برگردان به زبان ساده
بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
گل هم زخون دیده من رنگ برگرفت
هوش مصنوعی: بلبل به خاطر نالهی جانسوز من شروع به خواندن کرد و گل نیز از اشک چشمانم رنگ گرفت.
خوش آنکه یار زهره جبین گشت ساقیم
آخر نهاد جام می و چنگ برگرفت
هوش مصنوعی: خوشا به حالی که محبوب منجلی با زیباییهایش آمد و سرانجام لیوان شراب را در دست گرفت و ساز را برداشت.
من ناتوانم از ره من کعبه مراد
رنج ره و مشقت فرسنگ برگرفت
هوش مصنوعی: من ناتوانم و از راه خود به هدفم نمیرسم و برای رسیدن به آن، زحمت و سختیهای زیادی را باید تحمل کنم.
آشفته ساخت چو سگ دیوانه ام رقیب
کز هر طرف که دید مرا سنگ برگرفت
هوش مصنوعی: رقیب مانند یک سگ دیوانه مرا آشفته و بیقرار ساخت، به طوری که از هر طرف که مرا میدید، همچون سنگی آماده به پرتاب میشد.
جان بلاکش از تن اهلی چو رخت بست
صد گونه محنتش ز دل تنگ برگرفت
هوش مصنوعی: آن کسی که در راه عشق دچار سختی و درد است، وقتی که جانش از تن جدا میشود، بارهای زیادی از رنج و محنت را از دل تنگش برمیدارد.