برگردان به زبان ساده
غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی
ذره یی خاکرهش در چشم من نگذاشتی
هوش مصنوعی: اگر غیرتم در چشمان تو مانند باد به حرکت در میآمد، هیچ ذرهای از گرد و غبار آن را در چشم من نمیگذاشتی.
گرنه بر بالای هم نه طاق بستی این سرای
گرد باد آه من سقفش ز جا برداشتی
هوش مصنوعی: اگر بر بالای این خانه تاقی نمیزدی، باد و غم من سقف این مکان را جابجا کرده بود.
گل شکفت از خاکره هرجا سگ او پا نهاد
کاشکی چشم مرا هم خاک راه انگاشتی
هوش مصنوعی: هر جا که سگ او پا گذاشت، گل از خاک شکفت. ای کاش چشمان من هم خاک راه تو را میدیدند.
گر بخاک پای او بودی فلک را دسترس
چشمه خورشید را صد ره بخاک انباشتی
هوش مصنوعی: اگر تو به پای او خاک بیفکنی، آسمان نیز به چشمه خورشید دسترسی پیدا میکند و صد بار خاک را انباشته میکند.
من ز بختم گل شکفتن چشم او در راه من
گر توانستی بجای سبزه پیکان داشتی
هوش مصنوعی: من از سرنوشت خود شگفتزدهام که چرا چشم او به من نور امید بخشید. اگر تو قادر بودی، به جای سبزه، تیر و کمان در دست داشتی.
با چنین رویی که پنهان شد ز شرم او ملک
کی شدی خورشید پیدا گر حیایی داشتی
هوش مصنوعی: با چنین چهرهای که به خاطر خجالت پنهان کردهای، چگونه میتوانی پادشاه باشی؟ ای کاش اگر حیایی داشتی، مانند خورشید نمایان میشدی.
پیش اهلی با چنین رسوایی و شرمندگی
هرکه مجنون را بدیدی عاقلی پنداشتی
هوش مصنوعی: اگر کسی با چنین حالاتی و این همه شرمندگی در مقابل دیگران باشد، هر کسی که مجنون را ببیند او را عاقل فرض میکند.