برگردان به زبان ساده
نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
دلم ز دست بخواهد شدن چه چاره کنم
هوش مصنوعی: نه قدرت دیدن وصال محبوب را دارم و نه تحمل دوریاش را؛ دلم از دست رفته و نمیدانم چه اقدامی کنم تا این وضعیت بهبود یابد.
ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم
ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم
هوش مصنوعی: احساس عمیق و تنگی در دل دارم که میخواهم آن را از دل به بیرون برآورم و با شدت تمام آن را پارهپاره کنم.
نماند تاب غمم نیست چاره یی زان به
که خویش را دو سه روزی شرابخواره کنم
هوش مصنوعی: دیگر توان تحمل غم را ندارم و راهی برای رفع آن نیست. بهتر است که چند روزی خود را به میگساری مشغول کنم.
زبسکه بر در او گشته ام شود شرمم
که دیگر آن در و دیوار را نظاره کنم
هوش مصنوعی: من به قدری بر در آن شخص ایستادهام که دیگر شرم دارم به آن در و دیواری که همیشه به آن نگاه میکردم، نگاه کنم.
بشیشه نسبت قلبم توان ولی نتوان
که نسبت دل سختش بسنگ خاره کنم
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که قلب من توانایی این را دارد که با شیشه رابطه برقرار کند، اما نمیتوانم به دل سنگی و سخت نزدیکی پیدا کنم. در واقع، اشاره به این دارد که دل انسان سخت و غیرقابل نفوذ است و نمیتوان به سادگی با آن ارتباط برقرار کرد.
میان خار ملامت چو مردم چشمم
نه مردمم اگر از این میان کناره کنم
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و انتقادها مانند مردم عادی هستم، اما اگر بتوانم از این شرایط فاصله بگیرم، دیگر مثل آنها نخواهم بود.
مگو که ترک کن از عشق و شادزی اهلی
نمی توانم اگر نی هزار باره کنم
هوش مصنوعی: نگو که از عشق دست بردار و شاد زندگی کن؛ من نمیتوانم این کار را بکنم، حتی اگر هزار بار هم تلاش کنم.