برگردان به زبان ساده
تو تا باشی ای خسرو نامور
مرنجان کسی را که دارد هنر
هوش مصنوعی: شما تا زمانی که هستید، ای شاه بزرگ و شناخته شده، نگذارید کسی را که دارای استعداد و هنر است، آزرده خاطر کنید.
به ویژه که باشد ز روشن دلی
به جان دوست دار نبی و علی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی کسی از دل روشن و پاک برخوردار باشد، بهویژه عشق و محبت به پیامبر (نبی) و امام علی (علی) در جان او وجود دارد.
یکی نامداری زایران منم
که خو کرده در جنگ شیران تنم
هوش مصنوعی: من یکی از نامدارانی هستم که در جنگها و مبارزات همچون شیران، تجربه و استقامت زیادی دارم.
قلم دارم و علم و فرهنگ و رای
نژاد بزرگان و فر همای
هوش مصنوعی: من قلمی دارم و دانش و فرهنگ و خرد بزرگان و منزلت والای ایشان را.
به گاهی که آمد تمیزم پدید
روانم به دانش همی بد کلید
هوش مصنوعی: زمانی که درک و فهم من روشن شد، روح من با دانش به حقیقت میپیوندد.
زگیتی نجستم به جز راستی
نگشتم به گرد کم و کاستی
هوش مصنوعی: من در دنیا چیزی جز راستگویی نیافتم و به دور از نقص و کمبودها نرفتم.
همه خیر اسلامیان خواستم
دلم را به نیکی بیاراستم
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که برای همه مسلمانان خیر و نیکی به وجود آورم و دلم را با خوبیها آراسته سازم.
همه خواستم تا که اسلامیان
به وحدت ببندند یکسر میان
هوش مصنوعی: من آرزو داشتم که مسلمانان تماماً به یک وحدت و اتحاد برسند.
همه دوستی با هم افزون کنند
ز دل کین دیرینه بیرون کنند
هوش مصنوعی: همه باید تلاش کنند که دوستیهای خود را بیشتر کنند و از دلهایشان کینههای قدیمی را پاک کنند.
مر اسلامیان را فزاید شرف
نفاق و جدایی شود برطرف
هوش مصنوعی: سرافراز بودن مسلمانان بیشتر میشود و دوری و دوگانگی از میان میرود.
در اسلام آید به فر حمید
یکی اتحاد سیاسی پدید
هوش مصنوعی: در اسلام، شخص محترم و بزرگ، موجب شکلگیری یک اتحاد سیاسی خواهد شد.
شود ترک ایران و ایران چو ترک
نماند دوئی در شهان سترک
هوش مصنوعی: اگر ایران ترک شود و ایران نیز دیگر وجود نداشته باشد، در جهان هیچ چیز باقی نخواهد ماند.
همان نیز دانندگان عراق
به سلطان اعظم کنند اتفاق
هوش مصنوعی: دانشمندان عراقی با هم به نتیجه واحدی درباره سلطان بزرگ میرسند.
زدل ها زدایند این کینه زود
نگویند سنی و شیعی که بود
هوش مصنوعی: دلها را از کینه و خشم پاک کنید و زود درباره اینکه چه کسی سنی یا شیعه است صحبت نکنید.
وز آن پس بگیرند گیتی به زور
زجان مخالف بر آرند شور
هوش مصنوعی: پس از آن، دنیا را با قدرت به تصرف درمیآورند و از زندگی کسانی که مخالفند، شورش و آشوب برمیخیزد.
ابا چند آزاده مرد گزین
نبشتیم بس نامه های متین
هوش مصنوعی: ما چند مرد آزاد و شجاع را برگزیدیم و نامههای مهم و با ارزشی نوشتیم.
روانه نمودیم سوی عراق
که برخیزد از عالم دین نفاق
هوش مصنوعی: ما به سوی عراق حرکت کردیم تا نفاقی که در دین وجود دارد، برطرف شود و دین دوباره شکوفا گردد.
به نیروی دادار جان آفرین
همه بر نهادند امضا برین
هوش مصنوعی: با قدرت و اراده خالق جان، همه بر این موضوع توافق کردند و آن را تایید کردند.
به بخشید حسن اثر نامه ها
که، خام و نپخته نبد خامه ها
هوش مصنوعی: به زیبایی اثر نامهها توجه کن، چون که خود نامهها خام و ناپخته هستند.
سپاسم زیزدان پیروزگر
که این نخل امید شد بارور
هوش مصنوعی: از خداوند پیروزمند سپاسگزارم که این درخت امید به بار نشسته است.
نوشتند زایران و هم از عراق
که از دل بشستیم گرد نفاق
هوش مصنوعی: زائران از عراق نوشتند که ما از دل خود کینه و دورویی را کنار گذاشتیم.
