برگردان به زبان ساده
تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
به عهد تو علم فتنه آشکار بود
هوش مصنوعی: اگر تو هستی که واقعاً خودت هستی، پس همه عالم در دام تو گرفتار خواهد شد، زیرا در زمان تو حقایق و فتنهها به روشنی نمایان خواهد شد.
تو یک کنار و دو بوسه ز دل برون کن و بس
خرد به قاعده خود در میان کار بود
هوش مصنوعی: تو تنها یک لحظه کنار برو و دو بوسه از دلت بیرون بیاور و تمام. عقل هم طبق عادت خودش در کارهایش مشغول است.
به نیم جرعه دلم را خراب کرد غمت
خوش است گرچه سرم در سر خمار بود
هوش مصنوعی: محبت تو با یک نیم جرعه، دلم را تباه کرد. این حالتی خوشایند است، هرچند که سرم هنوز در غم و خماری باقی مانده است.
نبود سیم و بشد روزگار بر دین سست
که کار خوب به سیم و به روزگار بود
هوش مصنوعی: در زمانی که پول و ثروت نبود، زمانه به طور طبیعی بر افرادی که ایمان ضعیفی داشتند، تأثیر منفی گذاشت. چرا که کارهای نیکو غالباً به پول و شرایط زمان بستگی داشت.
جهان بگیرد حسن تو هیچ میدانی
سپاه عقل به یک بار تار و مار بود
هوش مصنوعی: جهان به زیبایی تو میگیرد، آیا میدانی که قدرت عقل در برابر آن یکباره شکست میخورد؟
براق حسن تو هرجا که دید میدان ساخت
چو یک وفاش در این شغل دستیار بود
هوش مصنوعی: خوشبختی تو در هر مکانی که دیده میشود، فضایی را به وجود میآورد، مانند وفا که در این کار حامی و همراه است.
بر آن بساط که لعل تو گوهر افشانَد
که را رواستی روح پرنثار بود؟
هوش مصنوعی: در آن محفل که زیبایی تو جواهرات را میپاشد، روحی در کنارت به طور آزادانه نثار میشود.
تو چون به کاری و از بهر بینظیری تو
مرا نشاید کم کار چون به کار بود
هوش مصنوعی: تو وقتی کاری را انجام بدهی و برای بینظیر بودن تو، من نمیتوانم کمکاری کنم چون باید در کار خودم تلاش بیشتری داشته باشم.
ندیم عشق تو را با دلم چه حاجتهاست
گَهاش به غم بکشد گاه غمگسار بود
هوش مصنوعی: بسیاری از خواستهها و نیازهای دل من را عشق تو برآورده میکند، زیرا گاهی در غمها به تو پناه میآورم و گاهی هم از غمها رهایم میکنی.
ز شحنهی ستم تو اثیر جان نبرد
مگر که در کنف عدل شهریار بود
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که ظلم و ستم هیچکس را نمیتواند از زندگی و وجودش خارج کند، مگر اینکه در سایهی عدل و انصاف یک حاکم عادل و بزرگ قرار داشته باشد. به عبارت دیگر، تنها تحت حمایت و عدالت یک رهبر راستین میتوان از فشار و سختی رهایی یافت.