برگردان به زبان ساده
گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
پیش پای خود ندیدیم و چراغ از دست رفت
هوش مصنوعی: دل عزیزمان را گم کردیم و زمانی که باید از آن لذت ببریم، از دست رفت. در مقابل چشم خود، هیچ چیز ندیدیم و روشنایی زندگیمان نیز از بین رفت.
سوختم از درد و داغش بیش از این طاقت نماند
من بدرد از پا فتادم دل بداغ از دست رفت
هوش مصنوعی: از شدت درد و ناراحتی به شدت رنج میبرم و دیگر نمیتوانم تحمل کنم. درد به قدری زیاد است که از پا افتادهام و دلم از غم و احساس دست دادن به چیزی که دوست داشتم شکسته است.
میرود دوران گل چون باد ساقی فکر چیست
تا تو در اندیشه یی گلگشت باغ از دست رفت
هوش مصنوعی: دوران زیبایی و لطافت گل به سرعت سپری میشود، پس چرا باید در فکر و خیال باشی؟ در این زمان که زندگی و سرسبزی باغ از دست میرود، بهتر است از لحظات استفاده کنی.
گر سبو در میکشم عیبم مکن ای همنفس
مستم و اندازه جام و ایاغ از دست رفت
هوش مصنوعی: اگر مینوشم، عیبم را بپوشان، ای همروح من. من مست هستم و اندازهی کامم از دست رفته است.
تا بکی اندیشه زلف دراز او کنم
اهلی از فکر پریشانم دماغ از دست رفت
هوش مصنوعی: مدام در فکر زلفهای بلند او هستم، اما این مسئله ذهن مرا آشفته کرده و آرامش را از من گرفته است.