محکم مانند آهن به نظر میرسد. به عبارتی، شدت گرما و سختی زمین به وضوح احساس میشود.
غبار تیره چو ابر و خدنگ چون باران
سنان نیزه چو برق و تبیره چون تندر
هوش مصنوعی: غبار تیره مانند ابر و تیر مانند باران، نیزه مانند برق و صدا مانند رعد و برق میباشند.
زخون لشکرخانگشته تیغ شاه کبود
چو بردمیده شقایق ز برگ نیلوفر
هوش مصنوعی: به خاطر خون لشکر، تیغ شاه رنگی چون آبی شده دارد، مانند شقایق که از برگ نیلوفر جوانه میزند.
به نیزه کرده سران چشم خاکساران کور
به نعره کرده یلان گوش بدسگالان کر
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که سران و بزرگان به قدرت و سرسختی خود افتخار میکنند، در حالی که افراد ضعیف و خاکسار نمیتوانند صدای آنها را بشنوند و به دنبال شنیدهها و خبرهای نادرست میگردند. در واقع، این بیانگر نابرابری و عدم توجه به مشکلات و دردهای قشر ضعیف جامعه است.
ز تیر و تیغ یکی کرده ساقی و معشوق
ز خون و خود یکی کرده باده و ساغر
هوش مصنوعی: ساقی و محبوب، با هم یکسان شدهاند و با هم در میآمیزند؛ نوشیدنی و ظرف آن نیز از خون و عواطف به وجود آمدهاند.
یکی به ساعد سیمین درون فکنده کمان
یکی به سنبل مشکین درون کشیده سپر
هوش مصنوعی: یک نفر کمانی به دست دارد و آن را در زیر بازوی خود جای داده است، و نفر دیگری سپری را که به رنگ سیاه و خوشبو شبیه سنبل است، در دست گرفته و آماده است.
یکی شکوفه و سوسن گرفته در جوشن
یکی بنفشه و نرگس نهفته در مغفر
هوش مصنوعی: یک شکوفه و گل سوسن در زرهای پوشیده شده است و در کلاهی نیز بنفشه و نرگس پنهان شدهاند.
بر ین صفت سپهی خصمبند و قلعهگشای
مبارزافکن و دشمنربای و شیر شکر
هوش مصنوعی: در اینجا به ویژگیهای فردی اشاره شده است. شخصی توانا و شجاع به تصویر کشیده میشود که در میدان نبرد با دشمنان میجنگد، قلعهها را فتح میکند و بهراستی مانند شیر قدرتمند و دلیر است. او در جنگها دشمنان را میرباید و در لحظههای خطرناک، با سلاح و دلیری خود، از جان خود و دیگران دفاع میکند.
فروگرفته حصاری که گر کنم صفتش
در آن صفت سخنم بگذرد ز وهم و فکر
هوش مصنوعی: اگر حصاری را که در دل دارم توصیف کنم، کلامم فراتر از تصور و اندیشه خواهد رفت.
بنش رسیده به ماهی، سرش رسیده به ماه
فتاده مردم از او در ضلالت از بن و سر
هوش مصنوعی: مردم به یک نقطه ای از علم و آگاهی رسیده اند، اما به دلیل تعلق خاطر به ظواهر و زرق و برق دنیا، از حقیقت و راه واقعی منحرف شده اند. این انحراف باعث میشود که آنها در تاریکی و ضلالت به سر ببرند، هرچند که در ذهن خود فکر میکنند که به سطح بالایی از دانش دست یافتهاند.
قیاس خندق و پستیاش درگذشته ز حد
شمار برج و بلندیاش بر گذشته زمر
هوش مصنوعی: به طور کلی، این بیان به ما میگوید که اگر بخواهیم عمق و پایین بودن یک خندق را با بلندی ساختمانها و برجها مقایسه کنیم، ممکن است نتایج ما از مرز انتظار فراتر برود. به عبارت دیگر، پستی و بلندی در گذشته و حال قابل مقایسه است و هر یک ویژگیهای خاص خود را دارد که نمیتوان به راحتی آنها را با هم سنجید.
بر آن مثال که دارد فلک دوازده برج
نهاده بود مهندس در او دوازده در
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری اشاره شده که آسمان مانند سازهای با دوازده برج ساخته شده است و مهندسی در این سازه دوازده در ورودی قرار داده است. این بیان به نوعی نظم و ترتیب در جهان و کائنات را نشان میدهد.
ز گاه دولت افراسیاب تا امروز
بر آن حصار نشد چیره هیچکس به هنر
هوش مصنوعی: از زمان افراسیاب تا به امروز، هیچ کس نتوانسته با هنر به آن قلعه غلبه کند.
