برگردان به زبان ساده
تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید
باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید
هوش مصنوعی: هنگامی که پادشاهی به خوشبختی و موفقیت دست پیدا کرد، گلهای پیروزی شکوفا شدند و صبح خوشبختی روشن شد.
کرد باید سروران را در چنین روزی نشاط
خورد باید بندگان را در چنین وقتی نبید
هوش مصنوعی: در چنین روزی، سروران باید خوشحال و شاداب باشند و بندگان نیز باید در این زمان خوشگذرانی کنند و از نوشیدنی لذت ببرند.
فرخ آمد طلعت سلطان برین فرخنده باغ
هرکه او را دید بیشک صورت اقبال دید
هوش مصنوعی: سلطان خوشبخت و خوشچهرهای نمایان شد که مانند باغی سرسبز و خوشبو است. هر کس او را مشاهده کند، به یقین میتواند نشانههای خوششانسی و بخت را در چهرهاش ببیند.
شاه سنجر پادشاه عالم پیروز بخت
کایزد جان آفرین از آفرینش آفرید
هوش مصنوعی: شاه سنجر، پادشاه خوشبخت و پیروزمند، به لطف خداوند جان خود را از آفرینشهای او میداند.
نام او مشهور گشت از مرز چین تا قیروان
بنده گشت او را هر آن خسرو که نام او شنید
هوش مصنوعی: نام او به قدری مشهور شد که از مرز چین تا قیروان شنیده میشد و هر پادشاهی که نام او را میشنید، به او ارادت پیدا میکرد.
چون به ملک اندر قدم بر تخت سلطانی نهاد
ملک با او شد مقیم و تخت با او آرمید
هوش مصنوعی: زمانی که فردی بر تخت سلطنت قدم گذاشت، سلطنت نیز در کنار او ماند و تخت آرام گرفت.
ایزد او را دادگنج و ملک و لشکر در جهان
زانکه گنج و ملک ولشکر در جهان او را سزید
هوش مصنوعی: خداوند به او ثروت، ملک و سپاه در دنیا عطا کرده است، زیرا این ثروت، ملک و سپاه شایستهی اوست.
شد مظفر چون ز نعل مرکبانش روز رزم
در عراق و در خراسان گَرد برگردون رسید
هوش مصنوعی: مظفر زمانی که از نعل اسبهایش در میدان جنگ یاد کرد، به یاد میآورد که در عراق و خراسان با گرد و غبار مواجه شده است.
تخت و بخت دشمنان را هر دو از هم درگسست
چون به یک حمله مصاف دشمن ازهم بر درید
هوش مصنوعی: تخت و سرنوشت دشمنان با یک حمله از هم جدا شدند و در هم شکستند.
نیزهٔ او در صف هَیْجا در نُصرت گشاد
بود گفتی نیزهٔ او قفلِ نصرت را کلید
هوش مصنوعی: نیزهاش در میدان نبرد همچون کلیدی برای گشودن قفل پیروزی عمل میکرد، به طوری که گویی خود نیزه برای نصرت و یاری آماده شده بود.
گر شوند امروز پیدا رستم و اسفندیار
هر دو نتوانند در میدان کمان او کشید
هوش مصنوعی: اگر امروز رستم و اسفندیار در میدان نبرد ظهور کنند، هیچکدام قادر نخواهند بود کمان او را به زه بکشند.
چون به جنگ اندر شود رخشان سِنان و ناچخش
با سِنان و ناچخ او شیر نتواند چَخید
هوش مصنوعی: زمانی که در جنگ، نیزهها به درخشش درآیند و با قدرت به هم بخورند، هیچ شیر و حیوان نیرومندی نمیتواند در برابر آن ایستادگی کند.
مار نتواند گَزیدن تا نیاید نزد مرد
کین او ماری بود کز دور بتواند گزید
هوش مصنوعی: مار نمیتواند نیش بزند تا زمانی که به نزدیک مرد نیاید. این مار از دور قادر است نیش بزند.
ملک او از طعنهٔ خصمانکجا یابد خلل
آب دریا از دهانِ سگ کجا گردد پلید
هوش مصنوعی: ملک و سلطنت او از دشنامها و طعنههای دشمنانش آسیب نمیبیند، همانطور که آب دریا از ناپاکی دهانِ سگی آلوده نمیشود.
جَنَّتی شد هرکجا ابر وفاق او گذشت
دوزخی شد هرکجا باد خلاف او وزید
هوش مصنوعی: هر جایی که ابر محبت او عبور کرد، به بهشت تبدیل شد و هر جایی که باد مخالف او وزید، جهنم گشت.
