برگردان به زبان ساده
کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
خوش است سینه صفایی اگر دهد دستم
هوش مصنوعی: حالا که پوشش من مانند من است و مستی سرشار دارم، سینهای پاک و خالص باشد اگر دستی به من بدهد.
زلاف مردمی ام قید خود پسندی بود
سگ تو گشتم و از بند خویش وارستم
هوش مصنوعی: من از زلف مردم فریفته شدهام و به خاطر خودپسندیام به جایی رسیدهام که مانند سگی مطیع شدم و از قید و بندهای خودم رها گشتم.
بدان هوس که چو دیو انگان خورم سنگت
هزار شیشه ناموس و ننگ بشکستم
هوش مصنوعی: بدان که مثل دیوانهای با هوسهایی که دارم، به تو چنان آسیب میزنم که هزار شیشه، که نماد ناموس و عفت است، را میشکنم.
تو آفتابی و من همچو عیسی از تجرید
بریدم از همه اشیا و با تو پیوستم
هوش مصنوعی: تو همچون آفتاب هستی و من مانند عیسی از دنیای مادی جدا شدهام و به تو نزدیک شدهام و با تو ارتباط برقرار کردهام.
به هیچ راه چو اهلی ندیدمت روزی
که سالها بامید تو باز ننشستم
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی که منتظر دیدار تو بودم، نتوانستم تو را ببینم و چندین سال در انتظار تو نشستم.