برگردان به زبان ساده
مه من که هرگز گزندت نه بینم
فراق توام سوخت چندت نه بینم
هوش مصنوعی: ای ماه من، هرگز آسیب تو را نمیبینم، اما دوری تو باعث سوختن من شده و این را نیز نمیبینم.
بصد سر و نازم اگر دیده افتد
یکی همچو قد بلندت نه بینم
هوش مصنوعی: اگر با تمام ظرافت و زیباییام، کسی همچون تو را ببینم، نخواهم دید.
به پایت چه ریزم که چیزی ندارم
بجز جان و آنهم پسندت نه بینم
هوش مصنوعی: برای تو چه چیزی نثار کنم که جز جانم را ندارم و حتی نمیدانم آیا آن هم برای تو پسندیده است یا نه.
چه چابک سواری که نازک غزالی
نیابم که صید کمندت نه بینم
هوش مصنوعی: چه سوار چابکی که من غزالی نازک و زیبا را نمیبینم، زیرا که شکار کمند تو را نمینگرم.
تو آنشمعی ایشوخ بی چشم زخمی
که جز جان اهلی سپندت نه بینم
هوش مصنوعی: تو آن شمعی هستی که بدون چشم زخم، فقط جان پاک و خالصت را میبینم.