برگردان به زبان ساده
پس از شاه بروی درم ریختند
به مشگوی تاجی بیاویختند
هوش مصنوعی: پس از اینکه شاه بر روی زمین افتاد، به نشانهٔ احترام و ارادت، تاجی را بر سر او گذاشتند.
چو ماهی دو بگذشت بر آن پری
یکی کودکی زاد چون مشتری
هوش مصنوعی: وقتی که دو ماه از آن پری گذشت، یک کودکی به دنیا آمد که مانند سیاره مشتری بود.
نهادند شاپور نامش مهان
ازو خرمی یافت روی جهان
هوش مصنوعی: شاپور را به او لقب بزرگ دادند و به واسطه او، زمین از خوشی و سرسبزی بهرهمند شد.
نشاندند او را به گاه پدر
به گهواره اش بسته دیهیم زر
هوش مصنوعی: او را در کنار پدرش نشاندند و در گهوارهاش تاج طلایی گذاشتند.
یکی موبدی بود شهروی نام
همی کرد دستوری او تمام
هوش مصنوعی: یک موبد به نام شهرو در حال دادن دستورات کامل و جامع بود.
چنین تا برآمد بر این هفت سال
برافروخت شاپور فرخنده یال
هوش مصنوعی: پس از گذشتن هفت سال، شاپور با افتخار و شکوه به اوج رسید.
به خردی سخن های شاهانه گفت
که موبد بماندی ازو در شگفت
هوش مصنوعی: او به نیکی و با حکمت، سخنانی شایسته و بزرگوارانه بر زبان آورد که باعث شگفتی موبد شد و او را تحت تأثیر قرار داد.
یکی پل به بغداد بنیاد کرد
که جان های مردم همه شاد کرد
هوش مصنوعی: کسی پلی در بغداد ساخت که باعث خوشحالی و سعادت مردم شد.
به خردی بیاراست کار سپاه
بیفزود بر لشکر رزم خواه
هوش مصنوعی: به دانایی و تدبیر، کارهای سپاه را سامان بخشید و بر توان لشکر جنگجو افزود.
یکی جنگ کرد او بقوم عرب
به طایر سرآورد روز طرب
هوش مصنوعی: شخصی با قوم عرب جنگی انجام داد و روز شادمانی را با یک پرنده به یادگار آورد.
هر آن جا عرب یافتی ای شگفت
زدو دست او دور کردی دو کتف
هوش مصنوعی: هر جا که عربی را مشاهده کردی، شگفتزده نشو و او را از خود دور کن.
از این رو ذوالاکتافش آمد لقب
که از مهره بگشاد کتف عرب
هوش مصنوعی: به همین دلیل به او لقب ذوالاکتاف داده شد، زیرا او کتف عرب را از مهرههایش گشود.
چو خاک یمن را سراسر بتاخت
یکی لشکر گشن آماده ساخت
هوش مصنوعی: همچون خاک یمن که به یکباره زیر پای لشکری گرسنه و آماده قرار میگیرد.
همی کرد آهنگ قیصر بروم
کزو باژ بستاند آباد بوم
هوش مصنوعی: من در نظر دارم به سوی قیصر بروم تا از او مالیات بگیرم و سرزمینم را آباد کنم.