به یک دو روز که فرمود و جنگ کرد آهنگ
شد او مظفر و پیروزبخت و نیکاختر
هوش مصنوعی: پس از چند روز که فرمان داد و به جنگ رفت، او به پیروزی رسید و خوشبخت و نیک سرنوشت شد.
چنانش کرد که بیننده گوید ای عجبی
مگر به زلزله گشت آن حصار زیر و زبر
هوش مصنوعی: او به گونهای با آن رفتار کرد که هر کسی که او را ببیند، تعجب کند و بگوید آیا این حصار بر اثر زلزله به این حال افتاده است؟
گشاده گشت حصار و شکسته گشت سپاه
نفیر خاست از آن بیکرانه خیل و نفر
هوش مصنوعی: حصارها باز شدند و سپاه شکسته شد. از آن انبوه و گسترده، صدا و نالهای بلند شد.
حصار و خانه چو از خانیان تهی کردند
شدند شیفته سر خانیان و خان یکسر
هوش مصنوعی: وقتی حصار و خانه از ساکنان خالی شد، دیگران به طور کامل تحت تاثیر و جذبه سرسلسله یا خان قرار گرفتند.
هم از حصار کشیدندشان به حضرت شاه
چنانکه اهل گنه را کشند در محشر
هوش مصنوعی: آنها را بهزور از دایره خود خواهی و محدودهشان بیرون آوردند و به درگاه پادشاه بردند، همانطور که در روز قیامت، گناهکاران را به محاکمه میکشند.
سرشک ایشان سرخ و رخان ایشان زرد
دهان ایشان خشک و دو چشم ایشان تر
هوش مصنوعی: چشمان آنها اشکآلود و چهرههایشان رنگی متمایل به زرد است. لبهایشان خشک و بیآب است.
همانکه بود همه شب بر آن حصار امیر
اسیر گشت به فرمان شاه وقت سحر
هوش مصنوعی: شخصی که تمام شب در اطراف دژ و قلعهای در حال نگهبانی بود، به دستور شاه در زمان سحر گرفتار شد.
همه ز کرده پشیمان شدند و در مثل است
کسی که بد کند از بد همو برد کیفر
هوش مصنوعی: همه از کارهای خود پشیمان شدند و نمونهاش این است که کسی که کار بدی انجام دهد، در نهایت از همان بدی کیفر خواهد دید.
چنان سپاه که داند شکست جز شاهی
که شد درست به او رسم و دین پیغمبر
هوش مصنوعی: مثل سپاهی که فقط شکست را میشناسد، تنها پادشاهی که به راه و دین پیامبر پایبند بوده، میتواند درستی را تشخیص دهد.
چنین حصار که داند گشاد جز ملکی
که پیش خدمت او روزگار بست کمر
هوش مصنوعی: تنها کسی میتواند این حصار را بر همانند خود بگشاید که مالکش باشد و زمان را به خدمت خود درآورده باشد.
پدرش فتح سمرقند خواست از ایزد
پسر بیافت از ایزد هر آنچه خواست پدر
هوش مصنوعی: پدرش از خدا خواسته بود که سمرقند را فتح کند و خدا هم هر آنچه پدر خواسته بود به او عطا کرد.
یقین شناس که در روضهٔ بهشت امروز
همی بنازد جان پدر ز فتح پسر
هوش مصنوعی: مطمئن باش که در بهشت، امروز روح پدر به خاطر پیروزی پسرش شادی میکند و میبالد.
خدایگانا، شاها، مظفرا، ملکا
ز باختر خبر فتح توست تا خاور
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، ای پادشاه مظفر و ملایق، خبر پیروزی تو از سوی باختر به خاور رسیده است.
سعادتی است تمام و بشارتی است بزرگ
ز نامه و ظفر و فتح تو به هر کشور
هوش مصنوعی: این یک خوشحالی و بشارتی بزرگ است که تو توانستهای در هر کشوری موفقیت و پیروزی به دست آوری.
ملوک فر و بزرگی گرفتهاند به ملک
گرفت ملک به فرمان تو بزرگی و فر
هوش مصنوعی: پادشاهان و صاحبان قدرت به خاطر تو افتخار و بزرگی را به دست آوردهاند، زیرا سلطنت و عظمت تحت فرمان توست.
مسخرند حسام تو را زمان و زمین
متابع اند مراد تو را قضا و قدر
هوش مصنوعی: زمان و زمین به تو میخندند و به نوعی تو را تحقیر میکنند، اما سرنوشت و قضا و قدر، پشتیبان هدف تو هستند.
