برگردان به زبان ساده
گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
باز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد
هوش مصنوعی: باوجود اینکه در عشق معشوقهای زیبا صبر و دل و عقل خود را از دست دادهام، دوباره عاشق شدم و همه آن احساسات را فراموش کردهام.
هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدش
که نه در خون دل آغشته در آغوشم شد
هوش مصنوعی: من هرگز هیچ درختی را در آغوش نگرفتم به جز یاد قد او، زیرا هیچکس مانند او در آغوشم نرفته است و دل من از اندوه پر شده است.
چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشت
چاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد
هوش مصنوعی: وقتی او با لباس زیبایش از کنار من گذشت، دلم از شوق و عشق به او پر شد.
دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کرد
سبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد
هوش مصنوعی: دیروز ساقی با یک جرعه شراب کار من را تمام کرد. تسبیح از دستم افتاد و سجادهام هم از روی دوشم افتاد.
اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخ
نیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد
هوش مصنوعی: ای دوستان، از تلخی دوری و جدایی ناله نکنید، زیرا هر که از زندگی و خوشیها آرزو داشته، چرخ روزگار به او سختی و مصیبت میزند.