برگردان به زبان ساده
کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش
خار گل کن به من از برق رخ روشن خویش
هوش مصنوعی: من از طعنهها و سرزنشهای دیگران به شدت آزردهام. ای محبوب، با زیبایی و درخشش چهرهات، به من آرامش بده و زندگیام را مانند گلی زیبا کن.
ذوق پابوس تو بیرون نرود از دل من
گر به بینم بمثل دست تو در گردن خویش
هوش مصنوعی: عشق و شوقی که برای تو دارم هرگز از قلبم دور نخواهد شد، حتی اگر به زیبایی تو، دستی را در گردن خودم ببینم.
آفتابی تو و از ذوق وصالت همه شب
چشم امید گشایم به در روزن خویش
هوش مصنوعی: تو همچون آفتابی و من به خاطر شوق وصالت، تمام شب چشم امیدم را به در اتاقم میدوزم.
مست میخانه چنانم که گرم دست دهد
خشت آن خانه کنم تا بقیامت تن خویش
هوش مصنوعی: به شدت و شدت وابسته به شرابخانه هستم، به طوری که اگر دستم به دیوار آن خانه برسد، تا روز قیامت جسم خودم را هم به آن تبدیل میکنم.
گوشه گلخن ما مسکن آن سرمست است
که بصد گلشن جنت ندهد گلخن خویش
هوش مصنوعی: در گوشهی خانهی ما، کسی زندگی میکند که حتی با تمام زیباییهای بهشت هم نمیتواند از زندگی در این مکان دل بکند.
خوشه چینی کند از خرمن آنکس اهلی
که چو مجنون تو آتش زده در خرمن خویش
هوش مصنوعی: آدمی که عشق و احساساتش را به پای دیگری میسوزاند و از خود بیخود شده، میتواند از میوههای تلاش و زحمت خود بهرهبرداری کند.
گوشه چشم فکن کز هوس سروقدت
کردم از خون جگر لاله ستان دامن خویش
هوش مصنوعی: به کناری نگاه کن، زیرا از عشق و اشتیاق به زیبایی تو، با خون دل به گل لاله دامن خود را آذین بستهام.