برگردان به زبان ساده
شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
با چشم سیه گو که نظر باز ندارد
هوش مصنوعی: شمشاد تو به هیچکس توجهی ندارد و ناز و عشوه نمیکند، با چشمان سیاه خود بگو که به کسی نگاه نمیکند.
از عشق ننالیم که این زخم نهانی است
یعنی که قضا میزند آواز ندارد
هوش مصنوعی: نگران عشق نباشیم چون این درد پنهانی است و به نوعی مقدر شده که بیصدا باقی بماند.
مرغ دل ما در قفس دهر از آن ماند
کز ضعف درون قوت پرواز ندارد
هوش مصنوعی: پرندهی دل ما به دلیل سختیهای زندگی در قفس مانده است، زیرا از درون آن قدر ضعیف شده که نمیتواند پرواز کند.
گر خاک بسر میکنم از خانه خرابی
پروای من آن خانه برانداز ندارد
هوش مصنوعی: هرچند در شرایط سخت و بیسر و سامان زندگی میکنم، اما با این حال برای من مهم نیست؛ زیرا آن خانه ویران هیچ اهمیتی ندارد و از آن دلسرد نیستم.
خوشباش که کس محرم راز دل ما نیست
مجنون تو کس همدم و همراز ندارد
هوش مصنوعی: خوش باش که هیچ کس از رازهای دل ما باخبر نیست، و مجنون (لیلی) نیز همدم و همراهی ندارد.
در پای خسان چون نشوم همچو گیاپست
گر سرو توام بخت سرافراز ندارد
هوش مصنوعی: اگر در کنار انسانهای ناتوان و بیارزش نشینم و خود را به آنها تشبیه کنم، حتی اگر مانند درخت سرو باشم، بخت و شانس من هیچگاه بلندمرتبه و سرافراز نخواهد شد.
اهلی نظرش جانب آن ترک ختایی است
چشم کرم از مردم شیراز ندارد
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر دلبستگی و توجه عمیق گوینده به زیبایی و جذابیت شخصی خاص است، که به او به عنوان یک خداوندگار یا محبوب نگاه میکند. همچنین، اشاره به احساس کمبود و نارضایتی از دیگران دارد، به ویژه از مردم شیراز، که به نظر میرسد نمیتوانند به اندازه محبوبیت و جذابیت آن شخص خاص جلب توجه کنند. به طور کلی، این عبارت نشاندهنده زیبایی منحصر به فرد و فراتر از حد معمول است که در نظر گوینده جلوهگری میکند.