برگردان به زبان ساده
پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
گفتیم صد افسانه و مقصود نگفتیم
هوش مصنوعی: ما در کنار تو راز دل را که پنهان بود، نگفتیم؛ اما در عوض، از داستانهای زیاد صحبت کردیم و هدف واقعیمان را بیان نکردیم.
پیکان نهانی که زدی بر دل مجروح
تا خود ز دل سوخته ننمود نگفتیم
هوش مصنوعی: تو به دل مجروح من، پیکانی فرمدار زدی که به خاطر درد و زخم خود، نتوانستم چیزی بگویم.
این همت ما بس که بامید تو جان را
کردیم زیان و سخن از سود نگفتیم
هوش مصنوعی: ما با تلاش و آرزو برای تو، جان خود را در خطر قرار دادیم و هیچ سخنی از اینکه چه سودی برای ما دارد، به میان نیاوردیم.
خوشباش که گر قصه آن روی عرقناک
گفتیم ولی لعل می آلود نگفتیم
هوش مصنوعی: برایت آرزو میکنم خوشحال باشی، زیرا اگرچه داستان زیبای کسی که چهرهای لطیف و دلانگیز دارد را بیان کردیم، اما هرگز به رنگ قرمز و زیبایی لبهایش اشاره نکردیم.
اهلی نه تو امروز چنین کافر عشقی
تا بود چنین بودی و تا بود نگفتیم
هوش مصنوعی: امروز تو به قدری به عشق بیاعتنا شدهای که گویی کافر آن هستی، اما باید بگویم که تو همیشه اینگونه نبودی و ما تا به حال چیزی نگفته بودیم.