برگردان به زبان ساده
نشاندند زاماسب را بر بگاه
که او بد برادر به پیروز شاه
هوش مصنوعی: زاماسب را بر تخت نشاندند، زیرا او برادر بدی برای پیروز شاه بود.
همی داشت کشور به آیین و داد
ازو موبدان شاه و او نیز شاد
هوش مصنوعی: کشور به خاطر روش درست و عدالت اداره میشد و موبدان و بزرگان شاه این را میدیدند و خوشحال بودند.
وزین رو قباد آن دل فروز مرد
به زندان همی زیست با رنج و درد
هوش مصنوعی: بنابراین، قباد، آن مرد دلفروز، به خاطر رنج و درد در زندان زندگی میکند.
یکی خواهرش بد چو تابنده ماه
به دز در همی رفت نزدیک شاه
هوش مصنوعی: خواهر کسی به زیبایی ماه، به سمت کاخ شاه در حال رفتن بود.
به زندان همی بود او را زوار
همی برد بهرش می خوش گوار
هوش مصنوعی: او همیشه در زندان زندگی میکرد، اما زوار (مسافران یا زائران) همچنان برای او میبردند و او از این نعمتها لذت میبرد.
نگهبان دز هم از آن خوب روی
به دل اندر آمد یکی آرزوی
هوش مصنوعی: نگهبان دز به دل آدمی با زیبایی خود راه مییابد و در دل او آرزویی شکل میگیرد.
چنان شیفت زآن ماه عابد فریب
کزاو یک زمانش نبودی شکیب
هوش مصنوعی: عاشق و شیفته آن ماه زیبا شدم که حتی یک لحظه نتوانستم در برابر جذابیتش صبر کنم.
سیوسس که در سیستان بد امیر
ورا سوخرا خوانده مرد هژیر
هوش مصنوعی: شخصی به نام سیوسس در سیستان، امیر بدی به نام سوخرا را مورد تمسخر قرار داده و او را مردی بیلیاقت و حقیر توصیف کرده است.
به شاه آن چنان دوستی داشتی
که بر یاد او روز بگذاشتی
هوش مصنوعی: به گونهای به پادشاه محبت و دوستی ورزیده بودی که یک روز کامل را به یاد او اختصاص دادی.
چو بشنید کو را نمودند بند
سوی دژ بیامد دمان چون نوند
هوش مصنوعی: وقتی او را از بند آزاد کردند و به دژ نشان دادند، بیدرنگ مانند پرندهای به سوی آن پرواز کرد.
به همدستی بانوی بانوان
از آن دژ رهانید شاه جوان
هوش مصنوعی: با کمک بانوی بزرگ، شاه جوان از آن قلعه نجات یافت.
برفتند با هم سوی خوشنواز
سیوسس اباشاه گردن فراز
هوش مصنوعی: آنها به سوی خوشنواز سیوسس که شاهی بلند قامت و مغرور است، رفتند.
شه تور دادش همان دخت خویش
ابا لشکری کش از اندازه بیش
هوش مصنوعی: پادشاه دختر خود را به همسری داد و برای او لشکری بزرگ و زیاد آماده کرد.
دگر ره بیامد به ایران چو باد
بنوی جهان شد به کام قباد
هوش مصنوعی: یک راه جدید به ایران آمد و مانند باد، دنیا به خواست قباد تغییر کرد.