برگردان به زبان ساده
صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
از در چو درآیی همه بیرون رود از دل
هوش مصنوعی: هر بار که از ظلم و ستم تو قلبم به درد میآید و خون میسازد، وقتی که تو پا به در میگذاری، همه آن دردها و رنجها از دل بیرون میآید.
بس خون دلی بایدم از دیده فرو ریخت
تا آرزوی آن لب میگون رود از دل
هوش مصنوعی: باید برای رسیدن به آرزویی که دارم، بارها و بارها ناراحتی و غم را از چشمانم بریزم تا یاد آن لبهای زیبا از قلبم برود.
لیلی همه در خنده و بازی است چه داند
کز گریه چها بر سر مجنون رود از دل
هوش مصنوعی: لیلی در شادی و بازی غرق است و نمیداند که چه بلاهایی بر سر مجنون میآید و چه دردهایی در دل اوست.
گفتی که برون کن غم من از دل و خوشباش
آه این سخن سخت مرا چون رود از دل
هوش مصنوعی: تو گفتی که غم من را از دل بیرون کن و شاد باش اما آه، این حرف برای من چنان دشوار است که مانند رود، از دل میجوشد.
اهلی مدم افسون که دوا لعل حبیب است
کی درد و غم عشق به افسون رود از دل
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به زیبایی عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند. او بیان میکند که عشق و غم آن مانند افسون نمیتواند به راحتی از دل برود، حتی اگر دوستش را با زهر لعل (درد و رنج) تشبیه کند. در واقع، روابط و احساسات عمیق انسانی به سادگی قابل فراموشی نیستند.