برگردان به زبان ساده
سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت
برق حسن او نگویی بر من تنها گرفت
هوش مصنوعی: سرو من به خاطر زیبایی او از شدت عشق و درد، جانش را از دست داد. زیبایی او مانند نوری درخشید که گویی فقط بر من تابیده و همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است.
توسن عشق است تندودست تدبیرست سست
عقل نتواند عنان بر عاشق شیدا گرفت
هوش مصنوعی: عشق مانند اسب تند و تیز حرکت میکند و تدبیر و عقل نمیتوانند کنترل آن را در دست بگیرند؛ زیرا عاشق شیدا از آنچه در توان دارد فراتر میرود و نمیشود او را مهار کرد.
تازه شد بر ما جنون از خط نوخیزت ولی
عاشق دیوانه را از نورگ سودا گرفت
هوش مصنوعی: دیوانگی تازهای از زیباییهای تو بر ما حاکم شده است، اما عاشق دیوانهای که از عشق تو رسوا شده، همچنان در حال سرگشتگی و شیدایی خود باقی مانده است.
شد دل دیوانه در چاه زنخدانت اسیر
یوسف اندر چه فتاد و کار او بالا گرفت
هوش مصنوعی: دل عاشق در عمق چاه زیباییهای تو گرفتار شده است. یوسف هم در چه وضعیتی بود که روزگارش به اینجا رسید.
ساقیا می ده که ما هم مست و هم دیوانه ایم
محتسب بر ما چه گیرد کی بود بر ما گرفت
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی به ما بده که ما هم دیوانهایم و هم مست. چه فایدهای دارد که محتسب بر ما نظارت کند؟ چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟
اهلی از جان درگذر تا کوی او منزل کنی
ای خوش آن کز جان گذشت و کوی جانان جا گرفت
هوش مصنوعی: اگر از جان خود بگذری و به سوی محبوب بروی، خوشا به حال کسی که جان خود را فدای عشق کرده و در سرای محبوب جا گرفته است.