برگردان به زبان ساده
بسی شادمان گشت کامبوجیا
ز فتح برادر که در آسیا
هوش مصنوعی: کشور کامبوجیا به خاطر پیروزی برادرش در آسیا بسیار خوشحال شد.
نموده است و باز آمده سرفراز
بدیدار شاه آمده با نیاز
هوش مصنوعی: او به جستجوی دیدار شاه بازگشته و با افتخار و درخواست به سوی او آمده است.
ولی در دل از وی بدی بدگمان
که خواهند او را کهان و مهان
هوش مصنوعی: اما در دل نسبت به او بدبین است، زیرا میخواهد او را چون گذشتگان بزرگ و محترم بداند.
چو بشنید مردم ورا بیشتر
همی دوست دارند چون جان و سر
هوش مصنوعی: وقتی مردم او را میشنوند، بیشتر از جان و زندگی خود به او عشق میورزند.
سپس جنگ مصر آمدش در نظر
بخود گفت گر من روم در سفر
هوش مصنوعی: سپس جنگ مصر در ذهنش تداعی شد و به خود گفت که اگر به سفر بروم...
شود بردیا، شاه بر جای من
بگیرد همه تاج و خرگاه من
هوش مصنوعی: بردیا، شاه میشود و جای من را در بر میگیرد و تمام تاج و تخت و داراییام را تصاحب میکند.
چه لشکر چه کشور مر او را بجان
بخواهند و شاهش کند بیگمان
هوش مصنوعی: اگر بخواهند لشکر و کشوری را به من بدهند، مطمئناً شاه آن کشور خواهد بود.
من اینک کنم دفع او بهتر است
نه امروز شاهست و نی مهتر است
هوش مصنوعی: اکنون باید از او دوری کنم، زیرا امروز زمان خوبی برای این کار نیست و او هم فرد خوبی به حساب نمیآید.
چو شب شد بیامد بر بردیا
که تا خون او را بریزد بپا
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا رسید، بر سر بردیا آمد تا خون او را بریزد.
بدستش یکی خنجر آبگون
بروی برادر کشید او برون
هوش مصنوعی: او با یک خنجر قرمز رنگ در دست به سوی برادرش رفت و او را هدف قرار داد.
بپایش بیفتاد پس بردیا
که ایشاه بیدار بهر خدا
هوش مصنوعی: او به پای او افتاد و از او خواست که برای خدا بیدار باشد.
چه کردم که خونم بریزی بکین
چه دیدی زمن رنجه گشتی چنین
هوش مصنوعی: چی کار کردم که باعث شدی خونم بریزی؟ چه چیزی از من دیدی که از من ناراحت شدی؟
مکن بی گنه بر تن من ستم
که من سرکش و بی ادب نیستم
هوش مصنوعی: لطفاً بیدلیل بر من ظلم نکن، چون من انسان بیادب و سرکشی نیستم.
منم یادگاری ترا از پدر
بدرگاه تو من به بندم کمر
هوش مصنوعی: من یادگاری از تو هستم که از پدر به یاد دارم و خود را به تو میسپارم.
مکش بی سبب بنده زار را
میازار خویش بی آزار را
هوش مصنوعی: بدون دلیل به بندهی زار آزار نرسان و به کسی که خود آزار نمیزند، آسیب نزن.
مکش طوطی خانگی در قفس
که جز تو امیدش نباشد بکس
هوش مصنوعی: طوطی خانگی را در قفس نکش، چرا که او فقط به تو امید دارد و به هیچ کس دیگری.
کجا بد نمودم که اینم جزاست
وگر نیست خنجر برویم چراست؟
هوش مصنوعی: آیا جایی وجود دارد که این وضعیت بیدلیل باشد؟ اگر چنین نیست، دلیل تیز شدن خنجر چیست؟
جوانم هزار آرزویم بدل
برادر بخانه مکش پا بگل
هوش مصنوعی: من جوانی با هزار آرزو هستم، به خانهام پا نگذار و مرا در گلی که هستم، غرق نکن.
بترس از مکافات یزدان پاک
مکن تیره خود اختر تابناک
هوش مصنوعی: از عواقب کارهای خود بترس و به خاطر پاکی و روشنی روح خویش، خود را در مسیر نادرست قرار نده.
بسی بردیا گفت و او کم شنید
بخنجر گلوی برادر درید
هوش مصنوعی: بسیار صحبت شد و او به کمشنیدن ماجرا، برادرش را با خنجر زد و گلویش را پاره کرد.
یکی مغ ورا یار بد در گناه
که جز او ندانست کس این گناه
هوش مصنوعی: کسی که در گناه با او یار شده، جز او هیچکس این گناه را نمیشناسد.
تن زار او را بدریا فکند
که قصرش بدی رو بدریا بلند
هوش مصنوعی: او را به دریا انداختند و کاخش در بلندیِ دریا محو شد.
بیامد بخوابید در قصر خویش
که نه مغز بودش نه آیین و کیش
هوش مصنوعی: او به قصر خود آمد و خوابیدن را اختیار کرد، زیرا درونش پر از اندیشه و عقل بود و نه تنها از آداب و رسوم پیروی میکرد.
بخوابید نا گه یکی خواب دید
پدر را به رویا غضبناک دید
هوش مصنوعی: ناگهان یکی به خواب رفت و در خواب پدرش را دید که در حال خشم و ناراحتی است.
پدر گفت فرزند ناپایدار
تبه کرد اهریمنت روزگار
هوش مصنوعی: پدر گفت: ای فرزند، تو که همیشه در حال تغییر و ناپایدار هستی، روزگاری که به تو سختی میزند، به نوعی اهریمن است.
بکشتی برادر چنان نامدار
نترسیدی از خشم پروردگار
هوش مصنوعی: برادر، تو با جسارت و شهامت نامی را به دوش کشیدی و از غضب خداوند نترسیدی.
نه من راضیم از تو نی مادرت
ز بد بدتر آید همی بر سرت
هوش مصنوعی: من نه از تو راضی هستم و نه مادر تو؛ بدتر از این حتی بر سرت میآید.
تو دیوانه ای خوار کردی پدر
ز نیکی نبینی دگر هیچ بهر
هوش مصنوعی: تو به خاطر دیوانگیات پدر را خوار کردی و دیگر هیچ نیکی از تو نمیبینم.
شوی زار و کشته تو با دست خویش
نه فرزند از تو بماند نه کیش
هوش مصنوعی: با دستان خود به حالتی برسان که از تو نه فرزندی باقی بماند و نه دینی به جا بگذارد، مانند کسی که در حالتی ناتوان و زار است.
بدشمن رسد دولت و تاج تو
همان تخت و هم افسر و باج تو
هوش مصنوعی: اگر دشمنت به موفقیت و قدرت دست پیدا کند، آنچه که به تو تعلق دارد، مانند سلطنت و تاج و تخت و مالیات، همگی از دست خواهد رفت.
بسوزی باتش تو در رستخیز
نه پای فرار و نه دست ستیز
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت قرار بگیری، نه میتوانی فرار کنی و نه میتوانی بجنگی؛ فقط باید با آتش عذاب بسوزی.
چو آن ظالم از خواب بیدار شد
ز کار بد خویش بیزار شد
هوش مصنوعی: وقتی آن ظالم از خواب بیدار شد، از اعمال ناپسند خود پشیمان گردید.
همی دید حالش دگرگون شده
تو گویی که بی مغز و مجنون شده
هوش مصنوعی: او حالتی دگرگون پیدا کرده و به نظر میرسد که از عقل و هوش خود بیبهره و مانند دیوانهها شده است.