همه جان فدای شریعت کنیم
به سلطان اسلام بیعت کنیم
هوش مصنوعی: همه ما جان خود را برای دفاع از قداست دین فدا میکنیم و به ولینعمت اسلام، یعنی سلطان، allegiance میدهیم.
گذاریم قانون بیگانگی
بگیریم آیین فرزانگی
هوش مصنوعی: بیایید به جای دوری و جدایی، اصول حکمت و خرد را در زندگیمان پیاده کنیم.
ازین پس همه کفر سازیم پست
بیاریم گیتی سراسر به دست
هوش مصنوعی: از این به بعد، ما با لبخند و خنده به چالشها و ناملایمات بیتوجهی خواهیم کرد و همه جا را تحت کنترل خود در خواهیم آورد.
کسی از سلاطین اسلامیان
ز عباسیان تا به عثمانیان
هوش مصنوعی: از زمان عباسیان تا عثمانیان، هیچیک از پادشاهان اسلامی نبود که به ویژگیهای مشخصی دست یافته باشد.
زسامانی و غزنی و دیلمی
ز سلجوق و خوارزمی و فاطمی
هوش مصنوعی: این جمله به مناطقی اشاره دارد که در تاریخ ایران و سرزمینهای اطراف آن، از اهمیت و شهرت خاصی برخوردار بودند. سامانیان و غزنویان از خاندانهای تاریخی هستند که در مناطق مختلفی مانند دیلم و خوارزم حکومت میکردند. همچنین، اشاره به فاطمیها نیز نشاندهنده تنوع و تأثیرات فرهنگی و سیاسی این سلسلهها در دورانهای مختلف است. به طور کلی، این عبارت نشاندهنده پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان این مناطق و حکومتهاست.
ز صدر سلف تا به گاه خلف
موفق نگردید بر این شرف
هوش مصنوعی: از زمان گذشته تا به حال، هیچ کس نتوانسته به این جایگاه و شرافت دست یابد.
مگر اندرین عصر کامد پدید
چنین طرح محکم ز رای سدید
هوش مصنوعی: آیا در این زمان چنین برنامه منسجمی از یک فکر قوی ظهور کرده است؟
گرت زین بد آید، گناه من است
که این شیوه آیین و راه من است
هوش مصنوعی: اگر این کار برای تو ناپسند است، تقصیر من نیست، زیرا این روش و راه و سبک زندگی من است.
برین زاده ام هم برین بگذرم
وزین فخر بر چرخ ساید سرم
هوش مصنوعی: من از همین دنیا به وجود آمدهام و از همین جا هم میروم و به همین دلیل بر خودم افتخار میکنم.
اگر شاه را بود حسی نهان
مرا ساختی بی نیاز از جهان
هوش مصنوعی: اگر شاه به من احساسی پنهانی داشته باشد، مرا بینیاز از دنیای بیرون میکند.
وگر از مسلمانیش بود بهر
به نیکی مرا شهره کردی به دهر
هوش مصنوعی: اگر او به دلیل مسلمان بودنش بر من نیکی کرده و به لطفش نام من را مشهور ساخته است، پس از این بابت باید قدردان باشم.
چو در خون او جوهر شرک بود
زتوحید اسلام خشمش فزود
هوش مصنوعی: هرگاه در دل او رنگی از شرک باشد، خشم او از توحید اسلام بیشتر میشود.
پشیزی به از شهریاری چنین
که نه کیش دارد نه آیین و دین
هوش مصنوعی: بهتر است که حتی یک پشیز، به عنوان مقام و سلطنتی که هیچ مذهب و اصولی ندارد، ارزشی نداشته باشد.
مرا بیم دادی که در اردبیل
تنم را به زنجیر بندی چو پیل
هوش مصنوعی: به من هشدار دادی که ممکن است در اردبیل بدنم را مثل یک فیل به زنجیر بکشند.
زکشتن نترسم که آزاده ام
زمادر همی مرگ را زاده ام
هوش مصنوعی: من از کشتن نمیترسم چون آزاد هستم و از مادر هم مرگ را به ارث بردهام.
کسی بی زمانه به گیتی نمرد
بمرد آنکه نام بزرگی نبرد
هوش مصنوعی: کسی که در زمانه خودش بیاثر و بینام و نشان باشد، واقعاً نمیتواند بمیرد؛ چون آنچه اهمیت دارد، نام و یاد بزرگی است که افراد از خود به جا میگذارند.
نمیرم ازین پس که من زنده ام
که این طرح توحید افکنده ام
هوش مصنوعی: من از این پس نمیمیرم، زیرا زندهام و به خاطر این عقیده به خداوند و یکتایی او زندگی میکنم.
به گوش از سروشم بسی مژدهاست
دلم گنج گوهر، قلم اژدهاست
هوش مصنوعی: در گوشم خبری خوش به گوش میرسد و دل من به اندازهی یک گنج ارزشمند است؛ ولی آنچه بر روی کاغذ مینویسم، به مانند زهر اژدها تلخ و خطرناک است.