همی کنند جهان و جهانیان به تو فخر
که افتخار ملوکی و افتخار بشر
هوش مصنوعی: جهان و مردم به تو افتخار میکنند، زیرا تو مایهی افتخار پادشاهی و انسانیت هستی.
زفرّ دولت و تأیید طالعی که تو راست
شود مطیع تو گر زنده گردد اسکندر
هوش مصنوعی: اگر تو درست در مسند قدرت و حمایت قرار بگیری، حتی اگر اسکندر نیز زنده شود، سزاوار است که در برابر تو تسلیم شود.
شنیدهام من و بسیار کس شنیدستند
هم از سپهرشناس و هم از ستاره شمر
هوش مصنوعی: شنیدهام که من و بسیاری دیگر از افراد اطلاعاتی داریم که هم از دانشمندان آسمان و هم از شمارش ستارهها به دست آمده است.
اگر کسی به فلک بر شود ز روی زمین
ستارگان همه او را شوند فرمانبر
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام بلند و مرتبهای دست یابد و از زمین به آسمان برود، تمام ستارگان بر او گردن مینهند و فرمانبر او خواهند بود.
ز بهر خویش چنان طالعی نداند ساخت
که ساخته است ز بهر تو ایزد داور
هوش مصنوعی: به خاطر خود کسی نمیتواند تقدیری بسازد که خداوند برای تو رقم زده است.
جهان ز دولت تو پرعجایب و عِبَرَست
که فتح های تو یکسر عجایب است و عبر
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر نعمت و قدرت تو پر از شگفتیها و عبرتهاست، زیرا پیروزیهای تو بهطور کامل مملو از شگفتی و درس آموزی است.
اگر گشادن روم و عرب عجایب بود
کنون گشادن روم و چگل عجایبتر
هوش مصنوعی: اگر در گذشته افرادی از روم به دنیای عرب وارد شده و شگفتیهایی به همراه داشتند، امروزه ورود رومیها به سرزمین چگل با شگفتیها و اعجاز بیشتری همراه است.
به صد سفر نه همانا که کرد هیچ ملک
چنین دو فتح که کردی شهاتو در دو سفر
هوش مصنوعی: در هیچ سفر و ماجرایی، هیچ کشوری به اندازه تو موفقیت به دست نیاورده است. تو در دو سفر خود به پیروزیهای بزرگی دست یافت.
به شعر فتح تو من بنده را مفاخرت است
که شعر فتح تو شاهان همی کنند از بر
هوش مصنوعی: به شعر پیروزی تو من به خود میبالم، زیرا که شعر پیروزی تو حتی مورد ستایش شاهان هم قرار میگیرد.
همی نگارم درج مدیح تو شب و روز
که هست دَرج مدیح تو همچو دُرجگهر
هوش مصنوعی: محبوب من، هر شب و روز در وصف تو شعر میسرایم، چرا که ستایش تو برای من مانند گنجی ارزشمند است.
همیشه تا بود از حکم کردگار جهان
چهار طبع چو فرزند و چرخ چون مادر
هوش مصنوعی: همیشه بوده است که طبق اراده خداوند، چهار مزاج وجود دارد که مانند فرزندانی هستند و آسمان همانند مادری است که آنها را در بر میگیرد.
ز اسب باد تک و تیغ آبدار تو باد
سر عدوت پر از خاک و دل پر از آذر
هوش مصنوعی: از اسب تندباد و تیغ درخشان تو، باد سر دشمنان پر از خاک و دل پر از آتش است.
همیشه تاکه دهد دشمنی ز کینه نشان
چنین کجا که دهد دوستی ز مهر خبر
هوش مصنوعی: همیشه دشمنی، از کینه و حسادت نشانههایی به جا میگذارد، اما دوستی و محبت هرگز نشانهای از خود بر جای نمیگذارد.
به کین خویش تن دشمنان همی فرسای
به مهر خویش دل دوستان همی پرور
هوش مصنوعی: با کینه توزی دشمنان را ضعیف میکنم و با محبت، دل دوستان را سیراب مینمایم.
جهان تو بخش و ولایت تو دار و ملک تو گیر
هنر تو ورز و بزرگی تو جوی و نوش تو خور
هوش مصنوعی: دنیا را به قسمتهای مختلف تقسیم کن، بر سرزمین خود حکمرانی کن و برای خود قدرتی کسب کن. به تواناییهای خود بپرداز و به دنبال عظمت و بزرگمنشی باش، و از نعمتها و لذتهای زندگی بهرهمند شو.
چنانکه خواهی و چندانکه هست کام دلت
همی گذار جهان را و از جهان بگذر
هوش مصنوعی: آنچه را که میخواهی و به اندازهای که دلات راضی است، به دست بیاور و از زندگی دنیا عبور کن.