برگردان به زبان ساده
بی روی تو، روی خرمی نیست
در عشق تو، جای بیغمی نیست
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، هیچ شادی و خوشی نیست و در عشق تو، هیچ مکانی برای بینقصی و آسایش وجود ندارد.
جز با سر زلف تو، فلک را
در شیوهٔ جور، همدمی نیست
هوش مصنوعی: جز با زیبایی و دلربایی موی تو، هیچ چیز دیگری در دنیا نیست که بتواند با بیعدالتی و سختیها همراهی کند.
گفتی که به حکم توست، دل را
کاندر سخن تو محکمی نیست
هوش مصنوعی: تو گفتی که سخن تو قدرت دارد، اما دل من در برابر آن سخن سست و ناتوان است.
بس محرومم ز خدمت تو
در شهر تو، رسم محرمی نیست
هوش مصنوعی: من در شهر تو از خدمت به تو بسیار محرومم، در اینجا هیچ نشانهای از محبت و دوستی وجود ندارد.
نقدی است شگرف عشوهٔ تو
چندانکه همی دهی کمی نیست
هوش مصنوعی: بهای محبت و زیبایی تو به قدری زیاد است که هر چقدر هم به من ببخشی، هرگز کم نخواهد بود.
مستانه توئی چنین، یک اهل
در هفت نشیمن زَمی نیست
هوش مصنوعی: تو در حالت مستی و نشاط اینگونهای که یک نفر اهل دنیا در هفت دنیا نیز نمیتواند به این حال برسد.
گشتیم به باغِ دهر چون باد
یک شاخ بر آب خرمی نیست
هوش مصنوعی: در پهنه زندگی و روزگار، مانند بادی گذرا و زودگذر به باغی سر زدیم که خوشی و شادابی در آن یافت نمیشود.
خشک است نهال شادی اِی چشم
دریاب که وقت بینمی نیست
هوش مصنوعی: نهال شادی خشکیده است، ای چشم، به آن توجه کن که وقت شادی و خوشحالی نیست.
این ریش که بر دل است ما را
در ساختن است مرهمی نیست
هوش مصنوعی: این ریش که بر دل نشسته، برای ما دارویی در ساختن نیست.
یا در عالم نمانْد مردم
یا رسم وفا و مردمی نیست
هوش مصنوعی: یا، در این جهان یا خبری از انسانها نیست، یا دیگر وفا و انسانیت وجود ندارد.
شک نیست که این رباط خاکی
منزلگه هیچ آدمی نیست
هوش مصنوعی: شک و تردیدی نیست که این بدن مادی، جایگاه هیچ انسانی نیست.
چتوان کردن اثیر میساز
«کز دهر امید خرمی نیست»
هوش مصنوعی: چگونه میتوان در شرایطی که از زمانه امیدی به خوشی و شادابی نیست، فعالیت و اثرگذار بود؟