برگردان به زبان ساده
خه خه تبارک الله ای ماه تو بجائی
کم زانکه هر مه آخر روئی بمانمائی
هوش مصنوعی: به به! چه خوب و زیبا، ای ماه! تو در جایی هستی که هیچ یک از ماهها نمیتوانند به تو نزدیک شوند، زیرا هر ماهی در نهایت ناپدید میشود، اما نور تو همیشه باقی میماند.
دل راز شست محنت جانرا ز دست انده
بی زلف بسته ی تو نبود همی رهائی
هوش مصنوعی: دل در حالتی از غم و درد است و راز این رنج را به خاطر اندوهی که از دوری زلف تو دارد، نمیتواند به راحتی فراموش کند. در حقیقت، این دوری باعث شده که نتواند از سختیها و مشکلاتش رهایی یابد.
جانا بخاک پایت کو دستی تمام دارد
آن طره را کره زد اندر کره گشائی
هوش مصنوعی: ای جانا، آن کسی که دستش به تمامی زیباییهای تو میرسد، همچون کرهای است که در دنیایی وسیع گشوده شده است.
طبعی چگونه بینی آن را بخوش حریفی
خلقی چگونه بینی زهره بخوش نوائی
هوش مصنوعی: این شعر به ما میگوید که چگونه میتوانیم زیباییها و خوبیهای طبیعی را درک کنیم. در واقع، شاعر به ما یادآوری میکند که هنری و زیبایی در خلق و خو و رفتارهای دیگران وجود دارد، که باعث میشود زندگی به شکلی دلپذیر و شگفتانگیز تجربه شود.
با ما چو چنگ دامن عشرت کشیم درپای
زان نغمه های عالی درحضرت علائی
هوش مصنوعی: ما در کنار هم لذت و شادی را تجربه میکنیم و در سایهی نغمههای زیبا و عارفانه، به سمت آسمان و معانی والای آن حرکت میکنیم.
شهباز آستانه عشرت عربشه آن کاو
بر بال بوم بندد خاصیت همائی
هوش مصنوعی: پرندهای به نام شهباز در آستانهای خوشبختی نشسته است؛ همان پرندهای که هنگام پرواز بر بام بلند مینشیند و ویژگیهای خاص خود را به نمایش میگذارد.
آن کافتاب تربیت او بیک غیاث
در طبع مس پدید کند فعل کیمیائی
هوش مصنوعی: پرتو تابناک تربیت او به گونهای در طبیعت مس تاثیر میگذارد که خاصیت کیمیایی به آن میبخشد.
دست و می از سحاب کجا اصطناع فیضش
در خلقت جماد نهد قوت نمائی
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که چگونه از دست و باران به عنوان مفاهیمی تجلی مییابد و میتواند مایه قوت و حیات در موجودات بیجان شود. به نوعی میگوید که اگر باران (سحاب) و فعالیتهای انسانی (دست) نتوانند به وجود آوردن زندگی و انرژی در اشیاء بیجان کمک کنند، پس تاثیر آنها در خلق و حیات چه فایدهای خواهد داشت. در واقع، نویسنده به قدرت و تاثیر عناصر طبیعی و انسانی بر روی زندگی و موجودات اشاره میکند و بیان میکند که این تاثیر باید به صورت ملموس و قابل مشاهده باشد.
افلاک دیده های کواکب سپید کرد
تا خاک درگهش ببرد بهر توتیائی
هوش مصنوعی: ستارههای آسمان چشمانشان را به تماشای زمین گشودند تا خاک به سوی وجود تو بیاید و توانا شود.
آن در رکاب دولت او صورت سپهری
و آن در شهاب خانه ی او قدرت سمائی
هوش مصنوعی: شخصیت او همچون آسمان زیبا و باعظمت است و همچنین، قدرت او به گونهای است که مانند ستارهای در خانهاش میدرخشد.
در عنف او مکابره شر زه مصافی
در لطف او ملاحظه ی آهو سرائی
هوش مصنوعی: در دل سختیها و چالشها، برای مقابله با شرارتهای ناشی از آن تلاش کن؛ اما در عین حال، در مهربانی و لطف او، باید به زیبایی و لطافت زندگی نیز توجه داشته باشی.
حلمش بر آورد ز دل چرخ بی ثباتی
سهمش برون کند ز سر دهر بیوفائی
هوش مصنوعی: صبوری و بردباری او از دل حوادث غیرقابل پیشبینی زندگی ناشی میشود و این ویژگی باعث میشود که او از سختیها و بیوفاییهای زمانه رهایی یابد.
آن دانه نیستم که ز بهر غذای هرخس
شاید که آس کردم از این چرخ آسیائی
هوش مصنوعی: من دانهای نیستم که به خاطر خوراک هر گل، بخواهم از این گردونه سختیها و مشکلات، در تلاش و زحمت باشم.
اصلم طل ترآمد چندانکه از ماهی
وزنم زیادت آید چندانکه بر گرائی
هوش مصنوعی: به محض اینکه از وجود ماهی بیشتر از حد معمول در وزن من بیفزاید، روشن است که من نیز در این زمینه تغییرات و اثرات خاصی را نشان خواهم داد.
سلطان عمد گشته امی، در چاربالش
در عهد ما اگر نشدی شاعری گدائی
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که من به عنوان یک سلطان و قدرتمند، به شاعری نیاز دارم که در دوران ما، اگر هنوز شاعر نشدهای، باید به نوعی تواضع کنی و از خود فزونی نشان ندهی. به عبارتی به نوعی کرنش در برابر قدرت و بزرگی اشاره شده است.
بر صدق دعوئی که زمن بنده گشت ظاهر
گر نیستی معارضه با خلقت خدائی
هوش مصنوعی: اگر ادعای من حقیقت دارد و از وجود من نمایان شده است، پس چرا در برابر خلقت خداوند، که هیچکس نمیتواند با آن رقابت کند، مخالفتی وجود ندارد؟
جنبان شدی دهان دوات از برای صدقم
گویا شدی زبان قلم از پی گوائی
هوش مصنوعی: دهان دوات به حرکت درآمد تا به خاطر من به زبان بیاید و قلم نیز برای بیان حرفهای من آماده شد.
تا در چهار میخ عناصر طلسم ترکیب
آبی و آتشی بود و خاکی و هوائی
هوش مصنوعی: در فرآیند ترکیب عناصر مختلف، آبی، آتشی، خاکی و هوایی، هر یک به نحوی در کنار هم وجود دارند و به نوعی در فضای خاصی قرار گرفتهاند.
ترکیب جسم تو بادا چنان فراهم
کایام جز بران نرود صنعت خدائی
هوش مصنوعی: ای جسم تو به گونهای شکل گرفته که تنها بادی که میوزد، نمیتواند تو را از کارکرد خداوندیات دور کند.
آن نو بهار عدل حسود تو باد دایم
چون گل زروی خوش نفسی نه. به کم بقائی
هوش مصنوعی: این گل ناز هنوز در بهار جوانی توست و شایسته است که مانند گل زهره، همیشه خوشبو و با طراوت بماند. همچنین، از عمرش به طور دائمی بهرهمند باشد و به یادگار بماند.