ای خسروی که بر درذهن توروح قدس
خود را بخیلتاشی تعریف میدهد
خادم نه ناقدی است که در رشته سخن
یکسان چو آسمان سره و زیف میدهد
باوی بصرف تهنیت امروز نقدهاست
وان جمله را کمال تو تزییف میدهد
زین شیوه خود نفس نتوان زد که قدر تو
تشریف را ز مرتبه تشریف میدهد
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خسروی که بر درذهن توروح قدس
خود را بخیلتاشی تعریف میدهد