برگردان به زبان ساده
اگر چه خرمی عالم از بهار بود
همیشه خرمی من ز روی یار بود
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی و سرزندگی دنیا به خاطر بهار است، اما خوشحالی و شادابی من ناشی از وجود معشوقم است.
چو من به خوبی و آرایش رُخش نگرم
چه جای خوبی آرایش بهار بود
هوش مصنوعی: وقتی من زیبایی و آرایش چهرهات را میبینم، دیگر چه نیازی به زیباییهای بهار وجود دارد؟
سرشک ابر اگر افزون بود به وقت بهار
سرشک من بَدَل هر یکی هزار بود
هوش مصنوعی: اگر باران در زمان بهار بیشتر باشد، اشک من به جای هر یک اشک، هزار اشک خواهد بود.
اگر زآب بود بر هوا همیشه بخار
مرا ز عشق به چشم اندرون بخار بود
هوش مصنوعی: اگر بخار در هوا بهصورت دائم وجود داشته باشد، نشاندهندهی عشق من است که در چشمان تو پنهان شده است.
بخار آب همه دُرفشان بود ز هوا
بخار عشق ز چشمم عقیق بار بود
هوش مصنوعی: بخار آب به زیبایی و درخشش در هوا گسترش یافته، در حالی که عشق از چشمان من مثل عقیق سرازیر میشود.
کنار من ز عقیق آن زمان تهیگردد
که آن عقیق لبم در بر و کنار بود
هوش مصنوعی: زمانی که عقیق کنار من نباشد، لب من از مرگ خالی میماند.
ز بهر باغ نهم داغ عشق بر دل خویش
اگرچه صورت او باغ را نگار بود
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی باغ، عشق را در دل خود حس میکنم، هرچند که چهرهاش مانند گلهای باغ است.
به لالهزار شوم پیش لاله ناله کنم
اگرچورنگ رخش رنگ لالهزار بود
هوش مصنوعی: میخواهم به گلزار لاله بروم و نزد لالهها آواز درد بزنم، حتی اگر رنگ چهرهام همچون رنگ گلهای لاله باشد.
به جویبار شوم پیش سرو سجده برم
اگرچه قامت او سرو جویبار بود
هوش مصنوعی: اگرچه قامت او به زیبایی سرو و جویبار است، اما من به جویبار میروم و برای او سجده میکنم.
بنفشه گرچه بدیع است از او چه اندیشد
کسی که بستهٔ آن زلف تابدار بود
هوش مصنوعی: بنفشه هرچند زیبا و نیکو است، ولی کسی که موهای خرمایی و تابدار را دارد، به چه چیزی میتواند فکر کند؟
وگرچه نرگس خوب است از او نیارد یاد
کسی که فتنهٔ آن چشم پرخمار بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نرگس زیباست، اما کسی نمیتواند به یاد کسی بیفتد که چشمهای پر خواب و فریبی دارد.
اگرچه عشق عظیم است از او ندارد باک
کسی که بندهٔ درگاه شهریار بود
هوش مصنوعی: عشق گرچه بسیار بزرگ و با ارزش است، اما کسی که خود را در خدمت و اطاعت پادشاه قرار داده، دلش به آن عشق نمیسپارد و از آن هراسی ندارد.
جلال دولت عالی که از جلالت او
همیشه قاعدهٔ دولت استوار بود
هوش مصنوعی: عظمت و بزرگی حکومت او باعث شد که همیشه قوانین و اصول حکومت به صورت قوی و پایدار باقی بماند.
بزرگوار و عزیزست و قصد خدمت او
کسی کند که عزیز و بزرگوار بود
هوش مصنوعی: کسی که خود را بزرگوار و محترم میداند، در نظر دارد که به خدمت بزرگواران و عزیزان بپردازد.
هر آن مثال که از رسم او شود موجود
دلیل دولت و فهرست افتخار بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که به خاطر رفتار او به وجود میآید، نشانهای از قدرت و فهرستی از افتخاراتش است.
هر آن مرادکه از رأی او شود حاصل
جمال عالم و تاریخ روزگار بود
هوش مصنوعی: هر خواستهای که به اراده او به تحقق بپیوندد، زیباییهای جهان و رویدادهای زمان را در بر خواهد گرفت.
خدای عرش چنین آفرید دولت او
که تا قیامت پیروز و کامکار بود
هوش مصنوعی: خداوند به گونهای حکومت او را خلق کرد که تا روز قیامت موفق و پیروز خواهد بود.
به باغ ملک درختی است رایتش که بر او
همیشه از ظفر و فتح برگ و بار بود
هوش مصنوعی: در باغی که به ملک تعلق دارد، درختی وجود دارد که همیشه بر روی آن میوه و برگهایی از پیروزی و فتح به چشم میخورد.
خجسته مرکب او ابر و باد را ماند
هر آنگهی که شَهَنْشَه بر او سوار بود
هوش مصنوعی: مرکب او چنان پرقدرت و شگفتانگیز است که مثل ابر و باد در حرکت است، هر زمان که شاهنشاه بر آن سوار میشود.
