برگردان به زبان ساده
چو از کار لیدی بپرداخت باز
به سیلیسیا رفت با برگ و ساز
هوش مصنوعی: پس از اینکه کار لیدی تمام شد، دوباره به سیلیسیا بازگشت و با خود ساز و برگ برداشت.
وز آن روی دارا سپاهی گران
بخواند و بیاورد از هر کران
هوش مصنوعی: از آن سو، ثروتمندانی که سپاهی بزرگ دارند، فرمان میدهند و از هر طرف نیروهای خود را جمع میکنند.
زایران و توران مهان را بخواند
بنه کرد گرد و سپه را براند
هوش مصنوعی: او فرمان میدهد که هیئتهای بزرگی از ایران و توران را جمع کنند و سپس لشکر را به حرکت درآورد و به جلو براند.
گذر داد لشکر زرود فرات
به هامون سپه بود بیش از حصات
هوش مصنوعی: لشکر زرود از رود فرات گذشت و به هامون رسید، در حالی که تعدادشان بیشتر از حصارها بود.
سکندر به تارس همی داشت جای
به سکوسیا بود ایران خدای
هوش مصنوعی: سکندر در تارس (شهری در ترکیه امروزی) بود و در آنجا به فکر افکار بزرگ و عظمت ایران خداوند میافتاد.
زتیری همی خواست آن پادشاه
که سوی سمانیک راند سپاه
هوش مصنوعی: پادشاه از شدت بیم و نگرانی به این فکر بود که سپاه را به سوی سمانیک حرکت دهد.
امنتاس گفتش زروی خرد
که جنبش از این جا نه اندر خورد
هوش مصنوعی: امنتاس به او گفت که عقل و هوش اجازه نمیدهد از اینجا حرکت کنی، چرا که هر حرکتی در این مکان نامناسب است.
که در بند ایسوس سختست و تنگ
سواره، پیاده نیارند جنگ
هوش مصنوعی: در شرایطی که کسانی تحت فشار و محدودیت قرار دارند، مبارزه با آنها سخت و دشوار است، چرا که در این حالت شخصی که در حال مبارزه است، باید به تنهایی و بدون ابزار و وسایل مناسب عمل کند.
همان به که این جا درنگ آوریم
که بر بد کنش روز تنگ آوریم
هوش مصنوعی: بهتر است که در اینجا توقف کنیم و تأمل کنیم، زیرا کارهای بد ما ممکن است روزی باعث سختی و مشکل برای ما شود.
نپذرفت شاه آن سخن های نغز
که آن خود منش بد بسی تیز مغز
هوش مصنوعی: شاه به سخنان زیبا و دلنشین گوش نداد، زیرا او خود فردی باهوش و تندمزاج بود و نمیخواست آن حرفها را قبول کند.
درم داد و روزی دهان را بخواند
سپه را به دربند ایسوس راند
هوش مصنوعی: او به من وظیفه و روزی اهدا کرد و سپاه را به سوی دربند ایسوس هدایت کرد.
چو آمد لب رود پی نار شاه
سکندر پدیدار شد با سپاه
هوش مصنوعی: وقتی به کنارهی رود رسیدند، نشانهای از نار، که به معنای پرچم یا علامت است، به چشم خورد و سپاه شاه سکندر نمایان شد.
به یک تنگنا در میان دو کوه
رده برکشیدند هر دو گروه
هوش مصنوعی: در یک باریکه میان دو کوه، هر دو طرف به صف ایستادهاند و آماده مقابله هستند.
نبودی در آن دشت جای سوار
گه پیچش و گردش کارزار
هوش مصنوعی: در آن دشت، جایی برای سوارکار نبود، چرا که آنجا پر از پیچ و خمهای میدان جنگ بود.
به پیش سپاه اندر آن جای تنگ
از ایرانیان کش نبد بیش جنگ
هوش مصنوعی: در آن محل تنگ، سپاه ایران نمیتوانست بیش از این بجنگد و دچار نزاع شود.
همه جنگجویان زیونان بدند
که بدخواه دارای ایران بدند
هوش مصنوعی: تمام جنگجویان زیونان افرادی بدخلق و بداندیش بودند که نسبت به ایران نیت شومی داشتند.
نخستین که اسکندر آمد دمان
بر ایران سپه خود سرآمد زمان
هوش مصنوعی: زمانی که اسکندر به ایران آمد، فرماندهی او به پایان رسید و دوران جدیدی آغاز شد.
که یونانیان روی برکاشتند
سپه را چنان خوار بگذاشتند
هوش مصنوعی: یونانیان سپاه را به شدت تحقیر کردند و از خود دور کردند.
جهان دار دارا به پیچید روی
همان نامور لشکر جنگ جوی
هوش مصنوعی: دنیا به داراییهای باارزش خودش میچرخد و بر اساس همان نام معروف و مشهور، لشکر جنگجویان شکل میگیرد.
در اثنای آورد و آن دار و گیر
همه خاندان شهی شد اسیر
هوش مصنوعی: در حین جنگ و در آن هنگام که درگیریها اوج میگرفت، تمام خانوادههای پادشاه به اسارت درآمدند.
بیفکند دارا لباس شهی
به تبدیل زان رزمگه شد رهی
هوش مصنوعی: دارا، لباس سلطنت را در میدان جنگ بر زمین انداخت و از آنجا راهی شد.
رخان پر ز اندوه و لب پر زخاک
گریزان همی رفت تا تاپساک
هوش مصنوعی: چهرهاش پر از غم و لبانش پر از غبار بود و با حالتی ناراحت و گریزان در حال رفتن بود.
سکندر همی رفت تا رودبار
زایرانیان کشته شد بی شمار
هوش مصنوعی: سکندر در حال حرکت به سمت رودبار بود که شمار زیادی از زایرانیان به قتل رسیدند.
چو ارسام و بهباز و مهبود گرد
اتیزیس و ریمهر با دستبرد
هوش مصنوعی: مانند پرندهای آزاد و در جستجوی رشد و تعالی، در میان چالشها و آزمونها به پیش میروم و از فرصتها بهره میبرم.