برگردان به زبان ساده
میروم از غم عشق تو چنان بیخبرم
که ندانم به کجا یا به چه اندیشه درم
هوش مصنوعی: از عشق تو چنان غمگین و بیخبرم که اصلاً نمیدانم کجا میروم یا به چه فکر میکنم.
همچو روی تو همه کار من آراسته بود
وه، که چون موی تو اکنون همه زیر و زبرم
هوش مصنوعی: من تمام کارهایم را مانند روی تو آراسته و زیبا کرده بودم، اما اکنون مانند موی تو همه چیز به هم ریخته و نابسامان است.
تیغ هجران تو گر زخم چنین خواهد زد
هیچ شک نیست کزین واقعه من جان نبرم
هوش مصنوعی: اگر چنگال جدایی تو چنین زخمی بزند، هیچ شکی نیست که من از این حادثه جان سالم به در نخواهم برد.
این منم کز بر تو دور شدم، شرمم باد
چه کنم، عاجز فرمان قضا و قدرم
هوش مصنوعی: من همانی هستم که از تو دور شدهام و اکنون شرمندهام، نمیدانم چه باید بکنم، زیرا در برابر تقدیر و سرنوشت ناتوان هستم.
بخت، خوش داشت به هر روز، وصال غم تو
تا ز شبهای فراق تو چه آید به سرم
هوش مصنوعی: هر روز خوشبختی نصیبم میشود، اما در عوض همیشه به یاد غمت هستم و نمیدانم در شبهای دوری تو چه بلایی بر سرم خواهد آمد.