برگردان به زبان ساده
نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
آواز چون بلند کند کس بروی تو
هوش مصنوعی: طبیعت و روح تو به اندازهای لطیف و شکننده است که وقتی صدایت به بلندای شنیده شدن میرسد، کسی جرات نمیکند به تو نزدیک شود.
یاران حریف جام وصال تو ای گلند
من عندلیب مستم و قانع ببوی تو
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان من، در برابر جام محبت تو ای گل، قرار دارند. من مانند بلبل مستانهای هستم که فقط به عطر تو قناعت کردهام.
ای آب خضر ماهی لب تشنه توام
دریاب اگرنه میکشدم آرزوی تو
هوش مصنوعی: ای آب خضر، من ماهیای هستم که لب تشنهام. اگر به من کمک نکنی، ممکن است به خاطر آرزوی تو از دنیا بروم.
کس درنیافت مستی و هشیاری ترا
از چشم فتنه ساز و لب عشوه جوی تو
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست تفاوت میان مستی و هوشیاری تو را درک کند، زیرا که تو با چشمان فریبنده و لبخندهای دلربایت، همه را جذب خود کردهای.
چون مرغ نیم بسمل از آن میطپم بخاک
کافتد مگر سرم دم آخر بسوی تو
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای بیپر و بال به زمین میافتم و تنها امیدوارم در لحظهی آخر سرم به سمت تو بچرخد.
عشقت گسست رشته جان آنچنانکه باز
پیوند زندگی نشود جز بموی تو
هوش مصنوعی: عشق تو آنقدر جدایی ایجاد کرد که دیگر نمیتوانم زندگیام را به چیزی جز موی تو وصل کنم.
اهلی مگر بشربت مرگ از دلت رود
زهری که ریخت هجر بتان در گلوی تو
هوش مصنوعی: آیا میتوانی بگویی که آیا مرگ باید از دلت برود؟ زهری که عشق جدایی معشوقهها برایت به ارمغان آورده است، در روح تو باقی مانده.