برگردان به زبان ساده
اقتدارش رایت خورشید بر گردون زده است
بارگاهش خیمه جمشید بر هامون زده است
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت او مانند پرچم خورشید در آسمان است و کاخ و سلطنت او همچون خیمه جمشید بر اراضی وسیع و دلانگیز گسترده شده است.
خاک درگاهش چو عقد گلستان از باد صبح
آتش اندر آبروی لولوی مکنون زده است
هوش مصنوعی: خاک درگاه او مانند عطر گلستان است که در نسیم صبح، زیبایی خاصی به خود گرفته و آتش عشق را در دل موجودات پنهان زنده کرده است.
طرف حکم اوست هر دُر شب افروزی که صنع
تا قیامت بر ستام ابلق گردون زده است
هوش مصنوعی: حکم و قدرت او در دست کسی است که شبها را روشن میکند و زیباییهای خلقت تا پایان دنیا بر عرش آسمان نمایان است.
زّر احسانش که موزون نیست در معیار وهم
در سرا ضرب ضمیر من زر موزون زده است
هوش مصنوعی: احسان و نیکی او به قدری باارزش است که نمیتوان آن را با معیارهای عادی سنجید؛ در ذهن من، به یک وزن و قاعده خاصی رسیده و تأثیر عمیقی گذاشته است.
از پی کامش هوا بر کارگاه اعتدال
مهره ی بر روی این دیبای سقلاطون زده است
هوش مصنوعی: در پی رسیدن به خواستهاش، هوای او بر کارگاه تعادل، نقش و اثر خود را بر روی این پارچهای که با دقت بافته شده، به جا گذاشته است.
هر که معجون خلاف اوسرشته است آسمان
زهره داروی فنا- حالی بر آن معجون زده است
هوش مصنوعی: هر کس که نقیض و ضد خود را به وجود آورده، آسمان یعنی کائنات، دارویی برای فنا و نابودی او فراهم کرده است، در حالیکه آن معجون یا ترکیب به او تأثیر گذاشته است.