برگردان به زبان ساده
تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه
به چه حیله پیشت آیم چه سخن کنم بهانه
هوش مصنوعی: در جشنی که تو در آن به خوشگذرانی مشغولی، من راهی برای ورود به آنجا ندارم. نمیدانم چگونه باید به تو نزدیک شوم یا چه حرفی بزنم تا بتوانم بهانهای برای حضور خودم پیدا کنم.
هوس فسانه یا رب شودت گهی که با من
بتو گویم از غم خود سخنی در آن فسانه
هوش مصنوعی: ای کاش که آرزویی که در دل دارم، گاهگاهی به حقیقت بپیوندد تا بتوانم از اندوه خود با تو صحبت کنم و این داستان زندگیام را برایت باز گویم.
همه شب بخواب بینم بطواف کعبه خود را
چو شبی رسد بکویت سر من بر آستانه
هوش مصنوعی: هر شب در خواب میبینم که دور کعبه میچرخم و وقتی شب به کوی تو میرسد، سرم را بر درگاه تو میگذارم.
بخدا که بیتو جایی نبود قرار و خوابم
مگر آنکه مست افتم بدر شرابخانه
هوش مصنوعی: به خدا قسم، هیچ جایی برای آرامش و خواب من نبود، مگر اینکه در حالت مستی به میخانه افتادم.
دو لب تو را چو اهلی نگزد زرشک میرد
که مدام عیش دارد لب جام از آن میانه
هوش مصنوعی: دو لب تو مانند میوهی ترش و خوشمزهای هستند که اگر کسی آن را نغزه، به کمال لذت از نوشیدن میپردازد. این فضا نشاندهندهی خوشی و شادی است که در میانهی لذتهای زندگی وجود دارد.