رباعیات
عمعق بخاری
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : خواهم همه را کور ز عشق رویت
شمارهٔ ۲ : ای شاه، بهار دشمنانت دی باد
شمارهٔ ۳ : تا دیده بر آن عارض گلگون افتاد
شمارهٔ ۴ : نه دل ز تمنای تو در برگنجد
شمارهٔ ۵ : تا زلف تو کفر را خریداری کرد
شمارهٔ ۶ : آن سبزه که از عارض او خاسته شد
شمارهٔ ۷ : هر دیده که عاشقست خوابش مدهید
شمارهٔ ۸ : تا بود همیشه خون روان بود از دل
شمارهٔ ۹ : از واقعهٔ روز پسین میترسم
شمارهٔ ۱۰ : چون نعرهزنان قصد به کوی تو کنم
شمارهٔ ۱۱ : نوری ز جمال خود به روزن فگنم
شمارهٔ ۱۲ : خط تو، که چون مشک شد از خامهٔ حسن
شمارهٔ ۱۳ : مردان سازند جای در خانهٔ زین
شمارهٔ ۱۴ : رفتیم ز خدمت تو، دل خون کرده
شمارهٔ ۱۵ : با یارم اگر نیست ره دیداری
شمارهٔ ۱۶ : نه در ره اقرار قراری داری
شمارهٔ ۱۷ : ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنی
شمارهٔ ۱۸ : یک دم نشود که دردم افزون نکنی