برگردان به زبان ساده
حیاتی با رخ خوی کرده اوست
که صد خضر و مسیحا مرده اوست
هوش مصنوعی: حیات و زندگی او به قدری زیبا و درخشان است که حتی صدها خضر و مسیحا هم در برابر او مرده و بیمعنی به نظر میرسند.
من از بالای او دارم شکایت
که در عالم بلا آورده اوست
هوش مصنوعی: من از جایگاه بالای او ناله میکنم، زیرا او در این دنیای پر از درد و رنج، مشکلاتی را به وجود آورده است.
چراغ زاهد از عشق ار نیفروخت
نه از عشق از دل افسرده اوست
هوش مصنوعی: چراغ زاهد به خاطر عشق خاموش نشده؛ بلکه دل افسردهاش باعث این حال و وضعیت است.
بر افکن پرده ای باد از رخ گل
که گنج حسن زیر پرده اوست
هوش مصنوعی: باد پرده ای را از روی گل کنار میزند، چرا که زیبایی و جذابیت نهفته در آن گل زیر این پرده پنهان شده است.
سگش را گر شوم قربان چه منت
که مغز استخوان پرورده اوست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاطر سگش قربانی شوم، چه اهمیتی دارد وقتی که خود او مغز استخوان را تغذیه کرده و بزرگ کرده است.
چو بی آزار نتوان در جهان زیست
خوشا دلخسته یی کازرده اوست
هوش مصنوعی: در جهان نمیتوان بدون آزردن دیگران زندگی کرد، اما خوشا به حال کسی که از درد و رنج دیگران رنج میبرد.
رقیب از خون دل پی برد آخر
که اهلی صید پیکان خورده اوست
هوش مصنوعی: رقیب بالاخره متوجه شد که شکار شده و زخمی است در حالی که خود او فکر میکرد که در موقعیت قدرت است.