برگردان به زبان ساده
خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
شوخیی کردی و گل را شیوه یی آموختی
هوش مصنوعی: با خندهات مانند گلی، ما را شاد کردی. مانند بلبل که در عشق میسوزد، تو با شوخیهای خود ما را مسحور کردی و به گل، طرز زیبایی زندگی کردن را یاد دادی.
بود با خوبان عالم صد نظر بازی مرا
یکنظر کردی که چشمم از دو عالم دوختی
هوش مصنوعی: من در میان خوبان دنیا به تماشای آنها مشغول بودم، اما تو با یک نگاه، چنان مرا captivated کردی که از دنیا و همه چیز دیگر چشم پوشیدم.
سوختم آن دم که میگفتم حدیث حسن تو
خنده یی کردی نهان و همچو شمع افروختی
هوش مصنوعی: در آن لحظه که درباره زیباییات صحبت میکردم، تو پنهانی خندهای کردی و من را مانند شمعی روشن کردی که در آتش میسوزد.
یاد داری بیوفا کز گرمی بازار حسن
بوسه یی با صد خریداری بما نفروختی
هوش مصنوعی: یادته که بی وفایی تو باعث شد که از شلوغی و زیبایی بازار عشق، تنها یک بوسه با قیمت بسیار زیاد به ما ندادید؟
اهلی از در یوزه دلها شدی اهل دلی
عاقبت از خوشه چینی خرمنی اندوختی
هوش مصنوعی: تو با عشق و محبت به دلها نزدیک شدی و در نهایت با تلاش و زمان، برکتهای زیادی را از زندگی به دست آوردی.