برگردان به زبان ساده
نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
مگر آدمی نباشد؟ که نباشد این مذاقش
هوش مصنوعی: هیچکس جز آدمی وجود ندارد که دلش برای بلبل و آوازش تنگ نشود. اگر کسی این احساس را نداشته باشد، پس از چه چیزی سخن میگوید؟
می صاف و لعل نوشین که نخواهد ای پری وش
مگر آن حریف مسکین که نیفتد اتفاقش
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن صحنهای از معشوق و عشق اشاره دارد. در آن بیان میشود که تنها نوشیدن می صاف و لعل زیبا برای پریچهرهای ممکن است، که با کسی در یک شرایط خاص همراه باشد. این همراهی باید به گونهای باشد که برای آن فرد مسکین، هیچگاه پیش نیاید که در وضعیتی غیرمنتظره قرار گیرد. در واقع، عشق و زیبایی در اینجا به دقت و هماهنگی میان دو طرف وابسته است.
ز فراق خاک گشتم ببر ایصبا غبارم
سوی آن مسیح جانها که هلاکم از فراقش
هوش مصنوعی: از جداییِ آن محبوب غمگین و پریشان حال شدم. ای باد، گرد و غبارم را به سوی آن مسیح جانها ببر که به خاطر دوریاش در حال هلاکت هستم.
منم آن شکسته خاطر که ز بهر آن مه نو
همه زود در تفحص همه شب کنم سراغش
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که به خاطر آن ماه زیبا، تمام شب را در جستجوی او میگذرانم و دل شکستهای دارم.
دو دل است بخت با من بگذار کاین ستاره
به شرار دل بسوزد که بجانم از نفاقش
هوش مصنوعی: بخت من در دو راهی قرار دارد و از این وضعیت ناراحتم. بگذار این ستاره (سرنوشت) که در آتش دل من میسوزد، عذابش را احساس کند چون از نفاق و دوروییاش به جانم رسیده است.
ز شراب توبه اهلی نکنی که دختر رز
بکسی حلال باشد که نمیدهد طلاقش
هوش مصنوعی: به خاطر شراب، توبه نکن که دختر زیبایی حلال کسی است و او طلاق نمیدهد.