برگردان به زبان ساده
هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
بی تو علم الله که جز این کار ندارم
هوش مصنوعی: هرچند که عشق تو به من رنج میدهد، اما بدون تو نسبت به مشکلات بیتفاوت هستم. به خدا قسم که من کار دیگری جز این عشق ندارم.
دور از شب زلفین تو مرگ دل من باد
آن روز، کهش از درد تو، تیمار ندارم
هوش مصنوعی: وقتی که از زیباییهای تو دور باشم، زندگی برایم بیمعنا میشود. در آن روز، از شدت درد تو، هیچ آرامشی نخواهم داشت.
از عشق تو خوارم، نه که خود عزم من آنست
من خواری عشق تو، چنین خوار ندارم
هوش مصنوعی: محبت تو باعث ذلت و خاری من شده است، اما نه اینکه من بخواهم در ذلت و خواری زندگی کنم. بلکه من هیچ نوع خواری را به خاطر عشق تو نمیپذیرم.
از دیده چه شک باشد، اگر خون نفشانم
وز ناله چه عذر آرم اگر، زار ندارم
هوش مصنوعی: اگر از چشمانم اشکی نریزد، چه اشکالی دارد؟ و اگر صدایی از نالهام بلند نشود، چه دلیلی دارم وقتی که در درونم دلی شکسته دارم؟
گوئی که زر خشک همی با مر داری
برگشتم از این یارب زنهار ندارم
هوش مصنوعی: میگوید که گویی در حال چیدن طلا هستم، اما حالا به مرز ناامیدی رسیدهام و از این وضعیت به خدا پناه میبرم که دیگر از این شرایط به ستوه آمدهام.
هان روی چو زر خواهی هان سنگ و ترازو
در کیسه نه زین باری بسیار ندارم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند طلا زیبا و درخشان باشی، باید به این نکته توجه کنی که نباید فقط به ظواهر دل ببندی و بار سنگینی بر دوش نکشی، زیرا من بار زیادی ندارم.
بل تا چو کمر دست در آرم به میانت
من نیز مسلمانم و زنار ندارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که من دستم را به دور کمر تو بپیچم، هنوز هم مسلمانم و به هیچ زنجیری وابسته نیستم.
گفتی که اثیرا قدر این کار نداری
گر راست همی خواهی نهمار ندارم
هوش مصنوعی: تو گفتی که ارزش این کار را نداری، حالا اگر هم بخواهی من چیزی برای تو ندارم.