به ابر ماند چون در صف نبرد بود
به باد ماند چون در تک شکار بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص در برابر مشکلات و چالشها همچون ابر بر سر جنگی ایستاده و در مواجهه با خطرات، حالتی سرشار از شجاعت و قدرت دارد. همچنین وقتی که در حال شکار یا پیگرد هدفی است، به نحوی در حال حرکت و فعال مانند باد میباشد. به طور کلی، این تصویر نشاندهندهی روحیهای است که در شرایط دشوار و در پی دستیابی به هدف، دوشادوش استقامت و جنب و جوش عمل میکند.
اَیا شهی که تویی اختیار خلق جهان
بود به فر تو هر شاه کاختیار بود
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که تو اختیار و فرمانروایی تمام موجودات دنیا را در دست داری، به واسطهی عظمت تو هر شاهی در زندگی مانند تنها یک مهره در دستان توست.
عجب نباشد اگر بختیار خوانندت
چو اختیار بود مرد بختیار بود
هوش مصنوعی: اگر کسی خوشبخت باشد، طبیعی است که او را با نام خوشبختی بشناسند؛ چون این فرد خود نیز فردی خوشبخت است.
کجا ستایش تو نیست نام ننگ بود
کجا پرستش تو نیست فخر عار بود
هوش مصنوعی: هر جایی که ستایش تو وجود نداشته باشد، آنجا ننگ است و هر جا که پرستش تو نباشد، آنجا افتخار عار است.
بلند بی اثر نعمت تو پست بود
عزیز بینظر همت تو خوار بود
هوش مصنوعی: نیکی و نعمت تو اگرچه بزرگ و با ارزش است، اما اگر بیاثر باشد، هیچ فایدهای نخواهد داشت. همچنین، کسی که به همت و تلاش تو توجهی نکند، هرچقدر هم که در جایگاه بالایی باشد، در واقع خوار و کم ارزش خواهد بود.
تو آن شهی که تو را گرد مشرق و مغرب
مدار باشد تا چرخ را مدار بود
هوش مصنوعی: تو شاهی که نه تنها بر سرتاسر زمین حکمرانی میکنی، بلکه حتی حرکت آسمانها نیز به خاطر وجود تو شکل میگیرد.
تو آن شهیکه تو را بر سریر پادشهی
قرار باشد تا خاک را قرار بود
هوش مصنوعی: تو آن شاهی هستی که باید بر تخت پادشاهی بنشینی، چرا که دنیا و خاک زیر فرمان تو قرار میگیرد.
سریکه سوده شود بر زمین به خدمت تو
ز یک قبول تو تا حشر تاجدار بود
هوش مصنوعی: سری که به خاطر تو روی زمین گذاشته شود، تا روز قیامت با قدرت و احترام خواهد بود.
سری که از خط فرمان تو شود بیرون
نه تاجدار بود بلکه تاجِ دار بود
هوش مصنوعی: سری که از دستور تو خارج شود، نه یک سردسته است بلکه یک محدودیت و قید دارد.
مبارزان بگریزند و بفکنند سپر
چو روز رزم تو را عزم کارزار بود
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، زمانی که مبارزان از نبرد میگریزند و سپرها را پرت میکنند، تو باید با عزم و اراده قویتری به میدان بیایی و برای مبارزه آماده باشی.
به شیر مانی کاندر مصاف روز نبرد
ز کارزار تو بر خصم کار زار بود
هوش مصنوعی: در روز جنگ و نبرد، تو همچون شیری قوی و نیرومند خواهی بود و در مقابل دشمن، قدرت و توانایی تو را خواهند شناخت.
خدایگانا گر پار فتح بود تو را
به دولت تو که امسال بِه ز پار بود
هوش مصنوعی: خدایا، اگر این سال، تو برتری و پیروزی را نصیب من کنی، تو خود میدانی که امسال برایم بهتر از پارسال خواهد بود.
اگر به غرب در از لشکر تو بود غبار
به شرق نیز هم از لشکرت غبار بود
هوش مصنوعی: اگر در غرب لشگر تو گرد و غبار داشته باشد، در شرق نیز به همین دلیل از لشکر تو گرد و غبار وجود خواهد داشت.
ز جوش جَیش و تف خنجر تو زود نه دیر
هوای شهر بخارا پر از بخار بود
هوش مصنوعی: به خاطر شور و هیجانی که در درون توست، به سرعت تصمیمت را بگیر؛ هوای شهر بخارا به قدری گرم است که حالت را تحت تأثیر قرار میدهد.
همیشه تاکه بود بر چهار طبع جهان
چهار چیز تو مانند آن چهار بود
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که در هر چیزی که وجود دارد، چهار عنصر یا ویژگی اصلی نمایان است و این چهار چیز همواره در کنشها و طبعهای مختلف زندگی نقش دارند. به این معنی که هر پدیده یا جنبهای از جهان میتواند به نوعی با این چهار عنصر مرتبط باشد.
ز حلم و طبع تو تأثیر خاک و باد بود
زجود و خشم تو تاثیر آب و نار بود
هوش مصنوعی: از صبوری و ویژگیهای تو تأثیرات موجود در زمین و باد به وجود آمده است و از کرم وANGER تو تأثیرات آب و آتش شکل گرفته است.
دلیل تو به همه وقت بخت نیک بود
مُعین تو به همه حال کردگار بود
هوش مصنوعی: دلایل تو همیشه موجب خوش شانسیات بوده و یاریات در هر شرایطی از سوی خداوند بوده است.