برگردان به زبان ساده
که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
ز خون دل کنارش کمتر آید
هوش مصنوعی: کسی که به سفر و دوری میرود، کمتر از درد و رنج دلش شکایت میکند و از عاطفه و محبت آنکه در کنارش بوده، کمتر میگوید.
نیارم بست در روی غمت در
که چون باد از ره روزن درآید
هوش مصنوعی: نمیتوانم در برابر غم تو درب را ببندم، زیرا همچون بادی که از درزها وارد میشود، غم تو همیشه به سراغم خواهد آمد.
فرو شد در پیات روزم چه باک است
تو را باید کزین کاری برآید
هوش مصنوعی: اگر روزها در سختی و مشکلات غرق شوند، برای من نگرانکننده نیست؛ بلکه این تو هستی که باید از این وضعیت کاری انجام دهی.
به من خنجر کشی الا تو ترسی
که یک باری شکارت لاغر آید
هوش مصنوعی: تو به من خنجر میزنی، اما نترس که یک بار شکار تو به ضعف و ناتوانی خواهد رسید.
عنانِ جور لختی سست برگیر
که هر کو تیز تازد در سرآید
هوش مصنوعی: کمی دست از سختگیری بردار و با柔ندگی رفتار کن، زیرا هر کسی که با شتاب و تندخویی پیش برود، سرانجام به مشکلاتی دچار میشود.
ز آه من حذر کن کان دلاور
اگر زخمی زند کاریگر آید
هوش مصنوعی: از آه و نالهی من دوری کن، چرا که دلنواز است. اگر کسی به تو آسیب برساند، آهنگساز زندگیات به درد میآید.
مرا بدعهد خواندی سهل باشد
تو آن گفتی که از من در خور آید
هوش مصنوعی: تو به راحتی مرا انسانی بیوفا نامیدی، ولی باید بدانی که تو هم چیزی گفتی که شایسته من نبود.
زنی در یکدگر زلف و کمت غم
گرم صد کار در یکدیگر آید
هوش مصنوعی: زنی در هم پیچ و تاب مو و کمان ابرو، غم و شادی را با هم در خود دارد و هر دو کار را به خوبی انجام میدهد.
تو میگویی دهانی دارم، الا
ندانم تا کسی را باور آید
هوش مصنوعی: تو میگویی که من دهان دارم، اما نمیدانم آیا این حرف به کسی قابل قبول خواهد بود یا نه.
گر این گردد درست ای بس شگفتا
که در پایش در و گوهر در آید
هوش مصنوعی: اگر این اتفاق به درستی بیفتد، به یقین چیزهای ارزشمند و زیبا از آن به وجود خواهد آمد.
اثیر آب و گل مهرش بدیدی
بیفکن تخم زین آبی بَر آید
هوش مصنوعی: اگر تأثیر آب و گل او را مشاهده کنی، تخم محبتش را بپاش تا از این آب، گیاه محبت بروید.