برگردان به زبان ساده
چو برخواند دارا بسی شد دژم
به جنگ اندران رای زد بیش و کم
هوش مصنوعی: زمانی که قدرتمند و ثروتمند کسی صدای فراخوانی را بشنود، به شدت ناراحت و ناامید میشود و در جنگ، به دقت و با تامل دربارهی مسائل مختلف فکر میکند.
درم داد و روزی دهان را بخواند
سپه را سوی دشت اربیل راند
هوش مصنوعی: خداوند به من عطا کرد و روزی روزگار را به من ارزانی داشت، سپاه را به سمت دشت اربیل راهی ساخت.
به هامون اگر بود شیب و فراز
بفرمود کردن به گردون کراز
هوش مصنوعی: اگر در هامون، جایی که زمین ناهموار و پستی و بلندی دارد، فرمانی صادر شود، آن فرمان به آسمان خواهد رسید.
که پیل و سواره در آن پهن دشت
توانند هر جایگه پهن گشت
هوش مصنوعی: در آن دشت وسیع، فیل و سوار میتوانند هر کجا که بخواهند، به راحتی حرکت کنند و گسترش یابند.
وز آن سوی اسکندر نامدار
یکی لشکر آراست بیش از شمار
هوش مصنوعی: از طرف دیگر، اسکندر بزرگ، سپاهی را گردآوری کرد که تعدادی بیش از حد تصور داشت.
ز مصر و فلسطین و هاماوران
هم از لیدیا نیز نام آوران
هوش مصنوعی: از سرزمینهای مصر، فلسطین و هاماوران، و همچنین از لیدیا، چهرههای برجسته و شناختهشدهای وجود دارند.
گزین کرد و آمد به دشت نبرد
به آوردگه اندر آورد کرد
هوش مصنوعی: او انتخاب کرد و به میدان جنگ آمد و در محل نبرد حاضر شد.
میان دو لشکر دو فرسنگ بود
زمین از سواران کین تنگ بود
هوش مصنوعی: بین دو لشکر، فاصلهای به اندازه دو فرسنگ (حدود ۸ کیلومتر) وجود داشت و زمین برای سواران، بسیار باریک و تنگ بود.
همی خواست دارا که کارزار
فراگیرد آن لشکر نامدار
هوش مصنوعی: دارا به شدت تمایل داشت که به جنگ برود و در نبرد با آن لشکر معروف شرکت کند.
ولیکن پراکنده بودش سپاه
سپاهی نه پر آرزو رزمخواه
هوش مصنوعی: اما سپاه او پراکنده بود و آرزوی جنگیدن در دل نداشت.
شکسته دل و گشته از رزم سیر
سکندر ابر نظم پالسکه چیر
هوش مصنوعی: دلش شکسته و از جنگ خسته شده، مانند سکندر که در میانه نبرد، از نظم و ترتیب خارج شده است.
چو سردار لشکر تنک دل بود
به جنگ آوران کار مشکل بود
هوش مصنوعی: اگر فرمانده سپاه دل ضعیفی داشته باشد، انجام کارهای سخت برای جنگجویان دشوار خواهد بود.
گران مایگان زینهاری شدند
به نزد سکندر به زاری شدند
هوش مصنوعی: افراد با ارزش و مهم به نزد سکندر آمدند و با ناله و زاری درخواست کمک کردند.
چو دارا چنان دید برکاست روی
گریزان همی رفت باهای هوی
هوش مصنوعی: چون ثروتمند را دید، به او رو نکرد و با دلمشغولیهایش به راه خود ادامه داد.
زاربیل آمد به سوی مدی
ازو دور شد فره ایزدی
هوش مصنوعی: یک فرشته به سمت یک مرد بزرگ و با اعتبار آمد، اما به خاطر جلال و عظمت او، از او فاصله گرفت.
وز آن رو سکندر به بابل رسید
در آن جایگه چند ماه آرمید
هوش مصنوعی: به همین دلیل، سکندر به بابل رسید و در آن مکان برای چند ماه استراحت کرد.
از آن جا به شوش اندر آمد دلیر
نشست از برگاه فرخ زریر
هوش مصنوعی: از آنجا دلیر به شوش آمد و در کنار تخت زیبا و خوشبخت زریر نشست.
زسوزا بیامد به استرخ باز
زمستان به سر برد آن جا دراز
هوش مصنوعی: از گرما و سوز و سرمای زمستان، دیگر به آرامش و آسایش رسید و در آنجا طولانی اقامت کرد.
یکی آتش افروخت در پرسه ویل
که استرخ شد سوخته تا دو میل
هوش مصنوعی: یک نفر در محله ویل آتش روشن کرد و آنچنان شعلهور شد که شعلههایش فاصلهای دو مایلی را سوزاند.
ازین کار بهرش نبد جز زیان
همی جست شادی یونانیان
هوش مصنوعی: از این کار هیچ سودی نصیبش نمیشود جز ضرر، و فقط شادی یونانیان را به دنبال دارد.