برگردان به زبان ساده
آن چشم مست بین که خرد در خمار اوست
و آن لعل چون شکر که روانها شکار اوست
هوش مصنوعی: به او نگاه کن که چشمانش مست و غرق در خواب و خیال است و آن لبهای شیرینش مانند شکر همه را جذب خود کرده است.
عمری است تا چو شمع به امید یک سخن
موقوفپرور دهن تنگبار اوست
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که مانند شمع، به امید شنیدن یک کلام خوب، صبر کردهام و در انتظارم، اما او به من بیتوجهی میکند.
تا کی به خندهای سردندان کند سپید
صد جان، برلب آمده در انتظار اوست
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی با خندهای یخزده، به ظلمت روزها ادامه دهی؟ چندین جان در انتظار آن لحظهای هستند که او بیاید.
زرین رخ مرا که ز خون گشت پُر نگار
عذری که ظاهر است رخ چونان نگار اوست
هوش مصنوعی: چهره طلایی من که از خون رنگین شده است، همانند نقش و نگار زیبایی است که در عذرا نمایان است.
معشوق دل غم و می و جانانهی من او
ما هر دو در میانه و او در کنار اوست
هوش مصنوعی: عشق من هنوز در دل من جا دارد و این درد و غم در پی اوست. هر دوی ما در مرکز توجه هستیم و او همیشه در کنار من است.
هرگز به اختیار بلا خواست هیچکس؟
در جان من نگر که بلا اختیار اوست
هوش مصنوعی: هیچکس خواسته یا ناخواسته به بلا و سختی مبتلا نمیشود. اما در وجود من، این مشکل از اراده اوست.
گفتم اثیر را بکش و رستی از بلاش
دل گفت این حدیث از او خواه، کار اوست
هوش مصنوعی: به او گفتم که مشکل را حل کند و از این وضعیت رهایی یابد، او در پاسخ گفت که این داستان را از خود او بپرس، زیرا این کار به او مربوط میشود.