پس از مردنم هست پایندگی
که جاوید باشد مرا زندگی
هوش مصنوعی: پس از مرگ من زندگیای وجود خواهد داشت که برای همیشه ماندگار است.
نصیب من آباد و تحسین بود
تو را بهره همواره نفرین بود
هوش مصنوعی: قسمت نیکی و رونق زندگی به من رسید و تو همیشه به نفرین و بدبختی دچار شدی.
پس از من بگویند نام آوران
سرایند با یکدگر مهتران
هوش مصنوعی: پس از من، دربارهی بزرگان و نامآوران سخن خواهند گفت و آنها با یکدیگر همکاری و همیاری خواهند داشت.
که کرمانی راد پاکی نهاد
همه داد مردی و دانش بداد
هوش مصنوعی: کرمانی با نهاد پاک خود، همه چیز را به انسانهای با فضیلت و دانش اهدا کرده است.
پس از سیزده قرن پر اختلاف
نمودار کرد او ره ائتلاف
هوش مصنوعی: پس از سیزده قرن که اختلافات و مشکلات زیادی وجود داشت، او راهی برای اتحاد و همبستگی ایجاد کرد.
به توحید دعوت نمود از دویی
به پیچید از کژی و جادویی
هوش مصنوعی: دعوت به یکتاپرستی کرد، از دوگانگی دوری جست و از نادرستی و سحر فاصله گرفت.
مرا آید از مشتری آفرین
که بودم فداکار دین مبین
هوش مصنوعی: از مشتری برای من پیامی میآید که من جان خود را برای دین بزرگ فدای کردهام.
درودم زمینو رسانند حور
هم از آسمانم فشانند نور
هوش مصنوعی: سلام بر زمین و نور آسمان، که فرشتگان لطیف از بالا به زمین میفرستند.
به دوزخ بمانی تو تیره روان
همت لعنت آید زپیر و جوان
هوش مصنوعی: اگر تو در جهنم بمانی و دلت به تاریکی و ناامیدی گرفتار شود، نفرین همگان، از پیر و جوان، بر تو نازل خواهد شد.
نشینند و گویند مردان راد
به نیکی نیارند نام تو یاد
هوش مصنوعی: مردان نیکوکار به یاد تو نشسته و در مورد تو صحبت میکنند، اما از خوبیهایت نامی نمیبرند.
که شه ناصرالدین بدی یار کفر
از او گرم گردید بازار کفر
هوش مصنوعی: شهر ناصرالدین به خاطر وجود یار بیایمانش، رونق و گرمی در بازار کفر پیدا کرد.
کسانی که توحید دین خواستند
بدین مقصد قدس برخاستند
هوش مصنوعی: افرادی که برای دستیابی به یکتاپرستی و دین حقیقی تلاش کردند، به سوی هدف مقدس خود حرکت کردند.
بیازرد و افسرد و از خود براند
به گیتی به جز نام زشتی نخواند
هوش مصنوعی: او در زندگی دچار رنج و ناامیدی شد و خود را از دیگران دور کرد. در این دنیا، جز نامی بد از او باقی نخواهد ماند.
تو ای شه چنین راه دین سد مکن
به خیره همی نام خود بد مکن
هوش مصنوعی: ای پادشاه، راه دین را مسدود نکن و با کارهای نابجا، نام نیکی از خود بر جای نگذار.
که ناگه دلم را برآری زجای
همه دودمانت برآرم زپای
هوش مصنوعی: ناگهان دلم را از جایی که در آن قرار دارد، برمیداری و برای تو تمام خویشاوندانت را از پای درمیآورم.
بگویم سخن های ناگفتنی
بسنبم گهرهای ناسفتنی
هوش مصنوعی: میخواهم سخنانی بگویم که هنوز گفته نشده و در دل خود گنجینههای ارزشمندی دارم که هنوز نگفته ماندهاند.
که چون بود بیخ و تبار قجر
چگونه به شام آوریدند سر
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که ریشه و اصل قجر را به شام آوردند و سرزمینشان را ترک کردند؟
به تاتار بهر چه آمیختند
زشام از برای چه بگریختند
هوش مصنوعی: به تاتار برای چه آمیخته شدند و از شام به چه دلی فرار کردند؟
مرا هست تاریخی اندر اروپ
به قوت فزونتر زتوپ کروپ
هوش مصنوعی: من در اروپا تاریخ و پیشینهای دارم که از تواناییهای تو بیشتر است.
مبادا که آن نامه افشان شود
که بیخ و تبارت پریشان شود
هوش مصنوعی: مبادا که آن نامه پخش شود و موجب آشفته شدن ریشه و شخصیت تو گردد.
همان به که خاموش سازی مرا
زکینه فراموش سازی مرا
هوش مصنوعی: بهتر است که من را خاموش کنی و به فراموشی بسپاریم، تا از کینه و حسد دور باشیم.