برگردان به زبان ساده
بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
داغی است غم عشق که بر خود نتوان بست
هوش مصنوعی: بدون احساس عشق و محبت، نمیتوان به معشوق دل بست. درد ناشی از عشق، چنان سوزان و عمیق است که نمیتوان آن را پنهان کرد.
جان کشته شیرین حرکاتیست که لعلش
صد غنچه دهان را بیکی نکته زبان بست
هوش مصنوعی: جان کشته شیرین، حرکاتش به قدری زیبا و جذاب است که دندان قرمزش میتواند نحوه صحبت کردن صد گل را خاموش کند.
چون لب بگشودم که شکایت کنم از وی
خندید و من سوخته را باز دهان بست
هوش مصنوعی: زمانی که خواستم از او شکایت کنم و لب به سخن گشودم، او خندید و منِ دلشکسته را دوباره ساکت کرد.
از جان خود ای دلشدگان دست بشویید
کان ظالم خونخواره به بیداد میان بست
هوش مصنوعی: ای دلشدگان، از جان خود دل بکنید، زیرا آن ظالم و خونخوار به ظلم و ستم میان شما و جان شما ایستاده است.
اهلی نتوانست از او قطع نظر کرد
هرچند که چشم از رخ خوبان جهان بست
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست از او چشمپوشی کند، حتی اگر به زیباییهای دیگر جهان هم نگاه نکند.