برگردان به زبان ساده
چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن
سلطنت را خاک نعلین گدائی ساختن
هوش مصنوعی: عاشقان چه شرایطی دارند؟ آیا باید با بیپولی زندگی کنند و فرمانروایی را به طور موقت با دست خیالی گدا بودن کنار بگذارند؟
نرد خدمت باختن، با یار و پس در دست او
خوشحریفی پیشهکردن با دغائی ساختن
هوش مصنوعی: خدمت به عزیزان و محبوبان، مانند بازیای است که در آن باید اعتماد و دوستی را حفظ کرد و در کنار آنها به مهارت و خوشرفتاری پرداخته شود.
تکسواره پادشاه کشور جان شو چو خضر
بر سکندر نه صداع پادشائی ساختن
هوش مصنوعی: سوار تنها، پادشاه عالم وجود باش. مانند خضر که بر سکندر سایه افکنده، نباید به ساختن تاج و تخت و حکومت دل خوش کرد.
کی فرود آید دلی، کان برتر از کیهان بود
هر دو روزه آلت کیهان خدائی ساختن
هوش مصنوعی: کی میتواند دلی پایین بیاید که در مقام و جایگاهی بالاتر از کیهان قرار دارد؟ هر دو روز، ابزار و وسایل کیهان را برای خداوندی ساختن.
گر گیای خاص در گاهی، مجّردوار باش
گر کیا خارج بود، رخت کیائی ساختن
هوش مصنوعی: اگر در زمانی خاص، مقام خاصی داری، به طور خالص و مستقل بمان. اما اگر آن مقام از تو دور است، باید تلاش کنی تا لایق آن مقام شوی و خود را آماده کنی.
طبع را دریوزگی میکن، کز او روشن شود
چشم دل را توتیای روشنائی ساختن
هوش مصنوعی: در اینجا به قدرت و توانایی طبع (ذاته یا روح) اشاره میشود که میتواند با استفاده از چیزهایی که در اطرافش هست، روشنایی و بصیرت را به دست آورد. به عبارت دیگر، اگر طبع بتواند از تجربیات و مفاهیم مناسب بهرهبرداری کند، میتواند بینش و روشنایی درونی را به دست آورد.
دل چو در پیراهن تسلیم شد یاد آیدش
خرقه سالوسی و دلق ریائی ساختن
هوش مصنوعی: وقتی دل به تسلیم و surrender میآید، به یادش میآورَد که چگونه میتوان لباس ظاهر را به تن کرد و با تظاهر به زهد و دیانت، خود را به دیگران نشان داد.
با وجود خاکپای، خاکپاشان شرط نیست
دیده را با وحشت بیتوتیائی ساختن
هوش مصنوعی: اگر کسی در زندگیاش نشانههایی از عشق و تعلقات واقعی داشته باشد، نیازی نیست که با نگرانی و ترس به جستجوی دستیابی به آنها بپردازد. در واقع، عشق و محبت به خودی خود ارزشمند هستند و نیازی به تلاش و تقلای بیشتر برای به دست آوردن احساسات نیست.
درد حاصل کن که ممکن نیست بیاکسیر درد
از مس اخسیکتی سیم سنائی ساختن
هوش مصنوعی: درد را بپذیر و تجربه کن، زیرا بدون تحمل درد، نمیتوان از مس، نقرهای با ارزش و زیبا ساخت.