برگردان به زبان ساده
یکی روز سر گرم پیکار و جنگ
بشمشیر و گرز و بتیر و خدنگ
هوش مصنوعی: روزی در میانه نبرد و جنگ بود که با شمشیر و گرز و تیر و پلنگ به جنگ مشغول بودم.
که ناگه همی برگرفت آفتاب
سر جنگجویان بر آمد بخواب
هوش مصنوعی: ناگهان خورشید از دامنه برخواست و خواب جنگجویان را برهم زد.
همه دست از جنگ برداشتند
چو خورشید را تیره گون یافتند
هوش مصنوعی: همه وقتی دیدند که خورشید کمنور و تاریک شده، از جنگ دست کشیدند.
بگفتند کاین خشم پروردگار
گرفته است بر ما، گه کارزار
هوش مصنوعی: گفتند که این خشم خداوند بر ما سایه افکنده و ما را در معرض جنگ و درگیری قرار داده است.
که این روز روشن بمانند شام
همه کار ماگشت اینک تمام
هوش مصنوعی: این روز روشنی مانند شب، تمام کارهای ما را تحت تاثیر خود قرار ندهد و حالا همه چیز به پایان رسیده است.
چرا خون بریزیم از یکدگر
که هرگز نبینیم روی ظفر
هوش مصنوعی: چرا باید از همدیگر خون بریزیم وقتی که هرگز موفقیت و پیروزی را نمیبینیم؟
از این پس نمائیم ما آشتی
تو گوئی که پیکار ناداشتی
هوش مصنوعی: از این بعد ما صلح و آشتی را در پیش میگیریم، انگار که هیچ جنگ و درگیریای وجود نداشته است.
چو این قصد کردند شد آفتاب
نکردند در جنگ دیگر شتاب
هوش مصنوعی: وقتی که آنها تصمیم به جنگ گرفتند، خورشید طلوع کرد و دیگر در جنگ عجله نکردند.
دوشه صلح کردند با یکدگر
سوی ماد ولیدی شدی رهسپر
هوش مصنوعی: دیشب دو نفر با هم صلح کردند و در مسیر ماد، یکی به دیگری اشاره کرد که راه را نشان دهد.
چویک سال بگذشت ز این کارزار
شه ماد رنجور گشت و نزار
هوش مصنوعی: پس از یک سال از این نبرد، شاه مادرش به شدت بیمار و ناتوان شد.
بفرمود آرید آژید هاک
که بینم من آن نوجوان پور پاک
هوش مصنوعی: او دستور داد که جوان پاک و نیکو را به نزد او بیاورند تا او او را ببیند.
بیامد پسر چون بنزد پدر
بدو گفت : فرزانه نور بصر
هوش مصنوعی: پسری به نزد پدرش آمد و به او گفت: ای بزرگوار، نور روشنی چشم من.
بسی رنج بردم در این روزگار
گشودم بسی کشور نامدار
هوش مصنوعی: در این روزگار سخت و پرمشقت، زمان زیادی را به زحمت گذراندهام و توانستهام کشورهای معروف و بزرگ زیادی را درک کنم.
سپارم بتو لشکر و کشورم
که مرگ آید اینک همی در برم
هوش مصنوعی: من کشور و لشکرم را به تو میسپارم، چون اکنون مرگ به من نزدیک شده است.
تو بیدار باش و تو هشیار باش
همه کشورت را نگهدار باش
هوش مصنوعی: بیدار و هشیار باش و از کشور خود محافظت کن.
بیزدان گرای و باو بر پناه
چو خواهی که بر تخت باشی تو شاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که بر تخت سلطنت بنشینی و پادشاه باشی، باید به خداوند روی بیاوری و به او پناه ببری.
چو این گفت بفشرد دست پسر
بگفتا شد اینک زمانم بسر
هوش مصنوعی: پس از گفتن این سخن، پسر دستش را فشرد و گفت: حالا زمان من به پایان رسیده است.
بخوابید و دیگر نه بیدار شد
نه ماد و نه لیدی ورا کار شد
هوش مصنوعی: بخوابید و دیگر نه بیداری وجود دارد و نه خبری از مادر و نه از لیدی وراکار.
چنین باشد این روزگار کهن
نماند بانسان بجز یک کفن
هوش مصنوعی: این زندگی به گونهای است که در نهایت چیزی جز یک کفن برای انسان باقی نمیماند.
اگر نام نیکت بماند بجا
تو گوئی که پیوسته داری بقا
هوش مصنوعی: اگر نام نیک تو در یادها باقی بماند، گویا همیشه درخشان و پرثمر هستی.
پس از سالها نام تو یادگار
بماند دگر هیچ ناید بکار
هوش مصنوعی: پس از سالها، نام تو به یادگار خواهد ماند و دیگر هیچ چیز دیگری مفید نخواهد بود.