برگردان به زبان ساده
سعادت بر کسی چون دیده دوزد
ز غیب او را چراغی برفروزد
هوش مصنوعی: سعادت به کسی نزدیک میشود که از دید و نظر دیگران دور باشد و خفا زندگی کند، به طوری که از غیب برای او نوری ایجاد شود تا راهش را روشن کند.
اگر شمعی برافروزد گدا را
برآرد آتشی از سنگ خارا
هوش مصنوعی: اگر گدا شمعی روشن کند، به مانند این است که از سنگ سخت و بیروح، آتش و حرارتی برمیخیزد.
چو دولت دیده اقبال بگماشت
بمهر آن ذره را از خاک برداشت
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت و شانس خوب به کسی روی میآورد، آن شخص به ارزش و اهمیت کوچکی که داشته پی میبرد و از شرایط سختی که در گذشته تجربه کرده، رهایی مییابد.
نشان دادش ز یاری رهبر نور
جمال دلفروز شمع از دور
هوش مصنوعی: او زیباییهای یار را به او نشان داد و مانند شمعی از دور درخشید.
چو آن مسکین نظر بر شمعش افتاد
ز مستی هستی خود رفتش از یاد
هوش مصنوعی: زمانی که آن فرد نیازمند به شمع نگاه کرد، از سر مستی و شگفتی، وجود خودش را فراموش کرد.
ز شوق شمع بیخود شد بدان نحو
که نقش زندگی گردید از او محو
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شور، شمع به حدی سرگردان و غرق در حال خودش شد که اثر زندگی از او محو شد و ناپدید گردید.
چو باز آن شب نشین کوی محنت
دمید از روی شمعش صبح دولت
هوش مصنوعی: زمانی که آن دوستی که در شب در کوی غم و اندوه به سر میبرد، با چهرهاش مانند شمعی روشن، نور صبح را به ارمغان آورد.
ز شوق شمع جست از جای خود جست
پر و بال دگر پنداریش رست
هوش مصنوعی: شمع از خوشحالی و شوق، به جلو پرواز میکند و گویی بال و پر جدیدی پیدا کرده است.
چو مرغ از روشنی آمد به پرواز
بنور شمع سوی شمع شد باز
هوش مصنوعی: هنگامی که پرندهای از نور آفتاب به پرواز درآمد، به سوی نور شمع بازگشت.
زهی نوری که در یکطرفة العین
چو نور مصطفا تا قاب قوسین
هوش مصنوعی: چه نوری زیبا و درخشان که در یک چشم به هم زدن میتابد، مانند نور پیامبر که به نزدیکی خداوند نزدیک است.
شد و گفت و شنید آنگه که آمد
هنوزش گرم بودی جای و مسند
هوش مصنوعی: او به گفتگو و شنیدن مشغول شد و وقتی که وارد شد، هنوز جایگاهش گرم بود.
چو شد پروانه سوی روشنایی
شنید از شمع بوی آشنایی
هوش مصنوعی: وقتی پروانه به سمت نور رفت، بوی آشنایی را از شمع حس کرد.
نهاده بو بر آتش شمع دلجو
بنزد خویشتن میخواندش از بو
هوش مصنوعی: شمعی که برای دلجویی ساخته شده، با بویی که دارد، به ما یادآوری میکند که خود را در کنار عشق و احساساتمان فراموش نکنیم.
شنیدی بوی او، پروانه مست
شدی از هوش چون دیوانه مست
هوش مصنوعی: بوی او را که شنیدی، همچون پروانهای که در عشق میسوزد و بیخود میشود، تو نیز از شدت شوق و مستی سرگیجه پیدا کردی.
نمودی سوی آن خورشید میلی
بدان شوقی که مجنون را به لیلی
هوش مصنوعی: به سمت آن خورشید متمایل شدی، با آن عشق و اشتیاقی که مجنون به لیلی دارد.
چو ماندی از پریدن میدویدی
به ره چون مرغ بسمل می طپیدی
هوش مصنوعی: وقتی که از پرواز کردن باز ماندی، به راه میدویدی و مانند مرغی که از پر پرواز محروم است، بیتابی میکردی.
به هر حالی که بود از راه همت
رسید آخر به منزلگاه دولت
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که بود، با تلاش و ارادهاش در نهایت به موفقیت و مقصودش رسید.