کین او چون دام گشتُ و دشمنان را پایْ بست
وهم او چون تیغگشت وگمرهان را پی برید
هوش مصنوعی: چون او به صورت دام درآمد، دشمنان را به بند کشید و وقتی به شکل تیغ در آمد، گمراهان را از میان برداشت.
ای جهانداری که همچون خضر جاویدان بماند
هرکه او از آب اقبال تو یک شربت چشید
هوش مصنوعی: ای سرور جهانی، کسانی که از فیض و نعمت تو بهرهمند شوند، مانند خضر جاویدان خواهند ماند.
بو نافع تر ز باران بهاری کشت را
قطرهای کز آب جودت بر کف مفلس چکید
هوش مصنوعی: بوی خوبی که از باران بهاری میآید، از قطرهای که از بخشش تو بر دست نیازمند میچکد، مفیدتر است.
از همه شاهان گیتی سایهٔ یزدان تویی
سایهٔ انصاف برگیتی تو دانی گسترید
هوش مصنوعی: تو از میان تمامی شاهان جهان، سایهای الهی و نمونهای از انصاف هستی که بر روی زمین گسترده شده است.
شاهِ ملکافروزِ لشکردار در عالم تویی
کارهای ملک و لشکر را تودانی پرورید
هوش مصنوعی: شاهی که درخشان و فرمانروای لشکریان است، در این جهان تویی که امور کشور و سپاه را اداره میکنی و در پرورش آنها مهارت داری.
هرکه او از چنبر پیمانت بیرون برد سر
سرو او از بیم شمشیر تو چون چنبر خمید
هوش مصنوعی: هر کسی که از دایره پیمان تو خارج شود، همچون درخت سرو که به خاطر ترس از شمشیر تو خم میشود.
مایهٔ اقبال هرکس دولت پیروز توست
گشت مُقْبِل هرکه او را دولت تو برگزید
هوش مصنوعی: هر کس برکت و خوشبختیاش به پیروزی تو بستگی دارد، و هر کسی که مورد لطف و توجه تو قرار گیرد، به سوی خوشبختی رهنمون میشود.
بر زمین بیعدل تو یک مور نتواند گذشت
در هوا بیامر تو یک مرغ نتواند پرید
هوش مصنوعی: بدون عدالت تو، هیچ مورچهای نمیتواند بر زمین حرکت کند و بدون فرمان تو، هیچ پرندهای نمیتواند در آسمان پرواز کند.
هرکسی را از چمیدن وز چریدن چاره نیست
هرکسی در خدمت تو هم چمید وهم چرید
هوش مصنوعی: هر کسی را نمیتوان از چمیدن و چریدن بازداشت، هر کسی در خدمت تو هم چمید و هم چرید. این یعنی هر فردی نمیتواند از طریق رفت و آمد و گردش خودداری کند و حتی در خدمت تو نیز به همان فعالیتها ادامه میدهد.
گر به زر باید خریدن گوهر دریا و کان
گوهر مدح و ثنای تو به جان باید خرید
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم دریا و سنگهای قیمتی را با طلا بخریم، مدح و ستایش از تو باید با جانمان خریده شود.
تا چو روی دوستانت سرخ باشد ارغوان
تا چو روی دشمنانت زرد باشد شنبلید
هوش مصنوعی: بگذار چهره دوستانت چون گل ارغوانی زیبا و سرخ باشد و چهره دشمنانت همچون گل شنبلید زرد و بیروح شود.
سبز باداگلبن عمرت که هر روز از طرب
صد هزاران گل بر آن گلبن بخواهد بشکفید
هوش مصنوعی: امیدوارم که عمر تو مانند درختی پرگل و سرسبز باشد و هر روز به لطف شادی، هزاران گل بر روی آن بشکفد.
از گل مهر تو احباب تو را بادا نسیم
زانکه خار کینه ی تو در دل اعدا خلید
هوش مصنوعی: از گل محبت تو دوستانت را نسیمی باشد، چرا که خاری از کینه تو در دل دشمنانت وجود دارد.
باد بخت تو بهکام و باد ملک تو مدام
باد رای تو رفیع و باد عیش تو مدید
هوش مصنوعی: باد بختت همیشه خوش و خوشیمن باشد، و سلطنتت همواره پایدار بماند. آرزوهایت بلندمرتبه و لذتهای زندگیات طولانی باشد.