برگردان به زبان ساده
ای بمدیحت روان زبان فریقین
شاکرت از صد زبان روان فریقین
هوش مصنوعی: ای تو که همه زبانها به مدح تو مشغولند، من هم از زبانهای مختلف به تو شکرگزاری میکنم.
قاضی عادل ظیهر دین که بحق شد
کلک تو سلطان کامران فریقین
هوش مصنوعی: قاضی منصف و آگاه به اصول دین، که با انصاف عدالت را به جا میآورد، قلم تو میتواند به عنوان پادشاهی موفق میان دو طرف دعوا عمل کند.
بنده ی آزاد کرده ی در جاهت
از سر تیغ خلاف جان فریقین
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که در برابر عظمت و مقام تو تسلیم و آزاد شدهام، حتی اگر این تسلیم به بهای جانم تمام شود.
کردن توحید را به سعی تو عقدی است
از گهر و لعل بحر و کان فریقین
هوش مصنوعی: تلاش تو برای رسیدن به وحدت و توحید، مانند پیوندی است از جواهر و سنگهای قیمتی که از دو گروه متفاوت تشکیل شدهاند.
جاه قوی ساعدت چو گشت مساعد
کی کشد اکنون قضا کمان فریقین
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت و موقعیت تو به خوبی پیش میرود، حالا دیگر چه چیزی میتواند سرنوشت را عوض کند؟
تا ز تو تمکین گرفت بالش مکتب
فتنه مکین نیست در مکان فریقین
هوش مصنوعی: تا زمانی که تحت تأثیر تو قرار نگیرد، در این عالم حوادث و مسائل، جایی برای دو دسته نخواهد بود.
در شرف سایه رکاب تو هرگز
باز نتابد فلک عنان فریقین
هوش مصنوعی: در کنار سایه پای تو، هرگز آسمان اجازه نخواهد داد که دوستی و دشمنی آشکار شود.
با دو زبان کلک کار ساز تو حاشاک
فتنه دو روئی کند میان فریقین
هوش مصنوعی: با دو زبان بازی مکن، زیرا فتنهانگیزی دو رو در میان دو گروه باعث ایجاد مشکل میشود.
دست قدر با قضای حاکم رایت
قطع کند بعد از این زبان فریقین
هوش مصنوعی: دست سرنوشت با حکم حاکم، زبان طرفین را قطع خواهد کرد.
دوش تو گفتی قران به بخش فلک را
تا بسعادت دهد قران فریقین
هوش مصنوعی: دیروز تو به من گفتی که قرآن، آرامشی را از آسمان به زمین میآورد تا هر دو گروه را به سعادت برساند.
خوانده بدم ملک را نشان جهانت
خوانم از این پس فلک نشان فریقین
هوش مصنوعی: از این پس، ملک و مملکت را که نشاندهنده جهان توست میخوانم و به جای آن، آسمان را نشانی از دو طرف میدانم.
دید طرازی بر آستان کمالت
چرخ ببوسید آستان فریقین
هوش مصنوعی: طرز زیبایی که بر درگاه کمال تو نمایان است، چرخ (فلک) به نشانهی احترام، آستان فرشتگان را میبوسد.
شعله سهمت بقرص نور سپردند
تا ز نفس پخته گشت نان فریقین
هوش مصنوعی: تو را به تکهای از نور مخصوص کردند تا از گرمای وجودت نان دو گروه را بپزی و سیر کنی.
کلک تو چون خنجر اتابک غازی است
ماشطه ی دولت جوان فریقین
هوش مصنوعی: قلم تو مانند خنجر یک حاکم قدرتمند است که به زیبایی و هنر، نقشآفرینی میکند و دولت جوان را به شکوفایی میرساند.
باخبرند آن دو پیشوای گذشته
رمح بسعی تو شد عنان فریقین
هوش مصنوعی: آن دو رهبر پیشین از تلاش تو آگاهند و این تلاش تو باعث هدایت دو گروه مختلف شده است.
ورد شده بو حنیفه را که مضی باد
اختر عزش ز آسمان فریقین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این اشاره به یک شخصیت تاریخی به نام ابوحنیفه دارد و به این موضوع اشاره میکند که او در زمانی از جهان و وضعیت خاصی برخوردار بوده است. این بیت نشاندهندهی این است که او در اوج مقام و منزلت خود قرار داشته و سپس طوفانی یا تغییراتی در وضعیتش پیش آمده که به نوعی از عرش آسمان به زمین آمده است. به طور کلی، این جمله بیانگر فراز و نشیبهای زندگی و مقام افراد است.
کرده دعا شافعی که باد شکفته
غنچه مهرش ببوستان فریقین
هوش مصنوعی: شافعی دعا کرده تا نسیمی که غنچه عشقش را شکوفا میکند، در باغ هر دو جناح بوزد.