برگردان به زبان ساده
آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
بر زبان گر نام او آرم زبان سوزد مرا
هوش مصنوعی: آن لعل آتشین که مانند شمع جانم را میسوزاند، وقتی نامش را بر زبان میآورم، زبانم نیز میسوزد.
آن لب خندان نمی.سوزد به داغ حسرتم
این که بر ریشم نمک میپاشد آن سوزد مرا
هوش مصنوعی: آن لب خندان، از درد حسرت من نمیسوزد. بلکه این شخصی که بر ریشم نمک میپاشد، مرا میسوزاند.
غنچه وارم بهر او صد داغ پنهان بر دل است
آشکارا خندم و داغ نهان سوزد مرا
هوش مصنوعی: من مانند یک غنچه هستم که برای او در دل خود صد درد پنهان دارم. در ظاهر میخندم، اما در درونم آن زخمهای نهان مرا میسوزاند.
گریهام روغن ز مغز استخوان ریزد چو شمع
بس که داغ عشق، مغز استخوان سوزد مرا
هوش مصنوعی: من از شدت احساساتم گریه میکنم، مانند شمعی که همهی مومش ذوب میشود. عشق آنقدر در وجودم میسوزد که به عمق وجودم آسیب میزند.
آتش غیرت چو بلبل سوزدم کان شاخ گل
دیگران را در کنار و در میان سوزد مرا
هوش مصنوعی: آتش غیرت من مانند بلبل میسوزد، زیرا درخت گل دیگری را در کنار و میان گلهای خود میسوزاند.
مهربانیهای او یاد آرم و سوزم کنون
آتشی کافروخت اول این زمان سوزد مرا
هوش مصنوعی: به یاد خوبیهای او میافتم و دلم میسوزد، حالا آتشی در دلم شعلهور شده که در ابتدا من را میسوزاند.
اهلی از داغ غمم چون شمع بی تاب و توان
آتش غم چند جان ناتوان سوزد مرا
هوش مصنوعی: من از درد غم خود همچون شمعی بیقرار و بیتاب هستم؛ آتش این غم، جان ناتوان مرا میسوزاند.